تعادل در رفتار جنسى

با سلام خدمت شما دوست عزیز :

یكى از شاخه‏هاى حساس و مهم شهوت میل جنسى است كه بحث ما درباره آن دنبال خواهد شد. عفت كه به عنوان یك نقطه اعتدال و یك ارزش در رفتار جنسى به كار مى‏رود به معناى به رسمیت شناختن قلمروِ خود و قلمروِ دیگران است. مصلحت انسان قلمروى را براى میل جنسى خود فرد تعیین مى‏كند و دیگران نیز قلمروى دارند كه براى غیر آنان تعیین مى‏شود. وقتى این قلمروها به وسیله زیاده‏خواهى جنسى درهم شكسته شود بى عفتى نامیده مى‏شود و اگر در قلمرو تعریف شده باقى بماند، عفت خوانده مى‏شود.
پس براى رسیدن به عفت شناختن قلمروِ مجاز خواست جنسى و تمیز آن از منطقه ممنوعه آن، ضرورى است. براى شناخت بهتر این امر، قلمرو میل جنسى را در چند بعد از ابعاد انسان، به تفكیك پى مى‏گیریم. این ابعاد عبارت‏اند از: جسمانى، بینایى، شنوایى، گویایى، بویایى و خیال. علّت انتخاب این امور، وجود این تصوّرات است كه عفت فقط برقرار نكردن تماس بدنى با نامحرم است و حال آن‏كه عفت، قلمروهاى دیگرى نیز دارد كه كم‏تر بدان توجه شده است.
گذشته از تماس بدنى انسان در ناحیه بینایى و شنوایى و گویایى و بویایى و خیال قلمروهاى مشخصى دارد كه ورود نامحرم به درون آن، ممنوع است. هر یك از اعضاى بدن، حظى از زنا(1) و حظى از عفت دارند. اگر قلمرو هر یك از اعضاى بدن در برابر نامحرم حفظ نشود، زناى مخصوص به همان عضو، رخ داده است و اگر حریم آن حفظ گردد، عفّت آن عضو حاصل شده است.
بنابراین، در بحث عفت تمام اعضاى بدن و همه قلمروهاى آن باید مورد توجه و بررسى قرار گیرد. جالب این‏جاست كه نوع ورود به منطقه ممنوعه در هر یك از امور یاد شده، با دیگرى متفاوت است همان‏گونه كه در ادامه روشن خواهد شد این ورود گاهى با لمس است گاهى با صوت، گاهى با پرتوى از نور گاهى با بو و گاهى با خیال.
البته تذكر این نكته لازم است كه مراد ما از محرم و نامحرم در این نوشتار فقط منحصر به جنس مخالف نیست؛ بلكه هم جنس را نیز شامل مى‏شود. وقتى صحبت از قلمرو خصوصى یك نفر مى‏شود (كه ورود دیگرى به آن حرام است) آن دیگرى نامحرم نامیده مى‏شود، چه این فرد از جنس مخالف باشد و چه هم جنس. ورود یك پسر به قلمرو عفاف پسر دیگر ممنوع است، همان‏گونه كه ورودش به قلمرو عفاف دختر نامحرم. همچنین ورود یك دختر به قلمرو عفاف دختر دیگر ممنوع است، همان‏گونه كه ورودش به قلمرو عفاف پسر نامحرم.

قلمرو جسمانى

قلمرو جسمانى : شاید روشن‏ترین مصداق عفت باشد. هرگونه تماس بدنى میان مرد و زن نامحرم مُنافى عفت است. یكى از انواع تماس بدنى دست دادن با نامحرم است. رسول خدا(ص) هرگز دست مباركشان با دست نامحرم تماس نداشته است.(2) هنگام بیعت كردن زنان با ایشان از ظرفى آب به عنوان حایل میان ایشان و زنان نامحرم و در عین حال رابطى براى بیعت كردن، استفاده مى‏كردند.(3)
نوع دیگر تماس، بوسیدن نامحرم است. بوسیدن نامحرم، زناى لب است.(4) چه این نامحرم از جنس مخالف باشد و چه هم‏جنس. بى عفتى در بوسیدن هم جنس آن است كه این‏كار با انگیزه فرونشاندن میل جنسى و برخاسته از این غریزه باشد. حفظ این قلمرو (قلمرو لب) در مقابل نامحرم،
عفت لب و بوسه است.
به طور كلى تماس بدنى غیر عفیفانه، هرگونه تماسى است كه برخاسته از میل جنسى و یا به قصد فرونشاندن آن باشد. این تماس چه با جنس مخالف باشد و چه میان هم‏جنس‏ها در هر دو صورت به معناى شكستن قلمرو عفافِ برخى اعضاى بدن است.
گذشته از این‏كه تماس بدنى میان نامحرم‏ها نباید صورت پذیرد، فاصله میان زن و مرد نامحرم نیز مهم و داراى تأثیر است. هرچه فاصله میان زن و مرد نامحرم بیشتر باشد، حریم بیشترى نگه داشته مى‏شود و كم‏تر احساس خودمانى شدن و صمیمى بودن (كه گامى است به ‏سوى غفلت از قلمروهاى شخصى) به طرفین دست مى‏دهد و هرچه این فاصله كم‏تر شود طرفین خودمانى‏تر و صمیمى‏تر مى‏شوند و آرام آرام، نوع نگاه‏ها و نوع كلماتى كه بین آنها رد و بدل مى‏شود، تفاوت مى‏یابد. به همین جهت مسئله چگونگى نشستن در كنار نامحرم در اماكن عمومى و وسایل نقلیه عمومى و... اهمیت مى‏یابد.
حفظ فاصله میان نامحرم (هم جنس و جنس مخالف) و نداشتن تماس بدنى حتى با وجود لباس نقش مهمى در پیشگیرى از ارتباطهاى غیرعفیفانه در سطح بالاتر دارد. همچنین بهتر است هم جنس‏ها در یك بستر با یكدیگر نخوابند و یا اگر مى‏خوابند رواَنداز آنها یكى نباشد.(5) این كار به حفظ قلمروِ شخصى آنها كمك مى‏كند.

قلمرو بینایى

شكسته شدن یك قلمرو، همیشه به صورت جسمانى انجام نمى‏شود. هنگامى كه شما به یك منظره و یا یك شخص، نگاه مى‏كنید و از آن تصویر برمى‏دارید، در حقیقت، وارد قلمرو آن شده‏اید. این ورود، یك ورود نورانى است. نور كار انتقال تصاویر را به چشم انسان برعهده دارد.(6) آنچه توسّط نور به چشم منتقل مى‏شود، اگر زن نامحرم یا تصویر و فیلم مستهجن باشد، موجب هیجان جنسى و برانگیختگى شهوت مى‏شود(7) و این آغاز اغتشاش و ناامنى در قلمروهاى شخصى و غفلت از آسیب‏هاى درونى و بیرونى است.
عفّت در قلمرو بینایى هم به معناى حفظ مرز دیدن است و هم به معناى رعایت قلمرو نامحرم. رسیدن به این هدف در گرو این است كه از یك سو، زن در منظر نامحرم چند چیز را رعایت نماید: یكى پوشش بدن از نامحرم است. پوشش چند نوع است: یا كامل است یا نیمه تمام كه نیمى از بدن را پوشانده و نیمى را عریان مى‏گذارد. و در عین حال یا جذاب و تحریك كننده است و یا ساده و بى‏آلایش. پوشش مناسب، آن است كه هم كامل باشد و هم غیر جذاب. پوشش مناسب در حقیقت مانعى بر سر راه ورود نگاه نامحرم و به نوعى مرزبان قلمرو خصوصى زن است. اما پوشش نیمه تمام یا جذّاب، نه‏تنها مرزبانى نمى‏كند بلكه بیگانه را براى ورود به این حریم تشویق و تحریك مى‏كند.
به همین جهت، رسول خدا(ص) به همسر یكى از اصحاب خود توصیه كردند كه زیرلباس نازك خود لباس دیگرى بپوشد تا حجم بدن او نمایان نشود.(8) حتى حضرت زهرا(س) نگران پس از مرگ خودش بود كه نكند حجم بدن وى براى نامحرم نمایان شود و لذا با مشورت اَسماء تابوتى براى اولین بار در تاریخ اسلام ساخته شد تا بدن ایشان، درون آن پوشیده باشد.(9) پس یكى از وظایف زنان با عفت بستن مرزها و راه‏هاى ورود امواج نورى نگاه به قلمرو خصوصى آنان است.
اقدام دیگر خوددارى از آراستن خود و لباس خود براى افراد نامحرم و یا آشكار ساختن این آرایه‏ها در بیرون از قلمرو شخصى است. جلوه‏گرىِ زن براى بیگانگان و پوشیدن برخى لباس‏ها و استفاده از برخى رنگ‏ها در فضاى عمومى جامعه چشمان مردان را به‏سوى خود مى‏كشد و زمینه نا امن شدن حریم شخصى زن را فراهم كند.
اقدام سوم حفظ وقار و حیا در رفتار است. رفتارهاى تحریك كننده، خود، عامل دیگرى براى جلب نگاه نامحرم است. اگر رفتار یك زن، همراه با وقار و حیا باشد، نگاه نامحرم جرئت ورود به حریم خصوصى وى را پیدا نمى‏كند. یك نمونه رفتار با وقار و حیا در قرآن كریم درباره دختران حضرت شعیب(ع) آمده است.(10)
اقدام چهارم قرار ندادن خود در معرض نگاه نامحرم است. در جایى كه نیازى به حضور زن نیست ضرورت ندارد كه زن در جمع نامحرم حاضر شود و خود را در معرض دید آنان قرار دهد. خود را در معرض دیگران قرار دادن اگر به یك رویه و عادت تبدیل شود، ضریب امنیت را پایین مى‏آورد همانند كالاى ارزشمند و گران‏قیمتى كه بیرون از حصار امن خود باشد و امكان دسترسى و دستبرد زدن به آن آسان باشد. به همین جهت قرآن نیز به زنان توصیه كرده است كه از پشت پرده با نامحرمان ارتباط داشته باشند.(11) این قبیل اقدام‏ها قلمرو بینایى زن را از نگاه نامحرم نگه مى‏دارد و بدین سان عفت در این قلمرو تأمین مى‏شود.
و امّا از سوى دیگر، مرد باید نگاه خود را به قلمرو خصوصى زن نیفكند و حریم وى را مورد تعرض قرار ندهد. قرآن از مؤمنان مى‏خواهد كه نگاه خود را از نامحرم بگردانند.(12) در روایات نیز توصیه فراوانى به چشم‏پوشى مردان از زنان نامحرم شده است:(13) پشت سر زن نامحرم، حركت نكند؛(14) از پشت به زنان نامحرم نگاه نیفكند؛(15) از رو به ‏رو به زن نامحرم خیره نشود،(16) و اگر به طور اتّفاقى نگاه وى به نامحرم افتاد، چشم خود را بگرداند(17) و بار دیگر، نگاه خود را به وى نیفكند.(18)
بنابراین، مرد باید حدّ نگاه خود را بشناسد و آن را فراتر از قلمرو خود به كار نیندازد. البته چشم‏پوشى اختصاص به مرد ندارد. زنان نیز باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارند. نگاه زن نیز حدّ دارد و آن، مرد نامحرم است. هنگامى كه مرد كورى بر رسول خدا(ص) وارد شد، آن حضرت، از همسران خود خواست كه جلسه را ترك كنند و پشت پرده قرار گیرند. آنان با تعجّب گفتند: وى كور است!. حضرت فرمود: شما كه كور نیستید و او را مى‏بینید!.(19)
بنابراین، بینایى یكى از قلمروهاى عفت است. هم مرد باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارد و هم زن. اگر نگاه نامحرم وارد قلمرو خصوصى زن نشود و نگاه زن نیز وارد قلمرو خصوصى مرد نامحرم نگردد، كمال سعادت آنهاست و به استحكام بنیاد خانواده مى‏انجامد. جمله زیباى حضرت زهرا (س) كه فرمودند: خیر زن در آن است كه نه او مردى را ببیند و نه مردى او را ببیند (20) دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است. این قلمرو مخصوص نامحرم (چه از جنس مخالف باشد و چه هم جنس) است. دختر و پسر هر دو قلمرو خویش را با كمال وسواس محافظت مى‏كنند تا محرمى را لایق آن بیابند. این محرم، همان همسر قانونى پاك و امین و اهل فضیلت است.

قلمرو گویایى

«گویایى» كارخانه تولید صوت است و صوت و سخن، پل میان انسان‏ها. سخن تولید شده توسط دستگاه گویایى دو بخش عمده دارد. یك بخش آن كلماتى است كه تولید مى‏شود و مفاهیمى را در بر دارد. اما بخش دیگر آن، حالت بیان آن كلمات است كه ممكن است حاكى از شادى، غم، ناراحتى، دوستى و... باشد. هر دو بخش یاد شده در بحث عفت گویایى قابل طرح است. برخى كلام‏ها و برخى از حالت‏هاى اداى كلام تحریك كننده و هوس‏انگیزند. گاهى موضوع سخن، تحریك كننده است و گاهى موسیقى كلام و شیوه بیان جملات. به همین جهت گویایى قلمرو دیگر عفت است.
استفاده كردن از كلمات و جملات تحریك كننده و یا بیان جملات با حالتى همراه ناز و غمزه غریزه جنسى را تحریک مى‏كند و مرزهاى عفت را به خطر مى‏اندازد به همین جهت قرآن كریم، مخصوصا به زنان توصیه كرده است كه با نامحرمان نازك و نرم و دلربا سخن نگویند.(21)
مسئله دیگر، نوع صدا زدن یكدیگر است. صدا زدن و بردن نام داراى طبقه‏بندى خاصى است كه بر اساس آن نوع كلمات و جملاتى كه به كار مى‏روند متفاوت مى‏شود. معمولاً زن و شوهر پدر و دختر پسر و مادر و خواهر و برادر براى صدا زدن یكدیگر از نام كوچك استفاده مى‏كنند. حتى ممكن است میان زن و شوهر از الفاظى كه حاكى از عشق و علاقه باشد، استفاده گردد اما غریبه‏ها از نام بزرگ افراد استفاده مى‏كنند، به صورتى كه نشانه احترام به قلمرو طرف مقابل است. خودمانى شدن زن و مرد نامحرم، در حقیقت به معناى شكسته شدن حریم آنهاست. بنابراین این‏جا نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است. معمولاً مرد نامحرم، جرئت نمى‏كند كه با زن نامحرم، خودمانى شود و زن عفیف نیز به مرد نامحرم اجازه نمى‏دهد كه صمیمى شود و با او همانند یك همسر، سخن بگوید.

قلمرو شنوایى

برخى شنیدنى‏ها موجب تحریك غریزه جنسى مى‏شوند. شنیدن ترانه‏ها و آوازهایى كه مضمون‏هاى غیر اخلاقى دارند، براى همگان حرام است. صوت زنان آوازه‏خوان و حتى صداى معمولى اما نازك برخى زنان، غریزه جنسى مرد را تحریك مى‏كند. همچنین ممكن است آواز یك مرد و یا یك موسیقى تحریك كننده، غریزه زن را تحریك كند. به همین جهت، شنوایى یكى دیگر از قلمروهاى عفت است. عفت شنوایى در این است كه صداى مهیج نامحرم و هرگونه صوت تحریك كننده‏اى وارد دریچه گوش نشود. اجازه ورود دادن به هر نوع صداى شهوت برانگیزى نوعى بى‏عفتى است. شخص عفیف، هر صدایى را از راه گوش به قلب و روان خود وارد نمى‏سازد. شنیدن، قلمروى دارد كه عبارت است از: همه صداهاى خوب عالم. آنچه شهوت‏انگیز باشد، خارج از قلمرو و گامى به‏سوى بى‏عفتى است.
بنابراین، راه حفظ عفت شنوایى گوش ندادن به صداهاى تحریك كننده و حاضر نشدن در مجالس موسیقى و آواز اغفال كننده و دور شدن از فضاهایى است كه پر از تحریكات و هیجانات پوچ و زیانبار و بى‏بهره‏اند.
امامان معصوم(ع) بارها یاران و اصحاب خود را از حضور در چنین مكان‏هایى و حتى مجاورت چنین محفل‏هایى بازداشته‏اند(22) و این مطلب را كه برخى گفته‏اند رسول خدا(ص) به برخى آوازها گوش مى‏داد و اجازه شنیدن آنها را داده است تكذیب مى‏كردند و چنین دروغ پردازانى را نفرین مى‏فرمودند.(23) حتى از امام على(ع) نقل شده كه ایشان به زنان جوان، سلام نمى‏كردند تا نكند جواب آنان گوش حضرت را بنوازد و موجب جلب توجه قلبى گردد.(24) این الگوى عفاف در قلمرو شنوایى است.
قلمرو بویایى

بوى خوش، دل‏انگیز و جان‏نواز است. این ویژگىِ منحصر به فرد، سبب مى‏شود كه توجه انسان را به كانون بوى خوش جلب و آدمى نسبت به آن علاقه‏مند و دلبسته شود. حال اگر كانون بوى خوش، زن یا مرد نامحرم باشد چه اتفاقى رخ مى‏دهد؟ قطعا توجه وى را جلب و میل او را جذب و غریزه جنسى‏اش را تحریك مى‏كند. بنابراین بویایى قلمرو دیگرى براى عفت است.
استفاده از بوى خوش به كلى ممنوع نیست اما همان‏گونه كه انسان بدن خود را از نامحرم مى‏پوشاند براى بوى خوشِ خود نیز باید حریمى نگه دارد تا عفت او حفظ شود. این مسئله درباره خانم‏ها از اهمیت بیشترى برخوردار است زیرا انگیزه شهوانى مردان قوى‏تر و پاسخ آنها به تحریك كننده‏ها سریع‏تر و توان آنها براى ورود به قلمرو جنس مخالف بیشتر است. به همین جهت در روایات فراوانى از عطر زدن زن براى مرد نامحرم و خروج وى از منزل در چنین حالتى به شدت نهى شده است.(25) حضرت زهرا(س) خود را حتى از یك نابینا مى‏پوشاند و دور مى‏سازد تا نكند وى از طریق بویایى متوجه ایشان شود. (26)این نهایت عفاف است كه یك زن حتى حاضر نیست ارتباط بویایى میان او و نامحرم برقرار شود.

قلمرو خیال

خیال حوزه دیگرى از وجود انسان است كه همچون پرنده‏اى به هرجا كه بخواهد پر مى‏كشد و بسیارى از چیزهاى دست نایافتنى را در ذهن خود مى‏پروراند. آن‏گاه كه خیال، به وادى شهوت كشیده شود، پاى عفت نیز به میان مى‏آید. تخیل‏هاى شهوانى و تحریك كننده میل جنسى، هم شكستن قلمرو دیگران است و هم نادیده گرفتن مرز خود. تخیل درباره یك نامحرم، هم واردساختن پرنده خیال به حریم وى است و هم وارد ساختن نامحرم به قلمرو خود.
خیال غیر عفیفانه، هرچند عمل مشهود جنسى نیست اما نوعى زیاده‏خواهى است كه تأثیرات روانى عمیقى دارد و همانند دود، خانه دل را سیاه مى‏كند(27) و زمینه شهوترانى را فراهم مى‏سازد؛ زیرا انسان به‏سوى هر آنچه فكر كند، كشیده مى‏شود.(28)
با این توضیح، روشن مى‏شود كه خیال نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است و شخص عفیف، كسى است كه نه خیال خود را به خانه نامحرم مى‏فرستد و نه نامحرم را به خانه خیال خود راه مى‏دهد.

خلاصه سخن

انسان، گذشته از قلمرو فیزیكى و جسمانى، داراى قلمروهاى بینایى ، گویایى، شنوایى، بویایى و تخیلى نیز هست و لذا عفت (كه به معناى رعایت حریم خود و دیگران و حفظ قلمروهاى خصوصى از تعرض غریزه جنسى است) محدود به جسم و برقرارى ارتباط جسمانى نمى‏شود بلكه هرگونه ارتباط شهوانى میان نامحرم‏ها (هم جنس و یا از جنس مخالف) را شامل مى‏شود.
پس، همه اینها قلمرو من است و من با تمام وجود از قلمرو خود محافظت مى‏كنم و اجازه ورود هیچ كس را به آن نمى‏دهم و در عین حال خود نیز به قلمرو هیچ كس تعرض نمى‏كنم.