تعادل در رفتار جنسى
با سلام خدمت شما دوست عزیز :
یكى از شاخههاى حساس و مهم شهوت میل جنسى است كه بحث ما درباره آن دنبال خواهد شد. عفت كه به عنوان یك نقطه اعتدال و یك ارزش در رفتار جنسى به كار مىرود به معناى به رسمیت شناختن قلمروِ خود و قلمروِ دیگران است. مصلحت انسان قلمروى را براى میل جنسى خود فرد تعیین مىكند و دیگران نیز قلمروى دارند كه براى غیر آنان تعیین مىشود. وقتى این قلمروها به وسیله زیادهخواهى جنسى درهم شكسته شود بى عفتى نامیده مىشود و اگر در قلمرو تعریف شده باقى بماند، عفت خوانده مىشود.
پس براى رسیدن به عفت شناختن قلمروِ مجاز خواست جنسى و تمیز آن از منطقه ممنوعه آن، ضرورى است. براى شناخت بهتر این امر، قلمرو میل جنسى را در چند بعد از ابعاد انسان، به تفكیك پى مىگیریم. این ابعاد عبارتاند از: جسمانى، بینایى، شنوایى، گویایى، بویایى و خیال. علّت انتخاب این امور، وجود این تصوّرات است كه عفت فقط برقرار نكردن تماس بدنى با نامحرم است و حال آنكه عفت، قلمروهاى دیگرى نیز دارد كه كمتر بدان توجه شده است.
گذشته از تماس بدنى انسان در ناحیه بینایى و شنوایى و گویایى و بویایى و خیال قلمروهاى مشخصى دارد كه ورود نامحرم به درون آن، ممنوع است. هر یك از اعضاى بدن، حظى از زنا(1) و حظى از عفت دارند. اگر قلمرو هر یك از اعضاى بدن در برابر نامحرم حفظ نشود، زناى مخصوص به همان عضو، رخ داده است و اگر حریم آن حفظ گردد، عفّت آن عضو حاصل شده است.
بنابراین، در بحث عفت تمام اعضاى بدن و همه قلمروهاى آن باید مورد توجه و بررسى قرار گیرد. جالب اینجاست كه نوع ورود به منطقه ممنوعه در هر یك از امور یاد شده، با دیگرى متفاوت است همانگونه كه در ادامه روشن خواهد شد این ورود گاهى با لمس است گاهى با صوت، گاهى با پرتوى از نور گاهى با بو و گاهى با خیال.
البته تذكر این نكته لازم است كه مراد ما از محرم و نامحرم در این نوشتار فقط منحصر به جنس مخالف نیست؛ بلكه هم جنس را نیز شامل مىشود. وقتى صحبت از قلمرو خصوصى یك نفر مىشود (كه ورود دیگرى به آن حرام است) آن دیگرى نامحرم نامیده مىشود، چه این فرد از جنس مخالف باشد و چه هم جنس. ورود یك پسر به قلمرو عفاف پسر دیگر ممنوع است، همانگونه كه ورودش به قلمرو عفاف دختر نامحرم. همچنین ورود یك دختر به قلمرو عفاف دختر دیگر ممنوع است، همانگونه كه ورودش به قلمرو عفاف پسر نامحرم.
قلمرو جسمانى
قلمرو جسمانى : شاید روشنترین مصداق عفت باشد. هرگونه تماس بدنى میان مرد و زن نامحرم مُنافى عفت است. یكى از انواع تماس بدنى دست دادن با نامحرم است. رسول خدا(ص) هرگز دست مباركشان با دست نامحرم تماس نداشته است.(2) هنگام بیعت كردن زنان با ایشان از ظرفى آب به عنوان حایل میان ایشان و زنان نامحرم و در عین حال رابطى براى بیعت كردن، استفاده مىكردند.(3)
نوع دیگر تماس، بوسیدن نامحرم است. بوسیدن نامحرم، زناى لب است.(4) چه این نامحرم از جنس مخالف باشد و چه همجنس. بى عفتى در بوسیدن هم جنس آن است كه اینكار با انگیزه فرونشاندن میل جنسى و برخاسته از این غریزه باشد. حفظ این قلمرو (قلمرو لب) در مقابل نامحرم، عفت لب و بوسه است.
به طور كلى تماس بدنى غیر عفیفانه، هرگونه تماسى است كه برخاسته از میل جنسى و یا به قصد فرونشاندن آن باشد. این تماس چه با جنس مخالف باشد و چه میان همجنسها در هر دو صورت به معناى شكستن قلمرو عفافِ برخى اعضاى بدن است.
گذشته از اینكه تماس بدنى میان نامحرمها نباید صورت پذیرد، فاصله میان زن و مرد نامحرم نیز مهم و داراى تأثیر است. هرچه فاصله میان زن و مرد نامحرم بیشتر باشد، حریم بیشترى نگه داشته مىشود و كمتر احساس خودمانى شدن و صمیمى بودن (كه گامى است به سوى غفلت از قلمروهاى شخصى) به طرفین دست مىدهد و هرچه این فاصله كمتر شود طرفین خودمانىتر و صمیمىتر مىشوند و آرام آرام، نوع نگاهها و نوع كلماتى كه بین آنها رد و بدل مىشود، تفاوت مىیابد. به همین جهت مسئله چگونگى نشستن در كنار نامحرم در اماكن عمومى و وسایل نقلیه عمومى و... اهمیت مىیابد.
حفظ فاصله میان نامحرم (هم جنس و جنس مخالف) و نداشتن تماس بدنى حتى با وجود لباس نقش مهمى در پیشگیرى از ارتباطهاى غیرعفیفانه در سطح بالاتر دارد. همچنین بهتر است هم جنسها در یك بستر با یكدیگر نخوابند و یا اگر مىخوابند رواَنداز آنها یكى نباشد.(5) این كار به حفظ قلمروِ شخصى آنها كمك مىكند.
قلمرو بینایى
شكسته شدن یك قلمرو، همیشه به صورت جسمانى انجام نمىشود. هنگامى كه شما به یك منظره و یا یك شخص، نگاه مىكنید و از آن تصویر برمىدارید، در حقیقت، وارد قلمرو آن شدهاید. این ورود، یك ورود نورانى است. نور كار انتقال تصاویر را به چشم انسان برعهده دارد.(6) آنچه توسّط نور به چشم منتقل مىشود، اگر زن نامحرم یا تصویر و فیلم مستهجن باشد، موجب هیجان جنسى و برانگیختگى شهوت مىشود(7) و این آغاز اغتشاش و ناامنى در قلمروهاى شخصى و غفلت از آسیبهاى درونى و بیرونى است.
عفّت در قلمرو بینایى هم به معناى حفظ مرز دیدن است و هم به معناى رعایت قلمرو نامحرم. رسیدن به این هدف در گرو این است كه از یك سو، زن در منظر نامحرم چند چیز را رعایت نماید: یكى پوشش بدن از نامحرم است. پوشش چند نوع است: یا كامل است یا نیمه تمام كه نیمى از بدن را پوشانده و نیمى را عریان مىگذارد. و در عین حال یا جذاب و تحریك كننده است و یا ساده و بىآلایش. پوشش مناسب، آن است كه هم كامل باشد و هم غیر جذاب. پوشش مناسب در حقیقت مانعى بر سر راه ورود نگاه نامحرم و به نوعى مرزبان قلمرو خصوصى زن است. اما پوشش نیمه تمام یا جذّاب، نهتنها مرزبانى نمىكند بلكه بیگانه را براى ورود به این حریم تشویق و تحریك مىكند.
به همین جهت، رسول خدا(ص) به همسر یكى از اصحاب خود توصیه كردند كه زیرلباس نازك خود لباس دیگرى بپوشد تا حجم بدن او نمایان نشود.(8) حتى حضرت زهرا(س) نگران پس از مرگ خودش بود كه نكند حجم بدن وى براى نامحرم نمایان شود و لذا با مشورت اَسماء تابوتى براى اولین بار در تاریخ اسلام ساخته شد تا بدن ایشان، درون آن پوشیده باشد.(9) پس یكى از وظایف زنان با عفت بستن مرزها و راههاى ورود امواج نورى نگاه به قلمرو خصوصى آنان است.
اقدام دیگر خوددارى از آراستن خود و لباس خود براى افراد نامحرم و یا آشكار ساختن این آرایهها در بیرون از قلمرو شخصى است. جلوهگرىِ زن براى بیگانگان و پوشیدن برخى لباسها و استفاده از برخى رنگها در فضاى عمومى جامعه چشمان مردان را بهسوى خود مىكشد و زمینه نا امن شدن حریم شخصى زن را فراهم كند.
اقدام سوم حفظ وقار و حیا در رفتار است. رفتارهاى تحریك كننده، خود، عامل دیگرى براى جلب نگاه نامحرم است. اگر رفتار یك زن، همراه با وقار و حیا باشد، نگاه نامحرم جرئت ورود به حریم خصوصى وى را پیدا نمىكند. یك نمونه رفتار با وقار و حیا در قرآن كریم درباره دختران حضرت شعیب(ع) آمده است.(10)
اقدام چهارم قرار ندادن خود در معرض نگاه نامحرم است. در جایى كه نیازى به حضور زن نیست ضرورت ندارد كه زن در جمع نامحرم حاضر شود و خود را در معرض دید آنان قرار دهد. خود را در معرض دیگران قرار دادن اگر به یك رویه و عادت تبدیل شود، ضریب امنیت را پایین مىآورد همانند كالاى ارزشمند و گرانقیمتى كه بیرون از حصار امن خود باشد و امكان دسترسى و دستبرد زدن به آن آسان باشد. به همین جهت قرآن نیز به زنان توصیه كرده است كه از پشت پرده با نامحرمان ارتباط داشته باشند.(11) این قبیل اقدامها قلمرو بینایى زن را از نگاه نامحرم نگه مىدارد و بدین سان عفت در این قلمرو تأمین مىشود.
و امّا از سوى دیگر، مرد باید نگاه خود را به قلمرو خصوصى زن نیفكند و حریم وى را مورد تعرض قرار ندهد. قرآن از مؤمنان مىخواهد كه نگاه خود را از نامحرم بگردانند.(12) در روایات نیز توصیه فراوانى به چشمپوشى مردان از زنان نامحرم شده است:(13) پشت سر زن نامحرم، حركت نكند؛(14) از پشت به زنان نامحرم نگاه نیفكند؛(15) از رو به رو به زن نامحرم خیره نشود،(16) و اگر به طور اتّفاقى نگاه وى به نامحرم افتاد، چشم خود را بگرداند(17) و بار دیگر، نگاه خود را به وى نیفكند.(18)
بنابراین، مرد باید حدّ نگاه خود را بشناسد و آن را فراتر از قلمرو خود به كار نیندازد. البته چشمپوشى اختصاص به مرد ندارد. زنان نیز باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارند. نگاه زن نیز حدّ دارد و آن، مرد نامحرم است. هنگامى كه مرد كورى بر رسول خدا(ص) وارد شد، آن حضرت، از همسران خود خواست كه جلسه را ترك كنند و پشت پرده قرار گیرند. آنان با تعجّب گفتند: وى كور است!. حضرت فرمود: شما كه كور نیستید و او را مىبینید!.(19)
بنابراین، بینایى یكى از قلمروهاى عفت است. هم مرد باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارد و هم زن. اگر نگاه نامحرم وارد قلمرو خصوصى زن نشود و نگاه زن نیز وارد قلمرو خصوصى مرد نامحرم نگردد، كمال سعادت آنهاست و به استحكام بنیاد خانواده مىانجامد. جمله زیباى حضرت زهرا (س) كه فرمودند: خیر زن در آن است كه نه او مردى را ببیند و نه مردى او را ببیند (20) دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است. این قلمرو مخصوص نامحرم (چه از جنس مخالف باشد و چه هم جنس) است. دختر و پسر هر دو قلمرو خویش را با كمال وسواس محافظت مىكنند تا محرمى را لایق آن بیابند. این محرم، همان همسر قانونى پاك و امین و اهل فضیلت است.
قلمرو گویایى
«گویایى» كارخانه تولید صوت است و صوت و سخن، پل میان انسانها. سخن تولید شده توسط دستگاه گویایى دو بخش عمده دارد. یك بخش آن كلماتى است كه تولید مىشود و مفاهیمى را در بر دارد. اما بخش دیگر آن، حالت بیان آن كلمات است كه ممكن است حاكى از شادى، غم، ناراحتى، دوستى و... باشد. هر دو بخش یاد شده در بحث عفت گویایى قابل طرح است. برخى كلامها و برخى از حالتهاى اداى كلام تحریك كننده و هوسانگیزند. گاهى موضوع سخن، تحریك كننده است و گاهى موسیقى كلام و شیوه بیان جملات. به همین جهت گویایى قلمرو دیگر عفت است.
استفاده كردن از كلمات و جملات تحریك كننده و یا بیان جملات با حالتى همراه ناز و غمزه غریزه جنسى را تحریک مىكند و مرزهاى عفت را به خطر مىاندازد به همین جهت قرآن كریم، مخصوصا به زنان توصیه كرده است كه با نامحرمان نازك و نرم و دلربا سخن نگویند.(21)
مسئله دیگر، نوع صدا زدن یكدیگر است. صدا زدن و بردن نام داراى طبقهبندى خاصى است كه بر اساس آن نوع كلمات و جملاتى كه به كار مىروند متفاوت مىشود. معمولاً زن و شوهر پدر و دختر پسر و مادر و خواهر و برادر براى صدا زدن یكدیگر از نام كوچك استفاده مىكنند. حتى ممكن است میان زن و شوهر از الفاظى كه حاكى از عشق و علاقه باشد، استفاده گردد اما غریبهها از نام بزرگ افراد استفاده مىكنند، به صورتى كه نشانه احترام به قلمرو طرف مقابل است. خودمانى شدن زن و مرد نامحرم، در حقیقت به معناى شكسته شدن حریم آنهاست. بنابراین اینجا نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است. معمولاً مرد نامحرم، جرئت نمىكند كه با زن نامحرم، خودمانى شود و زن عفیف نیز به مرد نامحرم اجازه نمىدهد كه صمیمى شود و با او همانند یك همسر، سخن بگوید.
قلمرو شنوایى
برخى شنیدنىها موجب تحریك غریزه جنسى مىشوند. شنیدن ترانهها و آوازهایى كه مضمونهاى غیر اخلاقى دارند، براى همگان حرام است. صوت زنان آوازهخوان و حتى صداى معمولى اما نازك برخى زنان، غریزه جنسى مرد را تحریك مىكند. همچنین ممكن است آواز یك مرد و یا یك موسیقى تحریك كننده، غریزه زن را تحریك كند. به همین جهت، شنوایى یكى دیگر از قلمروهاى عفت است. عفت شنوایى در این است كه صداى مهیج نامحرم و هرگونه صوت تحریك كنندهاى وارد دریچه گوش نشود. اجازه ورود دادن به هر نوع صداى شهوت برانگیزى نوعى بىعفتى است. شخص عفیف، هر صدایى را از راه گوش به قلب و روان خود وارد نمىسازد. شنیدن، قلمروى دارد كه عبارت است از: همه صداهاى خوب عالم. آنچه شهوتانگیز باشد، خارج از قلمرو و گامى بهسوى بىعفتى است.
بنابراین، راه حفظ عفت شنوایى گوش ندادن به صداهاى تحریك كننده و حاضر نشدن در مجالس موسیقى و آواز اغفال كننده و دور شدن از فضاهایى است كه پر از تحریكات و هیجانات پوچ و زیانبار و بىبهرهاند.
امامان معصوم(ع) بارها یاران و اصحاب خود را از حضور در چنین مكانهایى و حتى مجاورت چنین محفلهایى بازداشتهاند(22) و این مطلب را كه برخى گفتهاند رسول خدا(ص) به برخى آوازها گوش مىداد و اجازه شنیدن آنها را داده است تكذیب مىكردند و چنین دروغ پردازانى را نفرین مىفرمودند.(23) حتى از امام على(ع) نقل شده كه ایشان به زنان جوان، سلام نمىكردند تا نكند جواب آنان گوش حضرت را بنوازد و موجب جلب توجه قلبى گردد.(24) این الگوى عفاف در قلمرو شنوایى است. قلمرو بویایى
بوى خوش، دلانگیز و جاننواز است. این ویژگىِ منحصر به فرد، سبب مىشود كه توجه انسان را به كانون بوى خوش جلب و آدمى نسبت به آن علاقهمند و دلبسته شود. حال اگر كانون بوى خوش، زن یا مرد نامحرم باشد چه اتفاقى رخ مىدهد؟ قطعا توجه وى را جلب و میل او را جذب و غریزه جنسىاش را تحریك مىكند. بنابراین بویایى قلمرو دیگرى براى عفت است.
استفاده از بوى خوش به كلى ممنوع نیست اما همانگونه كه انسان بدن خود را از نامحرم مىپوشاند براى بوى خوشِ خود نیز باید حریمى نگه دارد تا عفت او حفظ شود. این مسئله درباره خانمها از اهمیت بیشترى برخوردار است زیرا انگیزه شهوانى مردان قوىتر و پاسخ آنها به تحریك كنندهها سریعتر و توان آنها براى ورود به قلمرو جنس مخالف بیشتر است. به همین جهت در روایات فراوانى از عطر زدن زن براى مرد نامحرم و خروج وى از منزل در چنین حالتى به شدت نهى شده است.(25) حضرت زهرا(س) خود را حتى از یك نابینا مىپوشاند و دور مىسازد تا نكند وى از طریق بویایى متوجه ایشان شود. (26)این نهایت عفاف است كه یك زن حتى حاضر نیست ارتباط بویایى میان او و نامحرم برقرار شود.
قلمرو خیال
خیال حوزه دیگرى از وجود انسان است كه همچون پرندهاى به هرجا كه بخواهد پر مىكشد و بسیارى از چیزهاى دست نایافتنى را در ذهن خود مىپروراند. آنگاه كه خیال، به وادى شهوت كشیده شود، پاى عفت نیز به میان مىآید. تخیلهاى شهوانى و تحریك كننده میل جنسى، هم شكستن قلمرو دیگران است و هم نادیده گرفتن مرز خود. تخیل درباره یك نامحرم، هم واردساختن پرنده خیال به حریم وى است و هم وارد ساختن نامحرم به قلمرو خود.
خیال غیر عفیفانه، هرچند عمل مشهود جنسى نیست اما نوعى زیادهخواهى است كه تأثیرات روانى عمیقى دارد و همانند دود، خانه دل را سیاه مىكند(27) و زمینه شهوترانى را فراهم مىسازد؛ زیرا انسان بهسوى هر آنچه فكر كند، كشیده مىشود.(28)
با این توضیح، روشن مىشود كه خیال نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است و شخص عفیف، كسى است كه نه خیال خود را به خانه نامحرم مىفرستد و نه نامحرم را به خانه خیال خود راه مىدهد.
خلاصه سخن
انسان، گذشته از قلمرو فیزیكى و جسمانى، داراى قلمروهاى بینایى ، گویایى، شنوایى، بویایى و تخیلى نیز هست و لذا عفت (كه به معناى رعایت حریم خود و دیگران و حفظ قلمروهاى خصوصى از تعرض غریزه جنسى است) محدود به جسم و برقرارى ارتباط جسمانى نمىشود بلكه هرگونه ارتباط شهوانى میان نامحرمها (هم جنس و یا از جنس مخالف) را شامل مىشود.
پس، همه اینها قلمرو من است و من با تمام وجود از قلمرو خود محافظت مىكنم و اجازه ورود هیچ كس را به آن نمىدهم و در عین حال خود نیز به قلمرو هیچ كس تعرض نمىكنم.
تعادل در رفتار جنسى
با سلام خدمت شما دوست عزیز :
یكى از شاخههاى حساس و مهم شهوت میل جنسى است كه بحث ما درباره آن دنبال خواهد شد. عفت كه به عنوان یك نقطه اعتدال و یك ارزش در رفتار جنسى به كار مىرود به معناى به رسمیت شناختن قلمروِ خود و قلمروِ دیگران است. مصلحت انسان قلمروى را براى میل جنسى خود فرد تعیین مىكند و دیگران نیز قلمروى دارند كه براى غیر آنان تعیین مىشود. وقتى این قلمروها به وسیله زیادهخواهى جنسى درهم شكسته شود بى عفتى نامیده مىشود و اگر در قلمرو تعریف شده باقى بماند، عفت خوانده مىشود.
پس براى رسیدن به عفت شناختن قلمروِ مجاز خواست جنسى و تمیز آن از منطقه ممنوعه آن، ضرورى است. براى شناخت بهتر این امر، قلمرو میل جنسى را در چند بعد از ابعاد انسان، به تفكیك پى مىگیریم. این ابعاد عبارتاند از: جسمانى، بینایى، شنوایى، گویایى، بویایى و خیال. علّت انتخاب این امور، وجود این تصوّرات است كه عفت فقط برقرار نكردن تماس بدنى با نامحرم است و حال آنكه عفت، قلمروهاى دیگرى نیز دارد كه كمتر بدان توجه شده است.
گذشته از تماس بدنى انسان در ناحیه بینایى و شنوایى و گویایى و بویایى و خیال قلمروهاى مشخصى دارد كه ورود نامحرم به درون آن، ممنوع است. هر یك از اعضاى بدن، حظى از زنا(1) و حظى از عفت دارند. اگر قلمرو هر یك از اعضاى بدن در برابر نامحرم حفظ نشود، زناى مخصوص به همان عضو، رخ داده است و اگر حریم آن حفظ گردد، عفّت آن عضو حاصل شده است.
بنابراین، در بحث عفت تمام اعضاى بدن و همه قلمروهاى آن باید مورد توجه و بررسى قرار گیرد. جالب اینجاست كه نوع ورود به منطقه ممنوعه در هر یك از امور یاد شده، با دیگرى متفاوت است همانگونه كه در ادامه روشن خواهد شد این ورود گاهى با لمس است گاهى با صوت، گاهى با پرتوى از نور گاهى با بو و گاهى با خیال.
البته تذكر این نكته لازم است كه مراد ما از محرم و نامحرم در این نوشتار فقط منحصر به جنس مخالف نیست؛ بلكه هم جنس را نیز شامل مىشود. وقتى صحبت از قلمرو خصوصى یك نفر مىشود (كه ورود دیگرى به آن حرام است) آن دیگرى نامحرم نامیده مىشود، چه این فرد از جنس مخالف باشد و چه هم جنس. ورود یك پسر به قلمرو عفاف پسر دیگر ممنوع است، همانگونه كه ورودش به قلمرو عفاف دختر نامحرم. همچنین ورود یك دختر به قلمرو عفاف دختر دیگر ممنوع است، همانگونه كه ورودش به قلمرو عفاف پسر نامحرم.
قلمرو جسمانى
قلمرو جسمانى : شاید روشنترین مصداق عفت باشد. هرگونه تماس بدنى میان مرد و زن نامحرم مُنافى عفت است. یكى از انواع تماس بدنى دست دادن با نامحرم است. رسول خدا(ص) هرگز دست مباركشان با دست نامحرم تماس نداشته است.(2) هنگام بیعت كردن زنان با ایشان از ظرفى آب به عنوان حایل میان ایشان و زنان نامحرم و در عین حال رابطى براى بیعت كردن، استفاده مىكردند.(3)
نوع دیگر تماس، بوسیدن نامحرم است. بوسیدن نامحرم، زناى لب است.(4) چه این نامحرم از جنس مخالف باشد و چه همجنس. بى عفتى در بوسیدن هم جنس آن است كه اینكار با انگیزه فرونشاندن میل جنسى و برخاسته از این غریزه باشد. حفظ این قلمرو (قلمرو لب) در مقابل نامحرم، عفت لب و بوسه است.
به طور كلى تماس بدنى غیر عفیفانه، هرگونه تماسى است كه برخاسته از میل جنسى و یا به قصد فرونشاندن آن باشد. این تماس چه با جنس مخالف باشد و چه میان همجنسها در هر دو صورت به معناى شكستن قلمرو عفافِ برخى اعضاى بدن است.
گذشته از اینكه تماس بدنى میان نامحرمها نباید صورت پذیرد، فاصله میان زن و مرد نامحرم نیز مهم و داراى تأثیر است. هرچه فاصله میان زن و مرد نامحرم بیشتر باشد، حریم بیشترى نگه داشته مىشود و كمتر احساس خودمانى شدن و صمیمى بودن (كه گامى است به سوى غفلت از قلمروهاى شخصى) به طرفین دست مىدهد و هرچه این فاصله كمتر شود طرفین خودمانىتر و صمیمىتر مىشوند و آرام آرام، نوع نگاهها و نوع كلماتى كه بین آنها رد و بدل مىشود، تفاوت مىیابد. به همین جهت مسئله چگونگى نشستن در كنار نامحرم در اماكن عمومى و وسایل نقلیه عمومى و... اهمیت مىیابد.
حفظ فاصله میان نامحرم (هم جنس و جنس مخالف) و نداشتن تماس بدنى حتى با وجود لباس نقش مهمى در پیشگیرى از ارتباطهاى غیرعفیفانه در سطح بالاتر دارد. همچنین بهتر است هم جنسها در یك بستر با یكدیگر نخوابند و یا اگر مىخوابند رواَنداز آنها یكى نباشد.(5) این كار به حفظ قلمروِ شخصى آنها كمك مىكند.
قلمرو بینایى
شكسته شدن یك قلمرو، همیشه به صورت جسمانى انجام نمىشود. هنگامى كه شما به یك منظره و یا یك شخص، نگاه مىكنید و از آن تصویر برمىدارید، در حقیقت، وارد قلمرو آن شدهاید. این ورود، یك ورود نورانى است. نور كار انتقال تصاویر را به چشم انسان برعهده دارد.(6) آنچه توسّط نور به چشم منتقل مىشود، اگر زن نامحرم یا تصویر و فیلم مستهجن باشد، موجب هیجان جنسى و برانگیختگى شهوت مىشود(7) و این آغاز اغتشاش و ناامنى در قلمروهاى شخصى و غفلت از آسیبهاى درونى و بیرونى است.
عفّت در قلمرو بینایى هم به معناى حفظ مرز دیدن است و هم به معناى رعایت قلمرو نامحرم. رسیدن به این هدف در گرو این است كه از یك سو، زن در منظر نامحرم چند چیز را رعایت نماید: یكى پوشش بدن از نامحرم است. پوشش چند نوع است: یا كامل است یا نیمه تمام كه نیمى از بدن را پوشانده و نیمى را عریان مىگذارد. و در عین حال یا جذاب و تحریك كننده است و یا ساده و بىآلایش. پوشش مناسب، آن است كه هم كامل باشد و هم غیر جذاب. پوشش مناسب در حقیقت مانعى بر سر راه ورود نگاه نامحرم و به نوعى مرزبان قلمرو خصوصى زن است. اما پوشش نیمه تمام یا جذّاب، نهتنها مرزبانى نمىكند بلكه بیگانه را براى ورود به این حریم تشویق و تحریك مىكند.
به همین جهت، رسول خدا(ص) به همسر یكى از اصحاب خود توصیه كردند كه زیرلباس نازك خود لباس دیگرى بپوشد تا حجم بدن او نمایان نشود.(8) حتى حضرت زهرا(س) نگران پس از مرگ خودش بود كه نكند حجم بدن وى براى نامحرم نمایان شود و لذا با مشورت اَسماء تابوتى براى اولین بار در تاریخ اسلام ساخته شد تا بدن ایشان، درون آن پوشیده باشد.(9) پس یكى از وظایف زنان با عفت بستن مرزها و راههاى ورود امواج نورى نگاه به قلمرو خصوصى آنان است.
اقدام دیگر خوددارى از آراستن خود و لباس خود براى افراد نامحرم و یا آشكار ساختن این آرایهها در بیرون از قلمرو شخصى است. جلوهگرىِ زن براى بیگانگان و پوشیدن برخى لباسها و استفاده از برخى رنگها در فضاى عمومى جامعه چشمان مردان را بهسوى خود مىكشد و زمینه نا امن شدن حریم شخصى زن را فراهم كند.
اقدام سوم حفظ وقار و حیا در رفتار است. رفتارهاى تحریك كننده، خود، عامل دیگرى براى جلب نگاه نامحرم است. اگر رفتار یك زن، همراه با وقار و حیا باشد، نگاه نامحرم جرئت ورود به حریم خصوصى وى را پیدا نمىكند. یك نمونه رفتار با وقار و حیا در قرآن كریم درباره دختران حضرت شعیب(ع) آمده است.(10)
اقدام چهارم قرار ندادن خود در معرض نگاه نامحرم است. در جایى كه نیازى به حضور زن نیست ضرورت ندارد كه زن در جمع نامحرم حاضر شود و خود را در معرض دید آنان قرار دهد. خود را در معرض دیگران قرار دادن اگر به یك رویه و عادت تبدیل شود، ضریب امنیت را پایین مىآورد همانند كالاى ارزشمند و گرانقیمتى كه بیرون از حصار امن خود باشد و امكان دسترسى و دستبرد زدن به آن آسان باشد. به همین جهت قرآن نیز به زنان توصیه كرده است كه از پشت پرده با نامحرمان ارتباط داشته باشند.(11) این قبیل اقدامها قلمرو بینایى زن را از نگاه نامحرم نگه مىدارد و بدین سان عفت در این قلمرو تأمین مىشود.
و امّا از سوى دیگر، مرد باید نگاه خود را به قلمرو خصوصى زن نیفكند و حریم وى را مورد تعرض قرار ندهد. قرآن از مؤمنان مىخواهد كه نگاه خود را از نامحرم بگردانند.(12) در روایات نیز توصیه فراوانى به چشمپوشى مردان از زنان نامحرم شده است:(13) پشت سر زن نامحرم، حركت نكند؛(14) از پشت به زنان نامحرم نگاه نیفكند؛(15) از رو به رو به زن نامحرم خیره نشود،(16) و اگر به طور اتّفاقى نگاه وى به نامحرم افتاد، چشم خود را بگرداند(17) و بار دیگر، نگاه خود را به وى نیفكند.(18)
بنابراین، مرد باید حدّ نگاه خود را بشناسد و آن را فراتر از قلمرو خود به كار نیندازد. البته چشمپوشى اختصاص به مرد ندارد. زنان نیز باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارند. نگاه زن نیز حدّ دارد و آن، مرد نامحرم است. هنگامى كه مرد كورى بر رسول خدا(ص) وارد شد، آن حضرت، از همسران خود خواست كه جلسه را ترك كنند و پشت پرده قرار گیرند. آنان با تعجّب گفتند: وى كور است!. حضرت فرمود: شما كه كور نیستید و او را مىبینید!.(19)
بنابراین، بینایى یكى از قلمروهاى عفت است. هم مرد باید نگاه خود را از نامحرم نگه دارد و هم زن. اگر نگاه نامحرم وارد قلمرو خصوصى زن نشود و نگاه زن نیز وارد قلمرو خصوصى مرد نامحرم نگردد، كمال سعادت آنهاست و به استحكام بنیاد خانواده مىانجامد. جمله زیباى حضرت زهرا (س) كه فرمودند: خیر زن در آن است كه نه او مردى را ببیند و نه مردى او را ببیند (20) دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است. این قلمرو مخصوص نامحرم (چه از جنس مخالف باشد و چه هم جنس) است. دختر و پسر هر دو قلمرو خویش را با كمال وسواس محافظت مىكنند تا محرمى را لایق آن بیابند. این محرم، همان همسر قانونى پاك و امین و اهل فضیلت است.
قلمرو گویایى
«گویایى» كارخانه تولید صوت است و صوت و سخن، پل میان انسانها. سخن تولید شده توسط دستگاه گویایى دو بخش عمده دارد. یك بخش آن كلماتى است كه تولید مىشود و مفاهیمى را در بر دارد. اما بخش دیگر آن، حالت بیان آن كلمات است كه ممكن است حاكى از شادى، غم، ناراحتى، دوستى و... باشد. هر دو بخش یاد شده در بحث عفت گویایى قابل طرح است. برخى كلامها و برخى از حالتهاى اداى كلام تحریك كننده و هوسانگیزند. گاهى موضوع سخن، تحریك كننده است و گاهى موسیقى كلام و شیوه بیان جملات. به همین جهت گویایى قلمرو دیگر عفت است.
استفاده كردن از كلمات و جملات تحریك كننده و یا بیان جملات با حالتى همراه ناز و غمزه غریزه جنسى را تحریک مىكند و مرزهاى عفت را به خطر مىاندازد به همین جهت قرآن كریم، مخصوصا به زنان توصیه كرده است كه با نامحرمان نازك و نرم و دلربا سخن نگویند.(21)
مسئله دیگر، نوع صدا زدن یكدیگر است. صدا زدن و بردن نام داراى طبقهبندى خاصى است كه بر اساس آن نوع كلمات و جملاتى كه به كار مىروند متفاوت مىشود. معمولاً زن و شوهر پدر و دختر پسر و مادر و خواهر و برادر براى صدا زدن یكدیگر از نام كوچك استفاده مىكنند. حتى ممكن است میان زن و شوهر از الفاظى كه حاكى از عشق و علاقه باشد، استفاده گردد اما غریبهها از نام بزرگ افراد استفاده مىكنند، به صورتى كه نشانه احترام به قلمرو طرف مقابل است. خودمانى شدن زن و مرد نامحرم، در حقیقت به معناى شكسته شدن حریم آنهاست. بنابراین اینجا نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است. معمولاً مرد نامحرم، جرئت نمىكند كه با زن نامحرم، خودمانى شود و زن عفیف نیز به مرد نامحرم اجازه نمىدهد كه صمیمى شود و با او همانند یك همسر، سخن بگوید.
قلمرو شنوایى
برخى شنیدنىها موجب تحریك غریزه جنسى مىشوند. شنیدن ترانهها و آوازهایى كه مضمونهاى غیر اخلاقى دارند، براى همگان حرام است. صوت زنان آوازهخوان و حتى صداى معمولى اما نازك برخى زنان، غریزه جنسى مرد را تحریك مىكند. همچنین ممكن است آواز یك مرد و یا یك موسیقى تحریك كننده، غریزه زن را تحریك كند. به همین جهت، شنوایى یكى دیگر از قلمروهاى عفت است. عفت شنوایى در این است كه صداى مهیج نامحرم و هرگونه صوت تحریك كنندهاى وارد دریچه گوش نشود. اجازه ورود دادن به هر نوع صداى شهوت برانگیزى نوعى بىعفتى است. شخص عفیف، هر صدایى را از راه گوش به قلب و روان خود وارد نمىسازد. شنیدن، قلمروى دارد كه عبارت است از: همه صداهاى خوب عالم. آنچه شهوتانگیز باشد، خارج از قلمرو و گامى بهسوى بىعفتى است.
بنابراین، راه حفظ عفت شنوایى گوش ندادن به صداهاى تحریك كننده و حاضر نشدن در مجالس موسیقى و آواز اغفال كننده و دور شدن از فضاهایى است كه پر از تحریكات و هیجانات پوچ و زیانبار و بىبهرهاند.
امامان معصوم(ع) بارها یاران و اصحاب خود را از حضور در چنین مكانهایى و حتى مجاورت چنین محفلهایى بازداشتهاند(22) و این مطلب را كه برخى گفتهاند رسول خدا(ص) به برخى آوازها گوش مىداد و اجازه شنیدن آنها را داده است تكذیب مىكردند و چنین دروغ پردازانى را نفرین مىفرمودند.(23) حتى از امام على(ع) نقل شده كه ایشان به زنان جوان، سلام نمىكردند تا نكند جواب آنان گوش حضرت را بنوازد و موجب جلب توجه قلبى گردد.(24) این الگوى عفاف در قلمرو شنوایى است. قلمرو بویایى
بوى خوش، دلانگیز و جاننواز است. این ویژگىِ منحصر به فرد، سبب مىشود كه توجه انسان را به كانون بوى خوش جلب و آدمى نسبت به آن علاقهمند و دلبسته شود. حال اگر كانون بوى خوش، زن یا مرد نامحرم باشد چه اتفاقى رخ مىدهد؟ قطعا توجه وى را جلب و میل او را جذب و غریزه جنسىاش را تحریك مىكند. بنابراین بویایى قلمرو دیگرى براى عفت است.
استفاده از بوى خوش به كلى ممنوع نیست اما همانگونه كه انسان بدن خود را از نامحرم مىپوشاند براى بوى خوشِ خود نیز باید حریمى نگه دارد تا عفت او حفظ شود. این مسئله درباره خانمها از اهمیت بیشترى برخوردار است زیرا انگیزه شهوانى مردان قوىتر و پاسخ آنها به تحریك كنندهها سریعتر و توان آنها براى ورود به قلمرو جنس مخالف بیشتر است. به همین جهت در روایات فراوانى از عطر زدن زن براى مرد نامحرم و خروج وى از منزل در چنین حالتى به شدت نهى شده است.(25) حضرت زهرا(س) خود را حتى از یك نابینا مىپوشاند و دور مىسازد تا نكند وى از طریق بویایى متوجه ایشان شود. (26)این نهایت عفاف است كه یك زن حتى حاضر نیست ارتباط بویایى میان او و نامحرم برقرار شود.
قلمرو خیال
خیال حوزه دیگرى از وجود انسان است كه همچون پرندهاى به هرجا كه بخواهد پر مىكشد و بسیارى از چیزهاى دست نایافتنى را در ذهن خود مىپروراند. آنگاه كه خیال، به وادى شهوت كشیده شود، پاى عفت نیز به میان مىآید. تخیلهاى شهوانى و تحریك كننده میل جنسى، هم شكستن قلمرو دیگران است و هم نادیده گرفتن مرز خود. تخیل درباره یك نامحرم، هم واردساختن پرنده خیال به حریم وى است و هم وارد ساختن نامحرم به قلمرو خود.
خیال غیر عفیفانه، هرچند عمل مشهود جنسى نیست اما نوعى زیادهخواهى است كه تأثیرات روانى عمیقى دارد و همانند دود، خانه دل را سیاه مىكند(27) و زمینه شهوترانى را فراهم مىسازد؛ زیرا انسان بهسوى هر آنچه فكر كند، كشیده مىشود.(28)
با این توضیح، روشن مىشود كه خیال نیز قلمرو دیگرى براى عفّت است و شخص عفیف، كسى است كه نه خیال خود را به خانه نامحرم مىفرستد و نه نامحرم را به خانه خیال خود راه مىدهد.
خلاصه سخن
انسان، گذشته از قلمرو فیزیكى و جسمانى، داراى قلمروهاى بینایى ، گویایى، شنوایى، بویایى و تخیلى نیز هست و لذا عفت (كه به معناى رعایت حریم خود و دیگران و حفظ قلمروهاى خصوصى از تعرض غریزه جنسى است) محدود به جسم و برقرارى ارتباط جسمانى نمىشود بلكه هرگونه ارتباط شهوانى میان نامحرمها (هم جنس و یا از جنس مخالف) را شامل مىشود.
پس، همه اینها قلمرو من است و من با تمام وجود از قلمرو خود محافظت مىكنم و اجازه ورود هیچ كس را به آن نمىدهم و در عین حال خود نیز به قلمرو هیچ كس تعرض نمىكنم.
بی شرمی ماموران اماراتی فرودگاه دبی علیه مسافران بیگناه ایرانی
فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبی با مسافران و گردشگران ایرانی
ماموران فرودگاه دبی به دلیل انچه دریافت گزارشی مبنی بر احتمال حمل مواد مخدر توسط یکی از مسافران ایرانی پرواز تهران – دبی در ( پنجشنبه 14 شهریور )ضمن رفتاری بسیار شدید و وحشیانه اقدام به بازرسی و لخت کردن تمامی 152 نفر مسافران این پرواز اعم از زن و مرد نمودنند .
به گزارش شاهدان عینی که خود هم از مسافران این پرواز نیز بوده اند پلیس دبی پس از نگهداری 4 ساعته تمامی مسافران در فرودگاه دبی ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامی مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسی ویژه هدایت کرده اند .
در سالن ویژه بازرسی فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبی از همه خواستنند تمام لباسهای خود و حتی لباسهای زیر خود را دراورند و اقدام به بازرسی مسافران این پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند . همچنین در پی گستاخی پلیس فرودگاه امارات تمامی زن ها و دختر ها را توسط پلیس مرد کاملا برهنه کردنند و حتی از فرو بردن دست در درون اندام تناسلی بانوان و دختران هم کوتاهی نکردنند .

شاهدان عینی از فریاد و گریه و شیون زنان و دختران ایرانی در سالن بازرسی 2 حکایت میکنند که تمامی فضای سالن شماره 2 فرودگاه دبی را پر کرده بود .
یکی دیگر از شاهدان این پرواز میگویید که زنان و دختران را پس از بازسی وحشیانه از سالن بازرسی به سوی سالن خروجی فرودگاه دبی هدایت میکردند در حالی که به انها حتی اجازه نداده بودنن لباس های زیر خود را هم به تن کنند و در حالی انها را یکی یکی ازسالن بازرسی ویژه خارج میکردند که زن ها و دختران گریه کنان فقط لباسهای خود را در دست داشتنند و نه بر تن !
یکی دیگر از مسافران زن این پرواز میگویید که در اثر برخورد وحشیانه و خشن پلیس دبی در حال بازرسی بدنی از مسافران دختر بکارت یکی از دختران ایرانی پاره شده است و فریادها و گریه های این دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده های دیگر ایرانی بازرسی شده باعث شد که پلیس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشیانه تمامی مسافران دربند در سالن بازرسی را به همراه داشته باشد .
از طرفی در نهایت بعد از 3 ساعت از بازرسی ویژه بدنی تک تک مسافران ایرانی مشخص شد که هیچ یکی از انها هیچ مورد خلافی به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبی عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقیر ایرانیان عازم دبی این حرکت زشت و بدور از انسانیت را انجام داده اند .

واکنش سفارت جمهوری اسلامی در دبی :
پس از مراجعه حضوری چندی از مسافران ایرانی به سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی ابتدا از ورود این افراد به ساختمان کنسولگری جلوگیری به عمل امد ولی پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعیت ماجرا برای مسئولان جمهوری اسلامی در دبی به انها قول داده شد که پیگیر ماجرای اتفاق افتاده شوند . همچنین یکی از 3 نفر از دختران که با جراحت ... مواجه شده بودنند برای اثبات موضوع به پزشکی قانونی ارسال شد که حقیقت ادعا اثبات شود .
از طرفی بعضی از خبرنگاران رسانه های گروهی با معاون سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی قرار مصاحبه گرفتنند که ایشان از پذیرفتن خبرنگاران خودداری کردنند و با تعجب فراوان ایشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامی ماجرای اتفاق افتاده را تکذیب کردنند و گفتنند موضوع مهمی اتفاق نیفتاده و ماجرای گفته شده فقط شایعه است !
ولی یک روز بعد از تکذیب ماجرا توسط کنسولگری ایران در دبی - سفارت جمهوری اسلامی در ابوظبی با تایید ضمنی خبر برخورد وحشیانه ماموران فرودگاه دبی با مسافران ایرانی و پاره شدن بکارت یکی از دختران 15 ساله این ماجرای را یک اقدام عادی در فرودگاه دبی خوانند ولی گفتنند که در این زمینه با فرمانده پلیس فرودگاه دبی صحبت و موضوع پیش امده را پیگیری کنند !!!!!!
سفر به دوبی را تحریم کنید
این فاجعه می توانست برای شما اتفاق بیفتد. بیایید جلوی چنین حوادث تلخی را بگیریم. سفر خود به دوبی را لغو کنید. اطمینان داشته باشید که روزی فرا خواهد رسید که با التماس از شما خواهند خواست به کشور ورشکسته شان سفر کنید. چرا که دوبی با پول ایرانی ها به این موقعیت رسیده است.شیخ نشینی که هفتاد سال پیشتبعید گاه دزدان و تبه کاران ایرانی بود. مطمئن باشید هر جا که سفر کنید از دبی زیبا تر و جذاب تر خواهد بود . به دبی کثیف سفر نکنید .
رسوایی جدید خبرگزاری دولت
آزاده میررضی
یك سایت خبری نزدیك به قالیباف فاش كرد كه خبرگزاری دولتی ایرنا خبرهای خود را میفروشد و با دریافت مبالغ چند ده میلیونی از برخی دستگاههای دولتی، فعالیتهای آنها را به شكل مثبت پوشش میدهد. این در حالی است كه همزمان دفتر سید محمد خاتمی نیز با انتشار تصویر مدارك تحصیلی و ریز نمرات او، دروغ بودن ادعاهای خبرگزاری دولت در چند روز اخیر را ثابت كرد و بدین ترتیب رسوایی دیگری برای ایرنا پدید آورد.
سایت "فرارو" كه به طیف حامیان قالیباف منتسب است، با انتشار گزارشی در خصوص "رپرتاژ آگهی" از سوی خبرگزاری رسمی دولت، فاش كرد كه ایرنا با دریافت مبالغی بین 15 تا 150 میلیون تومان، فعالیتهای دستگاههای دولتی را تحت پوشش قرار میدهد و اخبار مثبت متعددی را درباره موضوعات مورد نظر كسانی كه به ایرنا پول پرداخت كنند، بر روی خروجی خود قرار می دهد.
به نوشته این سایت محافظهكار، این خبرگزاری رسمی دولتی بدین منظور یك ادارهكل، تحت عنوان بازرگانی ایجاد كرده كه با انعقاد قراردادهایی كه حداقل آن 15 میلیون تومان است، به تشكیل "ستاد خبری" برای پوشش اخبار مورد نظر سازمان های طرف قرارداد میپردازد. همچنین بر اساس این گزارش اگر رقم پرداختی به 150 میلیون تومان برسد، ایرنا خبرها را به زبانهای خارجی هم ترجمه میكند و در بخشهای خارجی خبرگزاری قرار میدهد.
این در حالی است كه خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در بودجه سالانه كشور از یك ردیف بودجه اختصاصی برخوردار است و در بودجه سال 1387 هم دولت احمدینژاد بودجه جاری آن را حدود 62 درصد افزایش داد، در حالی كه بودجه ایسنا 80 درصد كاهش یافته بود.
همچنین برخی منابع گزارش دادهاند كه ایرنا در سالهای اخیر به بهانه كسری بودجه، علاوه بر بودجه سالانه خود رقمی را نیز از محل كمكهای بلاعوض ریاستجمهوری دریافت كرده كه میزان آن در سال گذشته بالغ بر یك میلیارد تومان بوده است.
لازم به ذكر است كه انتشار خبر و گزارش های خبری در قالب رپرتاژ آگهی در اخلاق حرفهای روزنامهنگاری عمل مذمومی تلقی میشود كه تنها نشریات زرد و برخی مطبوعات بدهكار و ناگزیر در شرایط ویژه به آن رو میآورند. بدین ترتیب مشخص نیست با بودجه هنگفت ایرنا كه رقم دریافتی سالانه آن را از 20 میلیارد تومان فراتر میبرد، مدیر اصولگرای این خبرگزاری چه نیازی به خبرفروشی دارد.
سایت محافظه كار فرارو در خصوص مواردی كه ایرنا با دریافت پول تحت پوشش ویژه قرار داده، به "جشنواره کارآفرینان برتر (وزارت کار)، نمایشگاه شرکت سهامی فرش ایران، نهمین کنگرهی سراسری بیهوشی و احیا، همایش یکصدمین سالگرد استخراج نفت (وزارت نفت)، دهمین نمایشگاه لوازم و تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی و همایش بینالمللی پتروشیمی" اشاره كرده و این در حالی است كه ایرنا در یك سال اخیر با افزایش جهتگیریهای یكسویه خود علیه اصلاحطلبان، عملا به تریبون جناح تندروی حامی رئیسجمهور تبدیل شده است.
محمدجعفر بهداد كه به بركت خبرنگاری روزنامه كیهان در سالهای قبل، اكنون به عنوان جوانترین مدیرعامل سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی در طول عمر 74 ساله این خبرگزاری، در رأس ایرنا قرار گرفته، در توجیه جناحی كردن سمت و سوی اخبار این خبرگزاری به سخنانی از رهبر جمهوری اسلامی استناد كرده كه در آن ایرنا "دست بزن نظام" خوانده شده است.
این جمله را رسانهها پیش از این به صفار هرندی، وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد، كه از قضا او هم سابقه كیهانی دارد، نسبت داده بودند. اما هفته پیش بهداد فاش كرد كه این در واقع دستور رهبر نظام است و در عین حال تصریح كرد: "این کاری است که در ایرنا نیز آغاز شده است."
انتشار مدرك خاتمی و رسوایی ایرنا
در حالی كه در روزهای گذشته "دست بزن نظام" یا همان خبرگزاری رسمی دولت با انتشار تصاویر جعلی تلاش كرده بود اتهام علی كردان، وزیر كشور معزول دولت احمدینژاد را درباره خاتمی مطرح كند و تحصیلات و مدرك او را با توجیهات غیرمستند زیر سؤال ببرد، شب گذشته سایتهای حامی خاتمی با انتشار تصاویر واقعی مدرك تحصیلی و ریز نمرات وی، دروغ جدید ایرنا را افشا كردند.
بدین ترتیب اكنون اتهام اصلی كردان كه همان جعل مدرك بود، به ایرنا وارد است و این خبرگزاری رسمی دولتی از سوی سایتهای حامی خاتمی در معرض این پرسش قرار گرفته كه چرا بدون پرسش مستقیم از خاتمی یا نزدیكان او، به انتشار یك مدرك جعلی دست زده و این مدرك به چه علت و توسط چه كسانی جعل شده است.
محمدعلی ابطحی، معاون خاتمی در دولت اصلاحات، در وبلاگ شخصی خود درباره خبرسازیهای اخیر خبرگزاری ایرنا كه "قبلترها اعتباری داشت"، نوشته است: "این روزها ایرنا وچند سایت خبری طرفدار دولت،القا کرده بودندکه لیسانس آقای خاتمی جعلی است و سال ۸۰ لیسانس گرفته است. یادشان رفته که دولت در اختیار خودشان هست. میتوانستند با دانشگاه اصفهان تماس بگیرند و بپرسند که آیا آقای خاتمی همهی واحدهای لیسانسش را پاس کرده یا نه؟ میتوانستند با نظام وظیفه که کارت پایان خدمت لیسانس وظیفه صادر کرده تماس بگیرند و سوال کنند. میتوانستند با دانشگاه علوم تربیتی تهران تماس بگیرند و بپرسند که چگونه در فوقلیسانس پذیرفته شده است... آقای خاتمی انصافا آدم خوش شانسی است که مخالفانی این چنینی دارد. تا باشد الهی که این مخالفان باشند و بنویسند."یاری: روزنامه کیهان که بعد از روی کار آمدن دولت نهم، اعضای اصلی هیات تحریریه خود را به دلیل انتصاب به پست های مختلف از دست داده است، در ماههای اخیر بیش از بیست گاف داده است و تنها در شماره امروز خود دو گاف بزرگ داد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، روزنامه کیهان ابتدا در خبر به اصطلاح ویژه خود به بهانه اختصاص تیتر یک روزنامه اعتماد به تلویزیون فارسی بی بی سی به این روزنامه بار دیگر حمله کرد و اعتماد را متهم کرد که به این منظور میزگردی گذاشته است که همانگونه که اعتماد در این گزارش به صراحت عنوان کرده است که این میزگرد به صورت زنده و در رادیو گفتگو، از شبکه های رادیوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی برگزار شده است و اعتماد تنها به نقل از رادیو گفتگو پرداخته است.
همچنین این روزنامه در گاف مشترکی با خبرگزاری ایرنا نوشت که در انتخابات نظام پزشکی یازده اصولگرا و شش اصلاح طلب انتخاب شدند که ایرنا و کیهان یکی از کاندیداهای اصلاح طلب را اصولگرا محسوب کرده است و آمار ده اصولگرا و هفت اصلاح طلب را با تحریف منتشر کرده است


.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)