مدیر فنی سابق باشگاه پرسپولیس دلایل جدایی خود و ناکامی‌های اخیر این باشگاه را مطرح کرد.
محمد مایلی کهن با همان ادبیات و زبان به قول خودش  زبان سرخی که از او سراغ داریم سفره دلش را باز کرد و مثل همیشه انتقاداتی را بر زبان آورد که شاید پس لرزه هایی را برای او و فوتبال داشته باشد.
داستان مدیریت فنی دو ماهه او در باشگاه پرسپولیس، روز گذشته با یک استعفای شفاهی به پایان رسید تا کاشانی و استیلی از این پس دیگر «حاجی مایلی» را در جبهه خود نبینند.
مدیر فنی سابق باشگاه که طی هفته های اخیر با موضوعات مختلفی چون بحران پرسپولیس، مصاحبه با برنامه شوک، نامه انتقادی به رییس صدا و سیما و ... مواجه بوده، در گفت‌وگویی با محور همین سه موضوع، با برنا شرکت کرده است که متن این گفت‌وگوی تفصیلی را در زیر می خوانید:

* بالاخره تصمیم خود مبنی بر کناره گیری از باشگاه پرسپولیس را عملی کردید؛ کی به این جمع بندی رسیدید؟
- بنده در ابتدا از همه عزیزانی که به من لطف داشتند، طرفداران پرسپولیس و به ویژه حبیب کاشانی کمال تشکر را دارم اما دیگر در تمرینات تیم محبوبم حاضر نمی شوم و مسئولیتی در این باشگاه نمی پذیرم زیرا احساس می کنم ادامه کارم به نفع پرسپولیس نیست. تقریبا از شنبه هفته گذشته تصمیم گرفتم که دیگر در تمرینات حاضر نشوم.

* دلایل این کناره گیری چیست؟
- دلیل عمده اش این است که روند کارم در این باشگاه با اصولم همخوانی نداشت؛ بنده وقتی بدانم در جایی مؤثر نیستم پستی را اشغال نمی کنم تا نفرات بعدی بتوانند بیایند و کمک کنند. احساسم این است که حضورم در پرسپولیس نه تنها کمکی به این مجموعه نمی کند بلکه شاید به نوعی یکسری موانع بر سر راه به وجود آورد و بالطبع چون پرسپولیس را بیشتر از خودم دوست دارم ،کنار می کشم.

* روزی که این مسوولیت را قبول کردید، خیلی ها از شما به عنوان سپر بلای مسوولان و مربیان پرسپولیس نام بردند و وقتی بلافاصله بعد از قبول مسوولیت در برنامه ورزش و مردم برابر کمیته پیشکسوتان که از سوی علی پروین تشکیل شده بود موضع گرفتید این نظر تقویت شد. - در مملکت ما چیزی که زیاد است حرف و حدیث است!کسی هم جلوی این حرف و حدیث ها را نمی گیرد. گاهی مواقع بحث هایی مطرح می شود که توهین به شخصیت آدم است و آنجا دیگر سکوت جایز نیست؛ بنده برای سپر بلا شدن به پرسپولیس نیامدم اما ویژگی من این گونه است که در برابر برخی مسایل سکوت نمی کنم و موضع می گیرم و از این موضوع نمی هراسم.

این آقا را در آمریکا دستگیر می کردند!
* قبول دارید که حضورتان در پرسپولیس با یک سری حاشیه ها برای این تیم همراه بود؟ - برخی افراد از طریق رسانه های وابسته به خود وقیحانه مسائلی را مطرح می کنند و متأسفانه هیچکس جلوی آنها را نمی گیرد. شما دیدید که بعد از مصاحبه من با یک دوربین تلویزیونی که هنوز برنامه اش پخش نشده چه جوی درست کردند و چگونه آدم های خودشان را وسط انداختند تا جواب مرا بدهند. اگر حاشیه ای درست شد آنها درست کردند نه بنده. من یک سری صحبت ها را مطرح کردم و اسم کسی یا تیمی در آن صحبت ها به چشم نمی خورد اما حملات علیه من خیلی زود آغاز شد. یک نفر گفته محمد مایلی کهن احتیاج به درمان دارد، جالب آنکه همین آقا که از نیاز من به پزشک و درمان صحبت کرده سال ها در آمریکا زندگی کرده و وقتی چند وقت پیش آقای نمازی کمک مربی تیم ملی انتقادی به وی کرد ایشان در پاسخش در مطبوعات گفت اگر او را ببینم یک سیلی محکم در گوشش می زنم! بنده می خواهم بپرسم اگر همین آقا در آمریکا چنین حرفی را می زد غیر از این بود که در کمتر از یک روز دستگیرش می کردند؟!

* منظورتان آقای .......
- اسم نمی برم. بنده مشکلی ندارم حالا اگر هم به قول ایشان به درمان نیاز دارم خدمت خودشان می روم تا از چیزهایی که مصرف می کنند به من هم بدهند تا حالم خیلی خوب شود!
یک نفر دیگر که سال ها با پلیس امارات بوده... علیه بنده انتقاد کرده است؛ برایم عجیب است زیرا  این آقا تا 6 ماه قبل علیه آن یکی آقا مصاحبه می کرد و می گفت دکترایش تقلبی است، بیاید در رستوران من کار کند و حتی در جایی مدعی شده بود که فرد مذکور در کرج زمین  هایی بنام کمپ استقلال گرفته و به نام معاون خودش زده است و ... حالا چگونه است که اینها در دفاع از یکدیگر ناجوانمردانه مرا می زنند؟!
همه مردم مرا می شناسند و می دانند چه کار کرده ام و چه کار می کنم. الان هر کسی به کوچکترین پست ها می رسد مثلاً مسوول روابط عمومی یک باشگاه می شود 2 دستی آن پست را می چسبد و از دستش نمی دهد ولی بنده در کارم استقلال دارم و هیچ چیز را به صداقت، درستی و منافع عام ترجیح نمی دهم. طی این روزها خیلی به من توهین شد؛ وحشتناک هم توهین شد، از هیچ کدامشان نمی گذرم، حتی کاری کردند که در همین بازی اخیر استقلال مقابل فجر در استادیوم به من توهین شد؛ خدا را شکر مردم آگاهند و علیرغم خط دادن های عده ای، مایلی کهن را خوب می شناسند. بنده فکر می کنم جزو معدود چهره های ورزشی باشم که دائم در بین مردم هستم. بنده خرید روزانه منزل را خودم انجام می دهم در مراکز خرید و گاه و بیگاه در مترو و اتوبوس مردم را می بینم و واکنش های آنها را مشاهده می کنم. برای مردم سلامت و صداقت افراد مهم است. حالا بگذارید یک عده علیه بنده جوسازی کنند. جالب است بدانید همانقدر که طرفداران پرسپولیس به من لطف دارند طرفداران استقلال نیز به بنده محبت دارند چون می دانند در این فوتبال خودم را وقف کرده ام؛ آقایان هم بدانند که تلاش بیهوده می کنند، اگر دنبال بستن دهان من و بریدن زبانم هستند به جایی نمی رسند، باید سرم را ببرند. زبان من تا وقتی که ظلم و ناپاکی باشد همین گونه سرخ است.

* از اینکه به پرسپولیس آمدید و این همه حاشیه یا به قول خودتان توهین را به جان خریدید پشیمان نیستید؟
- من فوتبال را دوست دارم. همیشه گفته ام که هر چه دارم ابتدا از خدا سپس از مرحوم مادرم و بعد فوتبال و باشگاه پرسپولیس است. حالا هم وظیفه ام است که ادای دین کنم . این طور نبود که من یک شبه تصمیم بگیرم که به پرسپولیس بیایم، بارها مذاکره شد تا اینکه بالاخره قبول کردم. دوست داشتم اگر قرار شد بیایم درست و درمان بیایم ، اگر قرار بود روال همان روال قبل باشد حضور بنده چه الزامی داشت؟

* طی این سال ها در دو مقطع به پرسپولیس آمدید، که هر دو بار به استعفایتان انجامید، می گویند شما دنبال سرمربیگری این تیم هستید.
 - البته در آن مقطع که شما می گویید اعلام کرده بودم  اگر مدیرعامل نشوم می روم چون سوابق مدیریتی بنده با دیگر آقایان حاضر در هیات مدیره قابل مقایسه نبود. در این مقطع هم بنده ابتدا یکی از گزینه های سرمربی گری بودم که باشگاه از من برنامه خواست اما عذرخواهی کردم، پس دنبال سرمربیگری نبودم.

* چرا برنامه ندادید؟ - یک سری اهداف داشتم و می دیدم که شاید نتوانم به عنوان مربی موفق شوم. ضمناً بعد از یک فصل فشرده کار کردن در سایپا بر این باور بودم که بهتر است استراحت کنم.
 
«سومدیک» از مربیان ایرانی هم ضعیف تر است
* ظاهراً دلیل اصلی جدایی شما از پرسپولیس اختلاف با حمید استیلی بود. - قرار ما چیز دیگری بود. بنده بعد از 7 ، 8 ، 10 روز که از انتخاب سرمربی گذشته بود به مجموعه اضافه شدم و قطعاً نمی توانستم در انتخاب سرمربی نقشی داشته باشم اما این را نیز نمی توانستم بپذیرم که جایی باشم و مسوولیتم حالت نمادین داشته باشد. شما می توانید از آقای کاشانی بپرسید که آیا به ایشان نگفتم در پرسپولیس یک ریال هم پول نمی خواهم و حتی یک جوراب از باشگاه نگرفتم؛ یعنی قرارمان نبود که بگیرم و یا قراردادی ببندم. بحث لجبازی هم نبود؛ بنده یک سری پیشنهاد دادم که مورد موافقت قرار نگرفت.

* ریشه اختلافات روزی شکل گرفت که شما فردی  را به عنوان دستیار به استیلی پیشنهاد کردید و وی نپذیرفت.
-  باید بگویم که بحثم کمک به تیم بود اما بنا به دلایلی ایشان را نپذیرفتند و بعد یک مربی خارجی به مجموعه اضافه شد. بحث من به  سومدیک بر می گردد. مدیران فنی قبلی نهایتاً در جلسات فنی شرکت می کردند اما بنده در اکثر تمرینات پرسپولیس حضور فیزیکی داشتم و در این مدت چیزی از این مربی آلمانی ندیدم که برتر از مربیان ایرانی باشد و شاید هم به مراتب از آنها ضعیف تر عمل می کرد. البته شاید اینها نتوانستند از این مربی خوب استفاده کنند و این مربی واقعا کارآیی دارد.

* انتقادات شما به مربی بدنساز پرسپولیس نیز علت دیگر ایجاد اختلاف بود؛درباره این مسأله صحبت کنید.
- مشکل پرسپولیس این است که در اکثر موارد یکسری رفیق بازی ها صورت می گیرد. رفیق بازی نباید به تیم ضربه بزند. ما نباید منافع جمع و طرفداران را زیرپا بگذاریم. اوایل فصل که هنوز بنده به تیم اضافه نشده بودم ظاهراً بازیکنان را به آکادمی ملی المپیک برده بودند تا آنجا زیر نظر آقای کماسی کار کنند چون محل کار اصلی آقای کماسی در آکادمی است. پس از آن نیز ایشان در اردوی ترکیه حاضر نشد و در تمرینات حضور یک خط در میان داشت. گرچه ایشان گفته مایلی کهن را نمی شناسم ولی آقای کماسی را می شناسم و برایشان احترام قائلم . حرفم این است که چرا باید در باشگاه با این جور مسایل مماشات شود. جناب کماسی در سال 86 به خاطر ارتباطاتی که بوده 120 میلیون تومان از باشگاه گرفته است و الان به نحوی پول بیشتری می خواهد. در حالی که  مولایی بدنساز قبلی تیم سال قبل 60 میلیون تومان گرفته بود و الان حتی وقتی باشگاه به آقای کماسی می گوید 25 درصد بیشتر از سال قبل به تو پول می دهیم ایشان زیر بار نمی رود. حرف من این است که آقای کماسی ناراحت شود بدتر است یا میلیون ها هوادار ؟

* پیشنهاد شما برای مسوولیت بدنسازی تیم پسر ولی الله صالح نیا بود اما استیلی به وی اجازه نداد در تمرینات شرکت کند و شما نیز از همان تاریخ دیگر در تمرینات حاضر نشدید. - به خاطر همان مشکلاتی که پیرامون ماجرای بدنسازی تیم بود و به شما گفتم بنده از یک جوان با اخلاق و عالم که فوق لیسانس تربیت بدنی دارد خواستم به تیم کمک کند که به ایشان اجازه چنین کاری را ندادند.

* اما حضور این مربی با سرمربی تیم هماهنگ نشده بود؟- مگر باید چند بار هماهنگ می شد؟ بنده با آقای کاشانی حرف زده بودم.

* به هر حال سرمربی تیم از این موضوع بی اطلاع بود؛ شاید بهتر بود استیلی را هم در جریان می گذاشتید. - وقتی بدنساز تیم در اردوی ترکیه و تهران کنار بازیکنان نبوده و از این نظر مجموعه ضربه خورده است به نظر شما نباید اقدامی صورت می گرفت؟ اگر بنده می خواستم سکوت کنم از آن مدیرفنی هایی می شدم که آقای پروین گفته بود؛ یعنی کشک . بنده در هیچ جایی کشک نخواهم شد.

کار سرپرست تیم فقط  امضای برگه تعویض نیست!
* این موضوع که شما از پرسپولیس جدا می شویداز همان روز اول حضورتان در این مجموعه قابل پیش بینی بود.
- اگر خودم این تصور را داشتم هرگز به آنجا نمی رفتم؛ نگاه بنده نسبت به حمید استیلی چیز دیگری بود که اشتباه می کردم.
 
* آیا همه مشکلات این پرسپولیس بحران زده در بحث دستیاری استیلی و ماجرای پرویز کماسی خلاصه می شود؟
- خیر، یکسری مشکلات دیگر هم هست که خدمتتان عرض خواهم کرد. اولا ما در همین دو ماه اخیر مشکلاتی را مشاهده کردیم که در حوزه سرپرستی تیم است. علیرغم احترامی که برای آقای خردبین قائل هستم باید بگویم که پرسپولیس در زمینه سرپرستی مشکل دارد. سرپرستی کردن فقط امضای کارت تعویض بازیکن نیست بلکه یک سرپرست می بایست یک ساعت زودتر از بازیکنان در محل تمرین حاضر شود و یک ساعت دیرتر از آنها برود.
سرپرست باید با بازیکن رابطه پدر و فرزندی داشته باشد و در واقع پل ارتباطی بین مدیرعامل و سرمربی به حساب آید. یک سرپرست باید آینده نگر باشد و مثلا از همین امروز به فکر یک زمین تمرین برای دو ماه بعد باشد تا اگر مشکلی پیش آمد تیم آسیب نبیند. که متأسفانه آقای خردبین این آینده نگری را ندارد. سرپرست تیم باید بعد از هر مسافرت گزارش اتفاقات داخل و خارج از میدان را به باشگاه ارائه کند.
در جلسه کمیته فنی می گویند که تیم در بوشهر با استرس وارد زمین شد. می پرسیم چرا؟ می گویند: آنجا دو سه تا پلاکارد نامناسب علیه سرمربی نصب شده بود. به آقای خردبین می گوییم شما به عنوان سرپرست چه کار کردید؟ می گوید چه کار باید می کردم ؟ بنده به ایشان گفتم شما می بایست موضوع را به ناظر مسابقه منتقل می کردید و می گفتید اگر این پلاکاردها برداشته نشود تیم بازی نمی کند. و یا در جلسه عنوان می شود در بوشهر غذای مناسب نبوده و جالب اینکه گفته می شود این موضوع سال قبل هم تکرار شده بود! شما به بنده بگویید پس وظیفه سرپرست چیست؟
 
* اگر بخواهید نقش مقصران شرایط فعلی پرسپولیس را تعیین کنید، از دید شما نقش چه کسی پر رنگ تر خواهد بود؟- همه این عوامل در کنار هم به تیم ضربه می زنند؛ شما وقتی از رده سرپرستی به پایین تر می آیید می بینید که حمید استیلی برخلاف ذهنیتی که در جامعه وجود دارد هنوز باورش نشده که سرمربی پرسپولیس است و نمی داند چه مسوولیت بزرگی دارد. تنها چیزی که بعد از هر باخت مطرح می کنند این است که در ورزشگاه آقای ایکس تشویق شد. بنده یک سوال دارم؛ روز بازی با ملوان که خودم هم در استادیوم بودم و ما گل اول را خوردیم و آقای ایکس تشویق شد چرا مردم پس از گل تساوی دیگر آقای ایکس را تشویق نکردند؟ برخلاف اینکه می گویند تشویق شدن آن آقاهدایت شده نبوده بنده معتقدم این ماجرا کاملاً هدایت شده است و برای حرفم دلیل دارم.
20نفر در 20 نقطه استادیوم قرار می گیرند و با دریافت مبالغی وظیفه شان این است که وقتی تیم گل خورد و هوادار ناراحت و احساسی شد، آنها را به تشویق فلانی تحریک کنند. اما وقتی تیم گل مساوی را می زند آن 20 نفر دیگر جرأت این کارها را ندارند. 
 
هواداران استقلال از آقای ایکس خاطرات خوشی دارند!
 *انگار شما هم مثل حبیب کاشانی قصد دارید دیگر اسم سرمربی سابق پرسپولیس را نیاورید؟
- بله ، من می گویم آقای استیلی شما تیمت را درست کن و نتایج خوبی بگیر آن وقت ببین همین تماشاگر چه سر و دستی برایت می شکند. اگر تماشاگران واقعاً آقای ایکس را دوست داشته باشند با این همه تبلیغات، بازی های تیم آقای ایکس می بایست ده ها هزار تماشاگر داشته باشد. چرا راه دور برویم؟ مگر همین هفته گذشته بازی تیم آقای ایکس یک روز بعد از بازی پرسپولیس و مس سرچشمه برگزار نشد؟ شما به من بگویید چه تعداد تماشاچی بازی تیم آن آقا را از نزدیک دید؟

* جالب اینکه تماشاگران دیگر تیم ها نیز این روزها به هر بهانه ای علی دایی را تشویق می کنند؛ حتی استقلالی ها؛ این چه نشانه ای است؟
- البته تماشاگران استقلال بسیار هوشمندانه عمل کردند زیرا آنها خاطرات خوشی از آقای ایکس دارند و نام ایشان آنها را یاد پیروزی رفت و برگشت شان در دربی می اندازد؛ آنها  علاقمند هستند که ایشان به پرسپولیس برگردد و پیروزی هایشان در دربی تکرار شود!

* فارغ از مباحث حاشیه ای ، به نظر می رسد در بعد فنی هم این مجموعه اشکالاتی داشته باشد که شاید فرصت کم حمید استیلی برای پیاده کردن اهداف تاکتیکی اش را نیز بتوان در ایجاد این شرایط دخیل دانست. - بله، در این مدت بارها از ایشان ارائه برنامه تمرینات را خواستار شدیم و در آخر با اکراه به ما برنامه دادند که دیدیم طبق آن برنامه بازیکنان باید در گرم ترین ماه سال و همزمان با ماه مبارک رمضان در ساعت 10 صبح تمرین کنند! شما بگویید، ساعت 10 صبح مرداد ماه و در اوج گرما چه کسی تمرین می گذارد؟ هر بار که تیم می بازد ایشان می آید و عذر خواهی می کند؛ عذرخواهی تا کی؟ البته عذرخواهی وظیفه مربی است اما وظایف اصلی تر چه می شود؟ ما باید بیشتر کار کنیم و از افرادی که به آنها اعتماد داریم مشورت بگیریم.
تیم در بوشهر تا ساعت 12:30 بازی کرده، ساعت  1:30 از ورزشگاه خارج شده و ساعت 2 به هتل رسیده و بازیکنان ناخواسته تا 4 صبح بیدار بوده اند و 8 صبح هم به سمت تهران پرواز کرده اند. آنوقت برای این تیم ساعت 10 صبح تمرین گذاشته اند تا ریکاوری کنند؛ جالب اینکه خود سرمربی از فرط ناراحتی و افسردگی با لباس شخصی تمرین را تماشا کرده است.
شما وقتی می بازید باید به دنبال ضعف ها بگردید و گرنه با معذرت خواهی که دردی دوا نمی شود.

پرسپولیس بدون سرمربی بهتر نتیجه می‌‌گرفت
 * چرا این مسائل را رودررو با خود استیلی مطرح نکردید تا کار به اینجا کشیده نشود؟ - اتفاقاً گفتم؛ بنده با کسی تعارف ندارم. از خودشان بپرسید که چرا قبول نکردند.

* از همان ابتدا اینگونه استنباط می شد که ارتباط شما و کادر فنی حسنه نیست.
- علیرغم احترامی که برای آقای استیلی قائلم معتقدم که در 4 بازی اخیر حتی اگر پرسپولیس مربی هم نداشت 9 امتیاز می گرفت! ما 2 بازی تهران را از دست دادیم. شهرداری تبریز که در تهران تیم ما را شکست داد در خانه خودش 2 گل از سپاهانی که از سال قبل ضعیف تر شده است دریافت کرد. کار به جایی رسید که در مقابل مس سرچشمه وقتی بازیکن ما گل تساوی را زد انگار در جام جهانی به تیم ملی برزیل گل زده بود! این تأسف بار است.

* کناره گیری شما این ذهنیت را ایجاد می کند که به دلیل نتایج اخیر پرسپولیس قصد دارید خودتان را از ناکامیها دورنگه دارید!
 - شما می گویید باید چه کار کنم؟ باید بمانم و قطره قطره آب شوم و سکوت کنم؟ من در فوتبال ایده دارم. همان روز اول که با ملوان بازی داشتیم به اصرار آقای کاشانی 3 دقیقه برای بازیکنان صحبت کردم و گفتم همه ما باید به دنبال لذت بردن از فوتبال باشیم و بدانیم رقیب ما -حتی استقلال -دشمن ما نیست و خوشحالم که بعد از من آقای فرهاد مجیدی نیز چنین حرف هایی را زد.

* به نظر می رسد با انداختن توپ به زمین خردبین، استیلی و ... به نوعی قصد دارید حبیب کاشانی را از گزند انتقادات خود دور کنید؛ به هر حال همه این اتفاقات در مجموعه ای رخ داده که حبیب کاشانی در رأس آن قرار دارد.
- خیر، بنده با کسی شوخی ندارم. من قبلاً هم عنوان کردم که آقای کاشانی یکی از بهترین مدیران بعد از انقلاب است.


اشتباه کاشانی به خودش و پرسپولیس ضربه زد
*البته گفته بودید کاشانی بهترین مدیر بعد از انقلاب است. - باز هم می گویم بهترین مدیر اما فکر می کنم گفته بودم یکی از بهترین مدیران بعد از انقلاب. با این حال برای ادعای خودم دلایلی دارم؛ همین دیروز سری به ورزشگاه درفشی فر زدم و دیدم که موتور پمپ چاه ورزشگاه مشکل دارد و زمین چمن با کمبود آب مواجه است؛ پیمانکار ورزشگاه به من پیغام فرستاده که آقای مایلی کهن اگر می خواهید زمین چمن با مشکل مواجه نشود زودتر فکری کنید. شما وقتی امکانات امروز پرسپولیس را می بینید و مشکلات کار را هم مشاهده می کنید دلتان برای آقای کاشانی می سوزد؛ ایشان با کلی سختی و مشقت پول می آورد تا به بازیکن بدقولی نکرده باشد. موضوعی است که تا امروز به آن اشاره نکردم اما می گویم؛ بنده در تاریخ 30/2/90 از باشگاه سایپا جدا شدم و تا امروز که 3 ماه  از جدایی مان می گذرد باشگاه حق و حقوق ما را نداده؛ باور می کنید این اتفاق در سایپایی بیفتد که جزو 2 کمپانی پردرآمد کشور است؟ حال تصور کنید مدیریت در یک باشگاه مثل پرسپولیس چه دردسرهایی دارد. ایشان (کاشانی) به دلیل ارتباطات قویی که دارند مشکلات خروجی و سربازی بازیکنان را در همان فرودگاه حل می کنند؛ کاری که خیلی از مدیران ما در فدراسیون های ورزشی قادر به انجامش نیستند.
اما با تمام این تفاسیر آقای کاشانی یک اشکال دارد که این اشکال به خودش، خانواده اش و پرسپولیس ضربه می زند؛ ایشان دل رئوفی دارد و به همین دلیل وقتی که باید یک رابطه را قطع کند قادر به انجام این کار نیست.
سال قبل آقای ایکس پس از 5 شکست پشت سر هم به صورت شفاهی استعفا کرد اما آقای کاشانی آن استعفا را نپذیرفت و همین مسأله به ضرر خودش شد. اگر پارسال با استعفای آقای ایکس موافقت می شد امروز وضعیت پرسپولیس اینگونه نبود. پرسپولیس سال گذشته به جز جام حذفی، در لیگ و آسیا یکی از ضعیف ترین نتایج تاریخ خود را گرفت، به شکلی که در آسیا بین 4 تیم چهارم شد. شما ببینید که در همان سال چه اردوهایی در آلمان، ترکیه، امارات و کیش برای تیم در نظر گرفتند اما در نهایت دود اختلافات بوجود آمده در چشم خود آقای کاشانی، خانواده اش و پرسپولیس رفت. افرادی که کمترین وقت را برای پرسپولیس گذاشته اند حالا بیشترین موانع را برای آن ایجاد می کنند. جالب اینکه همین آقا که در زمان مربیگری بگوویچ اتوبوس تیم را در جاده تهران – رشت نگه داشت و گفت باید همین الان پولم را بدهید، امروز می گوید من دست هوادار پرسپولیس را می بوسم. شما بروید ببینید زمانی که ایشان با یک تیم دیگر مقابل پرسپولیس قرار گرفت چه رفتارهایی انجام داد؛ فیلمش هست. خدا را شکر هواداران پرسپولیس آنقدر بزرگ هستند که این مسائل را می بخشند و نادیده می گیرند.

* آیا همه این موارد به قلب رئوف حبیب کاشانی بر می گردد؟یعنی بحث سو مدیریت مطرح نیست؟
- همه ما اشکال داریم؛ به نظر بنده آقای کاشانی باید درباره پول بیت المال سخت تر و وسواسی تر عمل کند تا کار به اینجا کشیده نشود. ایشان در مواقعی باید پا روی قلب خود بگذارند و قاطعانه تصمیم بگیرند که امیدوارم از این پس اینگونه باشد تا دیگر، افراد در پاسخ به خدمات ایشان چنگ در صورتش نیندازند.

* صحبت های شما با دوربین برنامه تلویزیونی شوک جنجال پر دامنه ای را به راه انداخت؛ درباره آن صحبت کنید!- اولاً بنده آن روز با هیچ خبرگزاری صحبت نکردم و حرف هایم را با دوربین برنامه شوک زدم که هنوز پخش نشده است. ضمناً شما می توانید از تهیه کننده آن برنامه یعنی آقای شکیب بپرسید که آیا قرار بود مایلی کهن صحبت کند یا خیر؟ آنها از زمان حضور بنده در سایپا قصد انجام مصاحبه داشتند که بنده قبول نکردم تا در نهایت با وساطت آقای فریادشیران قرار شد در تمرین پرسپولیس گفت و گویی انجام دهیم که الان دقیقا کلمه به کلمه حرف هایم را در خاطر ندارم اما پیرامون فوتبال پاک صحبت کردم و اسمی هم از کسی نیاوردم. بنده در همان مصاحبه به موضوعی که چند سال قبل اتفاق افتاده بود اشاره کردم و ضمناً به موضوعات دیگری چون لیدرها پرداختم و گفتم که ما لیدر نداریم بوقچی داریم. الان هم بحثم این است که مگر «ممد بوقی» خدابیامرز «ممد لیدر بود»؟ مگر «سهراب بوقی» «سهراب لیدر» است؟ جالب است که این روزها آنهایی از لیدر ها می گویند که خودشان در گذشته لیدرپروری کرده اند.


چرا بجای جوسازی،از من شکایت نکردند؟
* اما با نشانه هایی که شما در مصاحبه با شوک از آن فینال معروف جام حذفی دادید مشخص بود که منظورتان کدام بازی است؟- من که اسم نیاوردم اما برخی آقایان در مصاحبه های خود به موضوعات دیگری اشاره کردند و اسم هم آوردند . مثلاً همان آقایی که سالها در امارات بوده در مصاحبه ای گفته است دروازه بان سابق ذوب آهن را در یک بازی مهم خریده بودند و از آن پس حضور دروازه بانان خارجی در ایران ممنوع شد. خود شما بروید ببنید آن مسابقه کدام بود و آن دروازه بان چند گل خورد. این را که دیگر مایلی کهن نگفته است.

*به زعم خیلی ها دلیلی نداشت که در اوج مشکلات پرسپولیس محمد مایلی کهن ناگهان به کالبدشکافی این ماجرا بپردازد، عده ای هم بر این نظر بودند که شما می خواهید با این جنجال، نگاه ها را از نتایج ضعیف پرسپولیس دور کنید. - اینگونه نبود، بنده که برنامه ریزی نداشتم، دوربین یک برنامه تلویزیونی آمد و درباره ناپاکی های فوتبال پرسید و بنده هم نظرم را گفتم.

* یعنی منظور شما از آن فینال ناپاک بازی ...
- چیزی نمی گویم، شاید این مسأله در پرسپولیس هم اتفاق افتاده باشد. بنده تنها کسی هستم که وقتی پای منافع ملی وسط باشد استقلال و پرسپولیس نمی شناسم. این موضوع را تا حالا جایی نگفته ام اما سه چهار سال قبل استقلال در جام باشگاه های آسیا مسابقه حساسی داشت که بنده برای تماشای بازی این تیم به ورزشگاه رفتم و در طبقه دوم میان تماشاگران استقلالی نشستم.

* کدام بازی بود؟ - خدا شاهد است که یادم نیست.

* این مسأله که محمد مایلی کهن متعصبانه پرسپولیسی است و با مسایل رنگی برخورد می کند را قبول ندارید؟ - ایکاش یکی از استقلالی هایی که آن روز در استادیوم آزادی مرا دیده بود به خبرگزاری برنا زنگ بزند و بگوید که بنده مسابقه استقلال را با چه حرارتی تماشا می کردم.

* اما این ذهنیت وجود دارد آقای مایلی کهن!
- چه ذهنیتی؟

* اینکه شما آنقدر پرسپولیسی هستید که گاهی علیه استقلالی ها موضع گیری می کنید؛ این ذهنیت از زمان سرمربی گری تان در تیم ملی ایجاد شد.
- تیم آقای کی روش استقلالی دارد؟! اگر تیم ملی زمان من بد بود چرا استقلالی ها از آن تیم کلی بازیکن گرفتند. سیروس دین محمدی، فرهاد مجیدی، سهراب بختیاری زاده  هادی طباطبایی، علی موسوی و ... مگر اینها از تیم ملی زمان من به استقلال نرفتند؟

* با این حال در آن مقطع شما استاد اسدی را به پاشازاده استقلالی ترجیح می دادید؛ شاید همان اصرار شما، در شکل گیری این ذهنیت نقش داشته است.
- اولا که آقای پاشازاده را دعوت می کردم، ثانیا ایشان مشکل سربازی داشت و 2 دفترچه اعزام به خدمت در دستش بود. یکی را از قرارگاه نصر که مسوولیت آن با آقای علی آقامحمدی بود گرفته بود و دیگری را از نیروی انتظامی و چون حاضر نشده بود در پاس بازی کند و به استقلال رفته بود نیروی انتظامی مشکل خروج از کشور وی را حل نمی کرد. ضمن اینکه بنده هنوز اعتقاد دارم که تیم ملی در آن مقطع خط دفاع خوبی داشت. اگر قرار به حرف زدن باشدکه من هم می توانم پشت سر خیلی ها حرف بزنم.

* در مناقشه اخیر با استقلالی ها آیا شما مدرکی هم داشتید؟
- اگر چیزی نبود که آقایان این قدر شلوغش نمی کردند. به زعم آقایان بنده حرفی را زدم که نباید می زدم اما خب شما که دم از قانون می زنید چرا به جای جو سازی، از من شکایت نکردید؟ چرا تمام عوامل و آدم های حقوق بگیر خود را وسط ماجرا آوردید و به سایت های مرتبط با خود خط و خطوط دادید که علیه من بنویسند؟
 
*اگر مدعی العموم یا فدراسیون فوتبال از شما مدرک بخواهد چه می کنید؟
- بنده که توهینی نکردم، مدعی العموم به خاطر اهانت هایی که به بنده شد هم می تواند وارد عمل شود.

* ادعایی را مطرح کردید که نیاز به مدرک دارد؛ ندارد؟ - بله ادعا کردم و برای آن دلایل قابل قبولی هم دارم.

فلان مدیرعامل  امپراتوری تشکیل داده است!
 * پس از طرح آن ادعای پر سر و صدا، در برنامه ورزش و مردم درگیری کلامی  انتقادات زیادی از سوی شخصیت های مختلف متوجه شما  شد،  قبول دارید که آن روز تند رفتید؟
- من اهل سیاست بازی نیستم. نحوه صحبت کردنم اینگونه است و با حرارت حرف می زنم که یقیناً یکی از عیب های بنده به شمار می رود. حرف های من را مردم شنیدند و قضاوت با خودشان است.

* اما شما بحث تحصیلات را وسط کشیدید که ارتباطی با بحث اصلی نداشت.
- ایشان به بنده گفت فقط 2 سال در پرسپولیس بازی کرده ام. اولا بنده 14 سال به عنوان بازیکن و 6 سال به عنوان مربی در پرسپولیس بودم و ثانیاً سابقه کاپیتانی این تیم را دارم. متأسفانه در مملکت ما افراد را مدعی بار می آورند. آقای فتح الله زاده آن روز حداقل باید سکوت اختیار می کرد.

* به هر حال حق او بود که از خودش دفاع کند. - دفاع می کرد اما جور دیگری، ایشان را اگر ولش می کردید مدعی می شد که بنده با شورت ورزشی هم عکس ندارم. البته فکر می کنم آن روز بنده اشتباه کردم  نباید پاسخ می دادم . برخی برای خودشان امپراتوری تشکیل داده و با استفاده از منابع دولتی افراد بله قربان گو را به استخدام خود درآورده اند.

* اخیراً در برنامه تلویزیونی خنده بازار حرکات و ادبیات شما را تقلید می کنند؛ درباره این برنامه طنز چه نظری دارید؟ - این هم از کرامات آقای ضرغامی است! صدا و سیمایی که به هر حال همه را مورد نقد قرار می دهد تحمل یک نقد ساده مرا که اخیراً در نامه ای مطرح کردم ندارد. البته اینها تبعات انتقاد از پایین دستی هاست، وای به روزی که از خود آقایان بالا دستی انتقاد کنیم. البته بنده مشکلی با برنامه خنده بازار ندارم. به هر حال اگر بتوانند با تقلید قیافه و حرف زدن ما مردم را بخندانند بنده هم خوشحال می شوم. در این برنامه از نظر قیافه سازی بنده بد عمل نکرده اند ولی از نظر محتوا برنامه شان خیلی به دلم نچسبیده است البته آنها درباره برخی کاملاً توانسته اند شبیه سازی کنند!
ناراحتی من از خنده بازار نیست بلکه از برخی جریان سازی ها است. بعد از نامه ای که بنده به آقای ضرغامی نوشتم، دوستان در چندین و چند برنامه سعی کردند که مرا بکوبند و حتی دیدیم که برخی افراد را از داخل"لپ لپ" درآوردند و به عنوان دکتر و کارشناس فوتبال جلوی دوربین گذاشتند تا مرا بکوبند.
جالب اینکه دو سه روز قبل گزارشگر برنامه دوربین جنجال ساز، با نشان دادن آقای ضرغامی در حالیکه می خواست  وارد ورزشگاه آزادی شود و بازی استقلال را تماشا کند مدعی شد که ایشان مخفیانه و بین مردم در ورزشگاه حاضر شده و حتی از ایشان وقتی که برای چند تماشاگر بلیت می خرید فیلم گرفتند؛ واقعا که فهمیدیم معنای مخفیانه به ورزشگاه رفتن چیست! بخصوص وقتی که شنیدیم بحث حضور برخی ها در  انتخابات مطرح است و ... 

فردوسی‌پور به نفع یک جریان خاص  عمل می کند
* در برنامه هفته گذشته 90، عادل فردوسی پور برای دومین بار اجازه نداد شما روی خط بیایید؛ ظاهراً این مسأله موجب ناراحتی تان شده است؟ - ناراحتی که نه اما آقای فردوسی پور باهوش است و کاملاً خطی عمل می کند. ممکن است به شما تلفن بزند و چیز دیگری بگوید ولی کاملاً مشهود است که از یک جریان طرفداری می کند و هر کس مستقل باشد و به نوعی ضعف های آن جریان را بگوید نه به برنامه او راه پیدا می کند و نه اجازه حرف زدن دارد. و اگر آن جریان مورد حمایت ایشان با جریان مستقلی رو در روی هم قرار بگیرند ایشان نمی تواند بی طرف عمل کند. آقای عادل خان خودش می داند که چه جفایی به من و فوتبال ایران کرد. بنده هم سعی می کنم دیگر با برنامه 90 حرف نزنم. خدا را شکر در دنیای ارتباطات برای آنکه حرف هایم را بزنم تا دلتان بخواهد تریبون وجود دارد، خیلی جا ها حتی حاضرند حرف های مرا با مبالغ نسبتاً خوبی بخرند!

* در گذشته نیز چندین بار گفته بودید با این برنامه صحبت نمی کنید اما بعد پشیمان شده و حتی به عنوان مهمان به این برنامه رفتید!
- به دلیل اینکه دلم می سوخت، ایشان دو بار اجازه ندادند بنده حرف هایم را در برنامه مطرح کنم؛ می توانست نگوید که مایلی کهن تماس گرفته و ما وقت نداریم. وقتی روی آنتن می گوید فلانی زنگ زده و ما وقت نداریم چه معنایی دارد؟ می گویند کار دنیا را ببین که ... ولش کنید بهتر است نگویم.

* تیم سابق شما سایپا این روزها نتایج خوبی کسب نمی کند، درباره عملکرد این تیم چه نظری دارید؟
- اعتقاد دارم آقای صالح مربی خوب، جوان و با دانشی است. باشگاه سایپا نیز یک باشگاه کاملاً سازمان یافته است که پتانسیل آن خیلی بیشتر از اینها است و بنده امیدوارم به مرور زمان شرایط آنها بهتر شود. آقای صالح در ابتدا به دلیل عدم تجربه کافی شاید کمی تند رفت مثل خود ماها، اما در آینده بهتر عمل خواهد کرد.

* روند فوتبال ملی را با کارلوس کی روش  چطور ارزیابی می کنید؟
- سه بازی اخیر مقابل مالدویو و ماداگاسکار وضعیت مان را یک مقدار خطرناک نشان داد. باید هوشیارتر عمل کنیم. یک عده می گویند اندونزی، بحرین و قطر رقبای سختی نیستند؛ اما باید بدانیم که حتی اندونزی به مراتب قوی تر از مالدیو است ضمن اینکه آقای کی روش هم نیاز به زمان بیشتری دارد.

* همچنان با علی پروین مشکل دارید؟ - خیر، اتفاقاً آقای پروین را در ختم بستگان یکی از دوستان مشترک دیدم و با هم روبوسی کردیم، البته طبعاً اختلاف سلیقه داریم.

* پس چرا وقتی به نشست کمیته پیشکسوتان که بانی آن علی پروین بود دعوت شدید نرفتید؟ - من نمی روم چون تجربه دارم!

* چه تجربه ای؟
- حالا بماند؛ نمی خواهم بازش کنم.

* به عنوان سوال آخر، از حالا به بعد محمد مایلی کهن را در چه جامه ای خواهیم دید؟ آیا بار دیگر بعنوان مربی به فوتبال بر می گردید؟ - بنده در خانه می نشینم و منتظر پست می مانم؛ بنویسید در شهر به ما پیشنهاداتی شده! این روزها از برخی ها وقتی می پرسند: چرا بیکاری؟ می گویند: از چند تیم لیگ برتری پیشنهاد داشتم ولی پاسخ رد دادم! البته واقعیت این است که بنده از جایی پیشنهاد ندارم. این روزها داخل کوچه مان با بچه های کوچک فوتبال بازی می کنیم که لذت آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم؛ خدا را چه دیدید، شاید با همین بچه ها تیم درست کردیم و با بچه های کوچه بالایی مسابقه دادیم. 

لغزش‌ها را كتمان كنیم. نبش قبر حرام است. كشف عیب هم حرام است. حالا مرد یك غلطی كرد. یك غلطی هم زن كرد. قورتش بدهید. اسرار را فاش نكنید. به همدیگر اعتماد كنیم. انعطاف پذیر باشیم. در جلسه قبل گفتم همین كه هوا داغ می‌شود لباس نازك می‌شود. همین كه هوا سرد می‌شود، لباس ضخیم می‌شود. همین كه مرد عصبانی است زن كوتاه بیاید. همین كه زن عصبانی است مرد كوتاه بیاید.



برنا نوشت : حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن درباره "عوامل گرم شدن كانون خانواده" سخن گفت. قرائتی محبت و اظهار آن در خانواده را یكی از این عوامل می‌داند كه درباره آن گفته است:

حدیث داریم اگر مردی به خانمش بگوید من تو را دوست دارم این كلمه همیشه در دل زن می‌ماند. هم آدم باید محبت داشته باشد،هم اظهار كند.

یكی دیگر از عوامل تاثیرگذار در گرم شدن كانون خانواده مسأله قناعت است. به داشته چشم داشته باشیم، نه به كمبودها! بالاخره خانه‌مان هست دیگر، زندگی می‌كنیم. نه اینكه من خانه خواهرم رفتم، مبلش چنین بود، فرشش چنین بود، ماشینش چنین بود. یك مهمانی می‌رویم برمی‌گردیم زندگی به هم می‌خورد. چون می‌خواهیم مثل او باشیم. بعضی كارها ارزشی است. ربطی به طلا و پول و قالی ندارد. یك معلم كه علم به مغز نسل نو می‌رساند، فرق می‌كند با مدیر كل دخانیات كه دود به ریه‌ها می‌رساند. ممكن است اداره دخانیات حقوقش سه برابر معلم باشد، اما او چه می‌كند، شما چه می‌‌كنی؟ یكی علم به مغز می‌رساند، یكی دود به ریه می‌رساند. گاهی وقت‌ها شغل ارزش ندارد. ولو درآمدش بالا باشد. تولید دارو با تولید هروئین ممكن است درآمدش فرق كند. اما دارو مردم را نجات می‌دهد، هروئین مردم را می‌كشد.

لغزش‌ها را كتمان كنیم. نبش قبر حرام است. كشف عیب هم حرام است. حالا مرد یك غلطی كرد. یك غلطی هم زن كرد. قورتش بدهید. اسرار را فاش نكنید. به همدیگر اعتماد كنیم. انعطاف پذیر باشیم. در جلسه قبل گفتم همین كه هوا داغ می‌شود لباس نازك می‌شود. همین كه هوا سرد می‌شود، لباس ضخیم می‌شود. همین كه مرد عصبانی است زن كوتاه بیاید. همین كه زن عصبانی است مرد كوتاه بیاید.

خواسته‌های طبیعی باید تأمین شود. زن و شوهری كه خواسته طبیعی همدیگر را تأمین نمی‌كنند، آنوقت اینها پا به فرار می‌گذارند. بیرون خانه خودشان را تأمین می‌كنند. آه می‌كشند. در نسل اثر می‌گذارد. اگر یك طلبه در خانه خیلی خواسته باشد، فشار بیاورد در مسائل دینی، فردا دختر طلبه كه بزرگ شد، زن طلبه می‌گوید من دختر به آخوند نمی‌دهم. پیر من درآمد به خاطر اینكه زن آخوند شدم. اما اگر زندگی طبیعی باشد، داماد هم آخوند نباشد می‌گوید: ما الحمدلله در زندگی‌مان راحت بودیم. داماد طلبه هم باشد طلبه باشد. طوری زندگی كنیم كه فردا دختر ما بزرگ شد مادر خاطره تلخی از زندگی نداشته باشد. خواسته‌های طبیعی تأمین شود. تأمین نشود مثل بچه‌ای كه اگر غذا نخورد، بیسكویت نخورد، نان سالم نخورد می‌رود غذای فاسد می‌خورد.

احترام متقابل، احترام به فامیل، اینها مسائلی است كه زندگی را گرم می‌كند. گاهی وقت‌ها آدم فكر می‌كند گوش به حرف دیگری بدهد ذلت است. نه!من لیسانس هستم تو هم لیسانس، من گوش به حرف تو بدهم؟ بابا كار به لیسانس نداریم. امام سجاد می‌گوید كه خدایا توفیقم بده «وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِی‏» (صحیفه/ص92) بعضی‌ها در ذهنشان این است كه اگر من گوش به حرف بدهم، این عقب نشینی است. باید من حرف این را گوش ندهم كه بگویم من یكی، تو هم یكی.

حق پذیری را عقب نشینی ندانیم. «وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِی‏» در دعای مكارم الاخلاق است. امام سجاد می‌گوید: خدایا هركس من را ارشاد می‌كند توفیق بده به حرفش گوش بدهم، نگویم: زشت است. امام صادق فرمود: كسی عیب من را به من بگوید، بهترین دوست من است. بهترین دوست من كسی است كه عیب مرا بگوید. حالا مرد می‌آید به خانمش می‌گوید: همچین، خوب تو هم همچین! فكر می‌كند اگر بگوید تو هم همچین، تو یكی من هم یكی. انگار بازی فوتبال است. یك به یك

:واقعا ممکن است یک گوینده خبر برای عده‎ای تحریک کننده باشد؟‎ / مشکل بد حجابی در سیما نداریم


عزت​الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما در بخشی از گفت و گوی خود با هفته نامه پنجره به بحث حجاب در صدا و سیما، نظارت روی برنامه​ها و انتقاداتی که از وضعیت پوشش گویندگان در سیما می​شود، پرداخته​است. بخش​هایی از این گفت و گو به شرح زیر است:

- نظارت امر بسیار مهمی است، به‎ویژه نظارت «درون‎زا» که در واقع نظارت در فرآیند تولید و ارائه مشاوره‎های لازم جهت اصلاحات است. یکی از سیاست‎‎های ما در خصوص کار‎های نمایشی، نظارت در مراحل مختلف است؛ از زمان شکل‎گیری ایده تا نوشتن فیلم‎نامه و مراحل تصویربرداری و خروجی نهایی.‎ساز و کار آن را هم فراهم کرده‎ایم. از مرکز نظارت بر برنامه‎‎ها تا نظارت سیما و شبکه‎ها.

- ببینید وقتی یک روحانی می‎خواهد سخنرانی کند، اگر بگویند که شما در جنوب شهر سخنرانی کن، مطالبی را در نظر گرفته و یک بیانی را انتخاب می‎کند و اگر بگویند که در شمال شهر صحبت کن - با یک مخاطب خاص و در یک مجلس ختمی که خیلی از کسانی ‎که در آن حاضرند شاید سالی یک‎بار هم پای‎شان به مسجد باز نشود - یک سبک دیگر صحبت می‎کند، یعنی یک سخنرانی ساده توسط شخصیتی که فقط خودش است و بیان و علم و قدرت خطابه‎ای که دارد، در فضا‎های مختلف، تفاوت دارد. حتی خیلی از مواقع منبری را می‎رود و وقتی تمام می‎شود با همه مطالعه‎ای که انجام داده، با خودش می‎گوید منبر نگرفت و خوب نبود و نتوانستم حرفم را در این منبر بزنم.

- این مسأله وقتی وارد کار نمایشی می‎شود بسیار پیچیده‎تر می‎شود. 30 حرفه دست به دست هم می‎دهند تا یک کار نمایشی ساخته شود. 30 صنف و 30 شغل تخصصی و سطح بالا با فن‎آوری‎‎های جدید، همه این‎‎ها باید با هم لینک و همراه و هم‎فکر و هماهنگ باشند تا کاری که ساخته می‎شود، کار خوبی از آب درآید. متن، کارگردان، نور، ‎موسیقی، تدوین، صحنه‎آرایی، چهره‎آرایی و... همه باید درست باشند. بنابراین کار نمایش از این جهت پیچیده است. لذا ما باید در نظر داشته باشیم که کارگردان و تهیه‎کننده وقتی می‎خواهد فیلمی را بسازد مشکلات زیادی دارد تا خروجی کارش، قابل‎ توجه و مورد قبول باشد. نظارت در تمامی بخش‎‎ها صورت می‎گیرد، اتفاقا بعضی مواقع نظارت‎‎ها خیلی سنگین است، وقتی شما پای صحبت هنرمندان می‎نشینید می‎بینید که از نظارت گله می‎کنند. حالا ممکن است شما به من بگویید که این نظارت، نظارت عالمانه و کارشناسانه نیست؟ اما من معتقدم نه، این‎طور نیست.

-از طرف دیگر باید توجه داشت که بالأخره هنر پدیده‎ای است توأم با آفرینش، هنرمند باید آزادی عمل احساس کند تا بتواند آن‎چیزی را که در فکر و روح و روان دارد، به‎خصوص در کار دراماتیک، خلق کند. لذا شما خیلی مواقع از صبورترین هنرمندان هم این انتقاد را می‎شنوید که چرا مثلا این نظارت، بر ما سخت می‎گیرد.

- یک نظارت ممکن است روی حجاب و آرایش و گریم و غیره باشد که در جای خود، سازمان روی آن خیلی جدی است. داخل پرانتز این را بگویم که از روز اول، یکی از رویکرد‎های بنیادی من روی مسأله حجاب بوده است؛ همین نگاه را در سینما هم داشتم، متأسفانه بعضی از افراد مدعی امروز، آن ‎موقع این حرکت جدی ما را زیر سؤال می‎بردند و می‎گفتند آقای ضرغامی چرا به لباس و موی سر بند کرده است؟! من همیشه می‎گفتم ما باید در همه حوزه‎‎‎ها وظیفه‎مان را به‎خوبی انجام دهیم؛ دستور اسلام، حجاب کامل است که حداقل آن پوشش کامل موی سر و عدم استفاده از لباس تحریک‎کننده است و این باید در همه فیلم‎‎های سینمایی رعایت شود. شما فیلم‎‎های سینمایی سال‎های مسئولیت من در معاونت سینمایی را نگاه کنید، هیچ‎کدام چنین مشکلی ندارند. بنده از روز اول در کار مدیریت سازمان روی این موضوع خیلی سخت‎گیری کردم. در آن زمان برای اولین‎بار جزوه ضوابط ظاهری را با حضور تمام دست اندرکاران سیما تدوین کرده و به‎طور جدی به اجرا گذاشتیم.

- امروز با افتخار می‎گوئیم علی‎رغم همه تبلیغات دشمن در سطح جامعه مشکل بدحجابی در سیما نداریم.

- برخی به ما انتقاد می‎کنند که زن‎‎هایی که شما در تلویزیون نشان می‎دهید، با واقعیت خارجی جامعه مطابقت ندارند! بله شما در خیابان که حرکت می‎کنید، بسیاری از زن‎‎ها را طور دیگری می‎بینید؛ ولی در تلویزیون - بازیگران سریال‎‎ها و مجری‎‎ها - آن‎گونه نیستند؛ دلیلش این است که صداوسیما باید الگوسازی کند. ما این‎جا الگوسازی می‎کنیم، حجاب خوب را نشان می‎دهیم. همین حجاب خوب باید متنوع باشد. مصوبه کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در خصوص سامان‎دهی مد و لباس، این وظیفه را به عهده صداوسیما گذاشته که بتواند حجاب اسلامی را در مد‎‎ها و رنگ‎های متنوع و مختلف به‎خصوص برای جوانان، معرفی کند تا اقبال بیشتری به حجاب اسلامی شود.

- چادر حجاب برتر است و ما امروز در مورد بسیاری از نقش‎های نمایشی از چادر استفاده می‎کنیم که نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و به‎صورت یک فرهنگ غالب درآمده است که پیش از این در صداوسیما نبود؛ اما در کنار آن، ترویج حجاب اسلامی متنوع را طبق وظیفه قانونی خود انجام می‎دهیم؛ حالا یک نفر سلیقه‎اش این‎طور است که اگر یک روسری آبی ببیند خیال می‎کند که این اشکال دارد، ولی نه هیچ اشکالی ندارد. برخی طرح‎‎های زیبای لباس و روسری و مقنعه کامل، هیچ اشکال شرعی ندارد و وظیفه ماست که این تنوع را تبلیغ کنیم.

- اگر استثنایی دیده شود، تخلف است. در هر کاری تخلف صورت بگیرد، برخورد شده و اصلاح می‎شود. بعضی مواقع، به‎خصوص در مورد کار‎های تاریخی، کارگردان اصرار می‎کند و می‎گوید که این صحنه را باید این‎طور در بیاورم؛ در نتیجه می‎بینیم که بعضی سکانس‎‎ها حذف می‎شوند.

- در بعضی مواقع نگران می‎شوم وقتی می‎بینم برخی دوستان و هم‎فکران ما که باید در تحقق دستورات اسلامی و سیاست‎‎های فکری و عقیدتی پشتیبان رسانه ملی باشند؛ موضعی انتقادی می‎گیرند، یعنی به‎جای این‎که یک موضع حمایتی بگیرند که اگر صداوسیما سخت‎گیری کرده و این سکانس را حذف کرده به‎خاطر مسأله حجاب و یا به‎خاطر یک کلام نامربوط بوده است خودشان تریبونی می‎شوند برای کسانی‎که این مسأله را زیر سؤال می‎برند. این رفتار متناقض را معمولا در تریبون‎‎های هم‎فکران خودمان می‎بینیم که قابل‎توجیه نیست.

- در حوزه کار‎های نظارتی، سخت‎گیری‎‎های ما زیاد است و در بسیاری از برنامه‎‎ها وضعیت گریم خیلی بهتر شده است.

- الان کمتر می‎توان آرایش را در چهره بازیگران و مجریان دید و به واقع آرایش معنا ندارد. بازیگر باید گریم متناسب با نقش را داشته باشد. امری که در گذشته بیشتر با آرایش انجام می‎شد تا گریم. اما خیلی مواقع مسائل پیش‎بینی نشده و بیرونی باعث می‎شود تصور کنیم تخلفی صورت گرفته است. ما گروه‎‎های نظارتی تشکیل دادیم. آن‎‎ها سر صحنه رفته‎اند و از خانم‎‎هایی که مسئول این کار هستند، بازدید کرده و دیده‎اند که هیچ‎گونه آرایشی نیست، گریم هم بسیار منطقی و مطلوب است، اما هنگام پخش به‎دلیل عدم تنظیم درست رنگ‎‎های مانیتور‎‎ها و گیرنده‎‎‎ها احساس می‎شود که آرایش غلیظی صورت گرفته است؛ در واقع در کنتراست رنگ چنین اتفاقی می‎افتد.

- در بحث روابط بین زن و مرد به‎خصوص در کار‎های نمایشی، ما باید بیشتر کار کنیم. اغلب در گفت‎وگو با شخصیت‎‎های دینی، حوزه‎‎های علمیه و روحانیت یکی از مباحثی که مطرح می‎کنم این است که در کار نمایشی رابطه بین زن و مرد را چگونه باید نشان داد؟ رابطه زن و شوهر، رابطه مادر و فرزند و یا رابطه صمیمی بین خواهر و برادر.

- مردم از ما پذیرفته‎اند که زنان را با حجاب کامل حتی در رختخواب نشان دهیم. اما وقتی می‎خواهیم روابط عاطفی و حسی را نشان دهیم، چه باید بکنیم؟ در کشور ما متأسفانه بعضی از نگاه‎‎ها افراطی است. مثلا یک عالم مجتهد در یک جلسه به ما گفت :‎ اخبار گفتن خانم‎‎ها چون یک عده را تحریک می‎کند خلاف شرع است. و یا امام جمعه محترم دیگری می‎گوید فیلم‎‎های خارجی به‎دلیل بی‎حجابی زنان، مطلقا نباید نشان داده شوند.البته ما این نظرات را اجرا نمی‎کنیم، به‎عنوان یک نظر محترم هستند، اما ملاک ما نظرات حضرت امام (رحمت‎الله‎علیه) و رهبری (مدظله‎العالی)‎ در این زمینه است.

-  آیا واقعا یک گوینده خبر ممکن است برای عده‎ای تحریک‎کننده باشد؟ اگر این‎طور باشد، آن عده باید خودشان را اصلاح کنند! اگر کسی با نگاه کردن به گوینده خبر دچار آزار و اذیت می‎شود یا نباید نگاه کند یا باید خودش را اصلاح کند

جمع آوری ماهواره

«شناسنامه» پسر قمیشی باطل شد!
آلبوم قمیشی قرار بود «شناسنامه» نام بگیرد که دو برادر دوقلو و پرطرفدار لس آنجلسی زودتر از این خواننده آلبومشان را با این اسم راهی بازار کردند تا به نوعی «شناسنامه» پسر قمیشی باطل شود!
دو برادر دوقلوی خواننده و پرطرفدار لس آنجلسی با انتشار آلبوم جدیدشان در آن سوی آب‌ها به نوعی باعث شدند «شناسنامه» علیرضا قمیشی باطل شود.

به گزارش برنا، «علیرضا قمیشی» پس از سال‌ها بالاخره سال قبل توانست نخستین آلبوم رسمی اش «اسیر» را در بازار موسیقی ایران منتشر کند و  بیلبوردهای تبلیغاتی این آلبوم که نام «قمیشی» را حتی بزرگتر و برجسته تر از نام آلبوم درج کرده بود، سبب شد استقبال خوبی از آلبوم این خواننده از سوی مخاطبان کنجکاو موسیقی به عمل آید و او شهرت و اعتبار خاصی را در بین اهالی موسیقی از آن خود کند.

این خواننده این روزها به شدت درگیر آلبوم جدید اش است ولی از بد روزگار نامی که برای آلبومش انتخاب کرده بود، زودتر از انتشارآلبومش، روی آلبوم یکی از خواننده های لس آنجلسی سر در آورد تا این خواننده مجبور شود باز هم مراحل مجوز نام جدید آلبوم‌اش را از سر بگیرد.

آلبوم قمیشی قرار بود «شناسنامه» نام بگیرد که دو برادر دوقلو و پرطرفدار لس آنجلسی زودتر از این خواننده آلبومشان را با این اسم راهی بازار کردند تا به نوعی «شناسنامه» پسر قمیشی باطل شود!

این آلبوم تقریبا تمام مراحل ساخت و تولید اش را سپری کرده و اوایل نیمه دوم سال وارد بازار موسیقی کشور خواهد شد

فیلم سینمایی «بی‌خداحافظی» که بنا است مروری باشد بر زندگی رضا صادقی این روزها در مرحله فیلمبرداری قرار دارد.

به گزارش سایت روزنامه ایران: فیلم سینمایی «بی‌خداحافظی» که بنا است مروری باشد بر زندگی رضا صادقی این روزها در مرحله فیلمبرداری قرار دارد.
 
این فیلم که کارگردانی آن برعهده احمد امینی است، از حضور بازیگرانی نظیر محمدرضا فروتن، پگاه آهنگرانی، شقایق فراهانی، همایون ارشادی، هومن برق‌نورد، مژگان بیات، افشین هاشمی، پیام دهکردی، کوروش تهامی، پرویز سیرتی، مریم بوبانی، ترلان پروانه و مجید جعفری سود می‌برد و رضا صادقی نیز در بخش‌هایی از فیلم بجای خودش بازی کرده است.

محمدرضا فروتن و رضا صادقی


نویسنده فیلمنامه این کار سعید شاهسواری بوده است و تهیه‌کنندگی فیلم هم برعهده محمد نشاط است. احمد امینی کارگردان فیلم قصد دارد بعد از ساخت فیلم آن را به جشنواره سی‌اُم فیلم فجر ارائه کند.

مهناز افشار هم از سینما رفتنی شد
مهناز افشار در گفت‌وگویی با انتقاد از فریدون جیرانی اعلام کرده است که قرار بوده در برنامه نقد و تحلیل فیلم "قصه پریا" در برنامه هفت حضور پیدا کند اما پس از ممانعت حضور وی در تلویزیون تنها چند دقیقه قبل از شروع برنامه به وی اجازه حضور داده‌اند. 

افشار در این گفت‌وگو از رد کردن پیشنهاد بازی در فیلم "درباره الی"، خداحافظی از سینما، اقدام عجیبش در مراسم اختتامیه فیلم فجر و... توضیحات جالبی داده است که بخش‌های برگزیده آن را به نقل از مجله ۲۴ می‌خوانید.

فقط گفتم ای وای. آقای کیمیایی!... وقتی فیلم "رئیس" را دیدم فقط گفتم: "ای وای. آقای کیمیایی! کاش داستان استخوان‌بندی جدی و محکم‌تری داشت" ولی اسم آقای کیمیایی و سابقه و تجربه‌اش برای من مهم بود و واقعا خوشحالم فیلمی از ایشان در کارنامه‌ام دارم. با این همه غصه می‌خورم که چرا در فیلم دیگری از او بازی نکرده‌ام. چرا "رئیس" باید سهم من باشد.

من آدمی نیستم که بازیچه شوم من سناریوی "قصه پریا" را خوانده‌ام و در آن هم بازی کرده‌ام. ولی متاسفانه آقای جیرانی توی برنامه "هفت" نشستند و گفتند قصه فیلم چیز دیگری بوده. این را می‌گویم چون آقای جیرانی کارگردان مورد علاقه‌ام است و خودش هم می‌داند و بارها هم به خودش گفته‌ام آقای جیرانی شما جزو کارگردان‌هایی هستید که جلوی دوربین شما راحتم. اما وقتی دعوت می‌شوم به برنامه هفت و بعد می‌گویند شما نمی‌توانید به تلویزیون بیایید من آدمی نیستم که بازیچه شوم.

حرفی که آقای فراستی می‌زد کاملا درست بود آقای جیرانی چرا قصه فیلم عوض شد؟ آقای فراستی دارد قصه را تعریف می‌کند اما آقای جیرانی یک قصه دیگر را تعریف می‌کند. خب وقتی همه چیز اینقدر تغییر می‌کند دیگر چه می‌شود گفت؟ تمام آن سکانس‌ها که در فیلم می‌بینید در فیلمنامه هم بود اما نمی‌دانم در مونتاژ یا جابه‌جایی صحنه‌ها دیگر قصه اولیه را نداشت. حرفی که آقای فراستی می‌زد کاملا درست بود او می‌گفت انگار من و مصطفی زمانی و باران کوثری یک تابلو تبلیغاتی مبارزه با اعتیاد را برداشته‌ایم و راه می‌رویم.

ذکرهایم را گفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم من همیشه می‌گفتم بی‌انصاف‌ها! ۱۵ سال است دارم کار می‌کنم، حتی یک فیلم خوب نداشته‌ام که کاندیدایم کنید؟ وقتی به من گفتند امسال کاندید شده‌ای سر صحنه فیلم برف روی کاج‌ها بودم. آن روزها حسابی خسته بودم. وقتی به من زنگ زدند و گفتند کاندید هستی خیلی خوشحال شدم. ذکرهایم را گفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم. اینها را می‌گویم که بدانید چه حالی داشتم.

آمده‌ایم جایی که ادعا می‌کنیم آدم‌های روشنی هستیم همان زمان آقای میری زنگ زدند و تبریک گفتند. البته یکسری صحبت‌هایی شد که من را به عنوان بازیگر آن فیلم خوشحال نکرد. از من جزئیات نخواهید؛ ولی من را خوشحال نکرد و آن حال خوب را از من گرفت. وقتی هم وارد سالن سینما شدم آنقدر جو آنجا سنگین بود که باورم نمی‌شد. می‌خواستم آنجا خدا آنقدر به من انرژی می‌داد که آنجا فقط می‌گفتم: "آمده‌ایم جایی که ادعا می‌کنیم آدم‌های روشنی هستیم. بیایید بی‌خیال خط و جریان و رنگ و جناح به هنر احترام بگذاریم."

باور کنید نزدیک بود سه بار بخورم زمین توی این شرایط اسم من را خواندند باور کنید نزدیک بود سه بار بخورم زمین. فقط می‌گفتم خدایا کمک کن نخورم زمین. از قبل هم روی کاغذ چیزهایی نوشته بودم که روی سن بخوانم. اول یاد خدا بود، بعد یاد خانواده‎ام و بعد هم می‌خواستم جایزه‌ام را به پدرم تقدیم کنم که عاشقانه دوستش دارم و در ادامه هم می‌خواستم جایزه را به عوامل سعادت‌آباد تقدیم کنم و آخر هم برای ایران آرزوی صلح و آبادی آرزو کنم. رفتم بالا و آنجا فقط از مادرم تشکر کردم؛ پدرم و سعادت‌آباد را یادم رفت.

از آقای فرهادی بپرسید برای فیلم درباره الی...تا دقیقه ۹۰ منتظر من بودند یا نه؟ سوءتفاهمی که ایجاد شد این بود که ما- یعنی آدم‌هایی مثل من و ویشکا آسایش و... که نامزد جایزه بودیم- چون سر صحنه فیلم آقای پیمان معادی بودیم و می‌دانستیم چه اتفاقی دارد برای فیلم آقای فرهادی در برلین می‌افتد می‌خواستیم تبریکی به آنها بگوییم. من به آنها تبریک گفتم و از آنها تشکر کردم. عده‌ای گفتند که مهناز افشار این کار را کرده که آقای فرهادی برای فیلم بعدی‌اش او را انتخاب کند. از آقای فرهادی بپرسید برای فیلم درباره الی...تا دقیقه ۹۰ منتظر من بودند یا نه؟ اما چون آنها با بازیگر دیگری قرارداد بسته بودند من گفتم خوب نیست این کار را بکنم. پس من اگر می‌خواستم در فیلم آقای فرهادی بازی کنم آن موقع این کار را می‌کردم. من به آن فیلم احترام گذاشتم.

باز هم کار مدل مهناز افشار انجام دادم خیلی احمقانه است اما واقعا اسم پدرم و سعادت آباد را یادم رفت روی سن بگویم. وقتی آمدم پایین و روی صنلی نشستم به خودم گفتم که من چرا این حرفها را نگفتم؟ خلاصه باعث سوء‌تفاهم شد. بخصوص از طرف آقای همایون اسعدیان که فکر می‌کرد من دارم سیاست به خرج می‌دهم و برای آینده‌ام سرمایه‌گذاری می‌کنم. فکر می‌کنم اعلام این مسئله از طرف ایشان کار بدتری بود. من الان در ۳۴ سالگی‌ام دارم به این فکر می‌کنم که یک کارنامه خوب و پربار داشته باشم و بگویم خداحافظ. خیلی دغدغه فیلم‌های بعدی‌ام را هم ندارم. 

اما برای آقای میری می‌خواستم توضیح بدهم. همان شب دیدمشان و به‌شان توضیح دادم. اما فکر کردم کافی نیست و به آقای جیرانی زنگ زدم و گفتم می‌خواهم بیایم و در هفت و توضیح بدهم. باز هم کار مدل مهناز افشار انجام دادم؛ رفتم و گفتم ببینید من هول شده بودم. این هم برای آقای میری باعث سوء‌تفاهم شد. اما من همین‌جا اعلام می‌کنم هیچ نیتی پشت این کار نبوده و من سعادت آباد را واقعا دوست دارم.


آقای فرهادی قبل از اینکه با گلشیفته فراهانی صحبت کنند دنبال من بودند من آن زمان ایران نبودم و آقای فرهادی به گفته خودشان قبل از اینکه با خانم گلشیفته فراهانی صحبت کنند دنبال من بودند و من را پیدا نمی‌کردند. دوستان عزیزی هم که تلفن من را در خارج از کشور داشتند به ایشان شماره نداده بودند. وقتی به ایران برگشتم آقای فرهادی با خانم فراهانی حرف زده بود. اما همان وقت مشکلاتی برای گلشیفته پیش آمده بود. به آنها گفته بودند اگر خانم فراهانی بازی کند فیلم اجازه پخش نخواهد گرفت و آقای فرهادی و عوامل فیلم خیلی پشت خانم فرهانی بودند اما گلشیفته هم نگران بود نکند به خاطر او فیلم به مشکل بر بخورد. آقای فرهادی به من گفت ما که از اول به دنبال تو بودیم. حالا هستی؟ گفتم نه! گفتم بروید و مطمئن باشید مشکلی پیش نمی‌آید. الان هم خوشحالم گلشیفته آن نقش را بازی کرد. چون فکر می‌کنم آدم‌ها وقتی در جایشان قرار می‌گیرند دیگر آنجا مال آنهاست.

اصلا اجازه بازیگری به من داده نشد خانواده من به شدت فیلم دوستند ولی اصولا بازیگری را در من نمی‌دیدند. می‌گفتند که مهناز اگر می‌خواهد کار هنری بکند نهایتا می‌رود معماری می‌خواند. من رشته تربیت بدنی در دانشگاه سراسری قبول شدم و دیدم چه بهانه خوبی است نرم این رشته را بخوانم. بعدا به واسطه همسر دایی‌ایم معرفی شدم که در دانشگاه سوره تدوین بخوانم. یعنی اصلا اجازه بازیگری به من داده نشد. کم کم مادرم با من آمد و سر تدوین با آقای مهرجویی و خانم مهرجویی و... آشنا شد و بعد به من اجازه دادند که بازی کنم. حتی موقع قرارداد اولم با من به دفتر فیلمسازی آمدند. خانواده‌ام برای من مهم است اما همیشه به‌شان گفته‌ام فکر کنید این هم یک شغل است؛ یک شغل که سخت‌تر از خیلی کارهاست.

خداحافظی و ورود به دنیای نویسندگی
اگر بخواهم از بازیگری خداحافظی کنم که خیلی هم نزدیک است، همیشگی خواهد بود. نمی‌توانم دوباره برگردم و دوباره خداحافظی کنم. بازیگری برای من مثل مجسمه‌ای است که در وجودم ساختمش فکر می‌کنم اگر بعد از این که آن را ساختم به‌ش دست بزنم کاملا خراب می‌شود. عکاسی بلد نیستم و کارگردانی هم نمی‌توانم بکنم. تدوین و فیلمبرداری نزدیک‌تر است به من. اما احتمال این‌که نویسنده شوم بیشتر است. مدتی است که نیمه‌شب‌ها چهار خطی از ذهنم عبور می‌کند و یادداشت می‌کنم و حالا تصمیم گرفته‌ام دست‌نوشته‌هایم را به صورت کتاب چاپ کنم

گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!
گروه فرهنگی مشرق- فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری می‌‌کند. 
فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.
 

 
داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
 

 
 
 
Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
فيلم‌های ديگری كه گلشيفته در آن‌ها بازی می‌كند و قرار است در آينده اكران شوند فيلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به كارگردانی (Hiner Saleem) و در فيلم (Chicken with Plums) به كارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است.

 

 
از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم  را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.
 

 
 
 

 
چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز  در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئوليتم يك بار درباره گلشيفته فراهاني گفته بودم كه مي‌تواند برگردد. در آن مقطع اين امكان وجود داشت. ولي بعدا اتفاق‌هاي ديگري افتاد. ممكن است من ۲۰ سال پيش به كسي رأي داده باشم كه الان قبولش نداشته باشم. در اين يك سال و نيم شرايط تغيير كرد و ديگر مشكل گلشيفته فراهاني در حوزه اختيارات ما نيست. اخيرا هم شنيده‌ايم اين بازيگر در فيلمي در كردستان بازي كرده كه صحنه‌هاي ناجوري دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»

 
 
اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش.
کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن و تبدیل شدن به ستاره سینمای ینگه دنیا به سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند.
 اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از یادداشت پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی حس کرد.
"این روزها بیش از هر چیز به یاد بچه هایی هستم که ایران نیستند و در خارج از کشور فعالیت می کنند، نقاشان، موسیقی دان ها، بازیگران، کارگردانان و... همه هنرمندانی که ایران را ترک کرده اند و دور از اینجا مشغول کارهای هنری شده اند، دلیل آنها برای ترک ایران هر چه باشد،ما باید به این فکر کنیم که چه راهی برای آنها وجود دارد. ما غربت را نمی شناسیم و وقتی از آن دور هستیم، درکی از آن نداریم، اما وقتی در آن قرار می گیریم، می فهمیم خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرده ایم. من وقتی که در پاریس سکته کردم و چند روزی خوابیدم. ایرانی های مقیم آنها به دیدنم آمدند و بسیار به من لطف کردند. وقتی به این اتفاقها نگاه می کنم، می بینم جوانانی که ساکن خارج از ایران هستند،عاطفه شرقی شریف خود را دارند، اما غصه ناهنجارغربت هم در دلشان هست و آنها را رنج می دهد. وقتی از دور به آنها نگاه می کنیم، می بینیم دارند زندگی می کنند، کار می کنند و... اما غصه هایشان را نمی بینیم، چرا شرایط باید طوری باشد که هنرمندان اهل فکر ما ترجیح بدهند جای دیگری زندگی کنند؟ این موقعیت باید سامان داده شود. دولت باید با کسانی که از اینجا رفته اند، برخورد موجهی داشته باشد، چون هنرمندان ما، انسان های شریفی هستند. انسان هایی اهل فکر که به امور ناهنجار اشتغال دارند، بلکه اهل فکر و فرهنگ هستند. هم دولت و هم ما باید شرایطی را فراهم کنیم که هنرمندانمان برای بازگشت احساس امنیت کنند و به فکر برگشتن باشند. اما این اتفاق نمی افتد و این تلخ است... خیلی تلخ است."

اما چه باید کرد که الغریق یتشبث بکل حشیش- کسی که در حال غرق شدن است به هرچیزی چنگ می زند- و همین شد که هر روز گلشیفته بیش از دیروز پل های پشت سرش را خراب کرد و از آن سو هم نتوانست تا جای پای محکمی برای خودش دست و پا کند. حالا گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!

کرد؟



هانیه توسلی



سمانه پاکدل



آشا محرابی



نگارفروزنده - نیوشا ضیغمی



لیلا اوتادی



زیبا بروفه



سحر قریشی



ملیکا شریفی‌نیا




الناز شاکردوست



لیلا بلوکات
  



فقیه سلطانی



شبنم قلی‌خانی



حدیثه تهرانی



عسل بدیعی



لیندا کیانی

تصاویری از در آوردن چشم در عمل جراحی

تصاویری از در آوردن چشم در عمل جراحی + 18

 

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18

تصاویر در آوردن چشم در عمل جراحی +18