ازدواج موقت مستحبی که حرام شده ،
ازدواج موقت مستحبی کنار ،ذاشته شده و زنا جایگزین آن شده ،
ازدواج موقت حکم نجات بخش الهی که کریه جلوه داده شده است!
در جامعه امروزی که تحریکات جنسی از در و دیوار بر سر هر جوانی میبارد و انحرافات جنسی و روابط نا مشروع سهل و شایع شده
نیاز به روابط جنسی شرعی سالم و مسئولیت پذیرانه به شدت احساس میشود.
ولی به علت پیشنه سنتی و گرایشات متعصبانه و رودربایستی های بیجا در جامعه ما
احکام الهی کنار گذاشته شده اند و گناه ، آلودگی و بی بندوباری جای انها را گرفته است.
رسانه های ملی و رسانه های آزاد ايران در اشائه و تبیین این حکم نجات بخش الهی ناکام و ناکار آمد بوده
و حتی در بسياری از مواقع تخریب گر و دارای نقش معکوس بوده اند.
بطوری که در رسانه های ما(سینما تلوزیون مجلات و...) ازدواج موقت ، زن صیغه ای ، زن دوم و ... گناهی نا بخشودنی
برای خانواده ها نشان داده شده و از طرف دیگر
روابط شبهه دار ؛ گناه آلود ، روابط نا مشروع بین دختران و پسران ترویج داده شده
و در بسیاری موارد برای عموم توجیح میشود و موجه و قابل قبول نشان داده میشود....
دوست دختر و دوست پسر اسم نامزدي گرفته و خير خواهي والدين در امر ازدواج دخالت بيجا...
تمام حقوق زن و شوهري به راحتي و با صرف وجود احساساتي با عنوان دوست داشتن ناديده تلقي ميشود و دوست داشتن هر خيانتي را توجيه ميكند...
افتخارات سينماي ايران بدين جا ختم نمي شود و اخيرا رويكرد جديد نسخه سازي از فيلمهاي مستهجن خارجي نيز آغاز شده كه از جمله آنها ميتوان به فيلم "دو خواهر" و "پيشنهاد 50 ميليون توماني" و ... اشاره كرد....
(متوليان و مسئولين امر به فكر باشند و جلو جريان شوم غربگرايي و سكولاريزم در سينماي ايران كه از دوره اصلاحات آغاز شده است را بگيرند )
امیدواریم از این به بعد این مسئولین با سياست گذاري صحيح به اشاعه معروف و جلوگيري از منكرات را بهتر از سابق ادامه دهند.
بقیه مطلب کپی که تو سایت ها و وبلاگهای مختلف منتشرشده و راجع به تاریخ ازدواج موقت در ایران هستش...
بحث ازدواج موقت یا همان صیغه در حدود سال 1370 با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، آغاز شد ولی این بحث به علت مخالفت های سنگینی که پیش آمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت. در سال 1381 نیز با طرح راه اندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیر شده و خود سابقه منکراتی داشته است. بار دیگر در سال 1386 مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج "صیغه" (با عنوان ازدواج موقت) با هدف "جلوگیری از شیوع فساد در جامعه" شد.هرچند که بعدا غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد "سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست."همچنین در لایحه حمایت از خانواده که موجب می شد متعه مثل ازدواج اول بدون هیچ محدودیت و کنترلی رایج شود، بحث های زیادی پیش آمد و سرانجام این لایحه برای بررسی و رفع اشکالات آن از دستور کار مجلس خارج شد.علاوه بر این وب گاه هایی نیز در اینرنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده است.
آیت الله محی الدین حائری شیرازی
اگر نهی از ازدواج موقت موجب این شده باشد که یک دختر و پسر مسلمان چندین دوست غیرهمجنس داشته باشند و با افراد متعدد در ارتباط جنسی باشند، آن وقت چه کسی جواب این چالش را می دهد؟موضوع این است که آیا ازدواج موقت در دین، به عنوان یک ضرورت و مسئله ای که باید در جامعه جاری و ساری باشد مطرح شده است یا اینکه دین ازدواج موقت را در شرایط خاص و برای برخی از افراد می داند؟شما فرض کنید دین نبود، عقل که هست. عقل می گوید که ازدواج دائم، انتخاب شریک زندگی برای همه عمر یک انسان از لحظه انتخاب است و عقل می گوید که شریک دائم زندگی مختصات خودش را دارد. هر انسانی با هر مسلکی قبول می کند که اطفای غریزه جنسی، هدف اصلی از انتخاب شریک زندگی نیست. در صدر اسلام هم خانواده بوده و هم غلام و کنیز. الان که غلام و کنیز نیست و تنها راه ارضای جنسی حلال، ازدواج است و اگر تنها راه ازدواج، دائم باشد یعنی جنون جامعه. کسی که تنها راه اطفای جنسی که امری آنی است و نیاز لحظه ای است را ازدواج دائم قرار می دهد، هیچ شناختی از جامعه بشری ندارد.وقتی شما به مسافرت می روید و می خواهید در بین مسیر، غذا میل کنید آیا برای خوردن یک وعده غذا در مسیر سفر، خانه می سازید یا اینکه چادری موقتی برپا می کنید تا برای لحظه ای کوتاه سرپناه داشته باشد؟ انتخاب شریک زندگی و ازدواج دائم مانند خانه ساختن است و چادر زدن در بین مسیر، سفر مانند ازدواج موقت است. جامعه اسلامی از شرایط عقلی انسانی جدا نیست و احکام اسلامی براساس شرایط واقعی و عقل طراحی شده است، پس جامعه اسلامی اطفای نیازهای جنسی را در ازدواج می داند، اما فراموش نکنیم که ازدواج موقت هم نوعی ازدواج است که تعهدات مخصوص خود را دارد.ایده آل این است که دختر در سن مناسب شریک دائم زندگی اش را درست انتخاب کند، در شرایطی که باکره است، اما نباید به دخترمان شرایطی را تحمیل کنیم که زندگی او "لایموت فیها و لا یحیی" شود.مگر شهوت، دختر و پسر می شناسد؟ اگر به دختر هم بگویید که تنها راه اطفای شهوت آنی او انتخاب شریک دائم زندگی است، ممکن است دختر هم در انتخاب شریک دائم زندگی اش تعجیل کند و بدون تعمق و تدبیر ازدواج کند. آنوقت بعد از مدتی کوتاه که نیاز ش برطرف شد، احساس می کند که این شوهر به درد او نمیخورد. اما وقتی دختر و پسر نیاز آنی خود را برطرف کرده باشند، آنوقت می روند تا عاقلانه انیس و مونس خود را انتخاب کنند.
شهید مطهری
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خودرسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما می خندند.همچنین است یک دخترمحصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسوولیت یک زندگی را بپذیرند. از شما می پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم؟آیا طبیعت حاضراست به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سنین شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا مافارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟ آیا جوانان حاضرند یک دوره "رهبانیت موقت "را طی کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانی که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضاجوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت حاضر است از ایجادعوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدامی شود و روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟ دو راه بیشتر باقی نمی ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنی عملاکمونیسم جنسی را بپذیریم;و چون به پسر و دختر"متساویا"اجازه داده ایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کرده ایم، زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظربسیاری از کوته فکران این است که زن و مرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط کننددوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوی هم و بالاخره "متساویا"سقوط کنند. راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدودمی کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیداکند قهرا هر مردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگر آنکه از یک طرف عددبیشتری باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند. این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد،در شرایط دیگر نیز پیش می آید. اصولا ممکن است زن و مردی که خیال دارند با هم به طور دائم ازدواج کنند و نتوانسته اند نسبت به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند،به عنوان ازدواج آزمایشی برای مدت موقتی با هم ازدواج کنند;اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه می دهندو اگر نه از هم جدا می شوند. ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هوا پرستی قیام کرده اند،تا آنجا که درمیان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هوا پرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه درآمده است. امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردودمی شمارد،نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند.از نظر اسلام تمام غرایز(اعم ازجنسی و غیره)باید در حدود اقتضا» و احتیاج طبیعت اشباع و ارضا» گردد.اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد.از این رو اگر چیزی رنگ هوا پرستی یا ظلم و بی عدالتی به خود بگیرد،کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست. جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هوا پرست و وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و درناراحتی بسر می بردند، به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است.امام جعفرصادق علیه السلام می فرمود:یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کردموضوع متعه است. اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیا» یک "سنت متروکه "است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده اند به اعتبار حکمت اولی این قانون است،خواسته اند بگویند این قانون برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است،همچنانکه امام کاظم علیه السلام به علی بن یقطین فرمود: "تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است." علی علیه السلام می فرماید:"هر گاه بدانم شخص نا اهلی متعه کرده است،حد زنای محصن را بر او جاری ساخته و سنگسارش خواهم کرد." از سخنان بسیار پر ارزش امیر المومنین این است که:"اگر عمر سبقت نمی جست و متعه را تحریم نمی کرد،احدی جز افرادی که سرشتشان منحرف است زنا نمی کرد". یعنی اگر متعه تحریم نشده بود،هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمی کرد;تنهاکسانی مرتکب این عمل می شدند که همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونی ترجیح می دهند.
نظر 4 مرجع تقلید درباره ازدواج موقت
در شرایط کنونی جامعه، ازدواج موقت را چه امری قبیح بدانیم و چه هنجار قلمداد کنیم، در نهایت فتوای مراجع محترم دینی است که حرمت، استحباب و یا وجوب آن را تعیین میکند.
متن استفتا
1 -آیا دختر رشیده بدون اذن ولی میتواند ازدواج موقت کند؟
2 -اگر شرایط ازدواج دائم برای دختری رشیده یا غیر رشیده فراهم نباشد و در صورتی که ازدواج نکند ترس از این دارد که به گناه آلوده شود، آیا میتواند بدون اذن ولی ازدواج موقت کند؟ آیا دختران به دلیل نیاز عاطفی میتوانند با شرط نداشتن رابطه جنسی بدون اذن ولی ازدواج موقت کنند؟
3 -ترویج ازدواج موقت در جامعه چه حکمی دارد؟
4 -تقبیح ازدواج موقت در جامعه چه حکمی دارد؟
آیت الله حسین وحید خراسانی: در ازدواج اذن پدر شرط است مگر اینکه در ازدواج دائم دختری رشیده باشد و پدر یا جد پدری او بی جهت با ازدواج دائم مخالفت نماید که در این صورت دختر میتواند بدون اذن پدر یا جد پدری ازدواج کند، اما اگر دختر رشیدهای که صلاح خود را میداند و بهدلیل بالا رفتن سن خود امیدی به ازدواج دائم نداشته باشد و پدر یا جد پدریاش بیجهت با ازدواج موقت او مخالفت میکند، میتواند بدون اذن ولی و در صورتیکه ازدواج موقت برای او خیر و صلاح باشد، ازدواج موقت کند. اگر رشیده نباشد بدون اذن ولی نمیتواند و اگر رشیده باشد شرایط پاسخ به سئوال اول را دارد. تقبیح ازدواج موقت، تقبیح حکم خداوند است و کسی نمیتواند این حلال خدا را تقبیح کند.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی: این کار بدون کسب اجازه ولی دختر جایز نیست. منظور از باکره دختری است که قبلا شوهر نکرده است، خواه عضو بکارت موجود باشد، یا نه. شک نیست که نکاح موقت در شریعت اسلام جایز است، ولی نباید وسیله هوسبازی افراد هوسباز شود; و احتیاط آن است تا ضرورتی نباشد اقدام به این کار نشود.
آیت الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی :اگر دختر باکرهای که به حد بلوغ رسیده و رشیده است -یعنی مصلحت خود را تشخیص میدهد-بتواند زندگانی خود را به نحو مستقل اداره کند و قدرت تصمیم گیری صحیح در امور زندگی خود را داشته باشد و بیم آنکه فریب بخورد در میان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج کند احتیاجی به اجازه پدر یا جد پدری خود ندارد و در غیر این صورت، بنابر احتیاج واجب باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و یا برادر لازم نیست. همچنین بنابر احتیاط واجب دختری که باکره نیست نیز همین حکم را دارد. اصل ازدواج موقت در شرع مقدس اسلام کاری جایز است و تقبیح نسبت به اصل ازدواج موقت کار صحیحی نیست; هر چند ممکن است ازدواج موقت در بعضی موارد و شرایط به مصلحت بعضی از افراد اعم از زن و مرد نباشد.
آیت الله حسین نوری همدانی: عقد دختر باکره بدون اجازه و رضایت پدر باطل است و فرقی بین ازدواج دائم و موقت نیست.