|
مهارت گوش دادن چیست و چگونه آن را در خود تقویت کنیم؟ |
آدمی در قرن حاضر به تواناییهای متعددی نیاز دارد که هر کدام میتواند به نوعی در روند زندگی و کار او تاثیرگذار باشد. از این میان، توانایی برقراری ارتباط و ایجاد مناسبات اجتماعی از جمله مهمترین مهارتهاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلی، مطمئناً با افراد زیادی روبهرو هستیم که شاید نیمی از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترین پل ارتباطی میان ما از طریق «گوش دادن» صورت میگیرد.در مهارت گوش دادن چنان قدرتی نهفته است که به واسطه آن میتوان از بسیاری از موانع گذشت، افراد زیادی را در اختیار داشت و در انزوای ناخواسته روزگار نو درگیر نماند. در این نوشته تلاش شده راهکارهایی در باب گوش دادن موثر بیان شود تا قدرت پنهانی این مهارت آشکار گردد. هر نکته به شکلی بیان شده است که شما میتوانید با توجه به نوع عملکرد خود در حین گوش دادن و شناسایی نقاط ضعفتان در این زمینه، جملهای را که توجه به آن منجر به قوت توانایی گوش دادن در شما میشود انتخاب کرده و روی یک برگه نوشته و در مکان مناسبی که در معرض دیدتان باشد، قرار دهید. به این ترتیب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نکته یاد شده میتوانید به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بیشتری ببخشید. در حالت کاملاً عادی، گوش کردن بیش از هر فعالیت دیگر زمان بیداری فرد را به خود اختصاص میدهد. مطالعه بر روی افراد شاغل در زمینههای متفاوت، نشان داده است که ۷۰ درصد لحظههای بیداری افراد به برقراری ارتباط میگذرد. از این زمان نوشتن ۹ درصد، مطالعه ۱۶ درصد، صحبت کردن ۳۰ درصد و گوش کردن ۴۵ درصد را به خود اختصاص میدهد. اما با این وجود، متاسفانه فقط عده معدودی از افراد شنوندگان خوبی به شمار میروند. محققان مدعیاند که حتی در سطوح اطلاعاتی خاص و وقتی که شنونده برای کسب معلومات گوش میدهد نیز ۷۵ درصد ارتباط کلامی نادیده گرفته میشود، اشتباه درک میشود و یا به سرعت فراموش میشود. توانایی گوش کردن، برای درک معنای عمیق آنچه افراد میگویند، از این هم نادرتر است و شاید بر همین اساس بوده که نقل میکنند حضرت عیسی(ع) فرمود: اگر چه یک گوش تو کاملاً شنواست، اما گوش دیگرت ناشنواست.» بیشتر اوقات حرفهای گوینده از یک گوش وارد میشوند و از گوش دیگر خارج میشوند. در جامعه ما یکی از دلایل عمده گوش کردن نامناسب، آن است که بیشتر ما آموزش مقدماتی بسیار عمیقی را برای گوش نکردن دریافت میکنیم. در دوره پیشدبستان، تاکید والدین به توجه نکردن به آنچه خوب نیست و در سالهای اولیه تحصیل پرداختن و تاکید صرف بر خواندن، از سویی دیگر آغاز الگوبرداری ما از همان سالهای نخست کودکی از بزرگترهایی که خود هرگز درست گوش نمیدهند همه از جمله عوامل یاد دهنده گوش نکردن هستند. نتایج بررسیها نشان میدهد که عدم استفاده صحیح از این مهارت، موجب ناتوانی افراد در حل مشکلات اعم از خانوادگی و یا شغلی میشود. اما این مهارت نیز همچون سایر مهارتها، کسب کردنی و آموختنی است، کافی است به برخی نکات و اصول لازم در این خصوص توجه و عمل کنیم تا از نیروی حاصل از آن در پیشگیری از مسائل و حل مشکلات موجود و نیز برقراری روابطی سازنده بهرهمند شویم. از جمله این نکات میتوان به موارد زیر اشاره کرد. این نکات ساده در قالب جملاتی بیان شده است که توجه به آنها در رفتار عملکرد موجب تقویت گوش دادن فعالانه و موثر میشود. ▪ در حین رویارویی با هر مراجعه کنندهای اعم از همکاران و یا اعضاء خانوادهام تا زمانی که کاملاً متوجه موضوع نشدهام، زمان گفتوگو را به بعد موکول نمیکنم. ▪ در طول صحبت کردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزشگذاری کلام او در ذهن خودم نیستیم. ▪ بدون پیشداوری و فارغ از شنیدههای قبلیام به سخنان طرف مقابل گوش میکنم. به این ترتیب ذهن من با نگاهی تازه به تحلیل مسئله مورد نظر میپردازد. ▪ بعد از اتمام حرفهای طرف مقابل به خودم فرصت فکر کردن میدهم. من مجبور نیستم بلافاصله تصمیم بگیرم و یا چیزی بگویم. ▪ کوتاه و روشن سخن میگویم تا فرصت لازم برای درک کلامم و نیز صحبت کردن از طرف مقابل وجود داشته باشد. ▪ برای ذکر مصادیق در حرفهایم از خاطرات دور و دراز خود که تعریف آنها زمان زیادی صرف میکند و رشته کلام را نیز از هم میگسلد، پرهیز میکنم. ▪ در حین گفتوگو با حرکات سر و کلمات مناسب تمایل و علاقمندی خود را به شنیدن نشان میدهم. ▪ در طول گفتوگو تلاش میکنم که اصل کلام و منظور طرف مقابل را درک کنم و به برداشت ذهنم اکتفا نکنم. ▪ میدانم خشم مانع فهم درست معانی خواهد شد، بنابراین در این زمان تلاش میکنم با سکوت بیشتر و توجه به بیان و احساس گوینده موجب کنترل خشم در خود شوم. ▪ در مواقعی که احساس میکنم دقیقاً متوجه منظور طرف مقابل خود نشدهام، با جملات واضحتر و با استفاده از کلمات گوینده سوال میکنم. ▪ تا حد امکان سخن گوینده را قطع نمیکنم. اما اگر از نظر زمان در تنگنا باشم، این مورد را با لحن مناسبی مطرح میکنم و حتماً قرار گفتوگوی بعدی را معین میکنم. ▪ در هنگام شنیدن با بدنی مایل به جلو و در فاصلهای مناسب رودرروی طرف مقابل قرار میگیرم و با وضعیتی گرم و پذیرا، هشیاری همراه با آرامش خود را به او انتقال میدهم. ▪ در حین گوش دادن سعی میکنم عوامل محیطی مزاحم را به حداقل برسانم مثلاً تلویزیون و رادیو را خاموش کنم، گاهی حتی تلفن را قطع کنم و یا در را ببندم. ▪ در گفتوگو با طرف مقابلم سعی میکنم سؤالات کمتری بپرسم تا او وقت بیشتری برای سخن گفتن داشته باشد و هدایت مکالمه به دست او باشد. ▪ در صورت نیاز به پرسش، از سؤالات باز استفاده میکنم، یعنی سؤالاتی که به پاسخی بیشتر از یک کلمه احتیاج دارند. ▪ همواره به ارزش سکوت در گوش دادن فکر میکنم و میدانم که نقطه آغاز فرد، سکوت و گام دوم آن گوش دادن است. ▪ در هنگام سکوت به سخنان طرف مقابلم میاندیشم و سعی میکنم احساس او را بفهمم. ▪ میدانم که زمانی باید ساکت بود و زمانی باید سخن گفت و من مراقب هستم تا سکوت نامطلوب میان ما ایجاد نشود. ▪ تظاهر به فهمیدن نمیکنم و هر زمان که به هر علت مثل خیالپردازی و فکر کردن به آنچه او قبلا گفته بود، متوجه باقی حرفهای او نشدم، از او میخواهم که سخنش را تکرار کند. ▪ میدانم گفتن این جمله که «دقیقا میدانم چه احساسی داری» مانع سخن گفتن او میشود. بنابراین تلاش میکنم که همراه او باشم. ▪ همدلی گوش دادن با قلب و سر است، بنابراین گرمی و صمیمیت و تن صدا و نحوه بیان من میتواند همدلی مرا نشان دهد. ▪ فراموش نمیکنم گوش دادن فعالانه گاهی تنها کاری است که در کمک به برخی از افراد برای رسیدن به حل مشکلاتشان لازم است. بنابراین گوش کردن من گاهی بسیار موثرتر از ارائه راهحل یا تلاش برای مشکلگشایی است. |
|
هنر گوش دادن |
گوشها را باید شست«گفتن و شنیدن»، دو خط ارتباطی با مردم است. به تعبیر دیگر، دو نعمت بزرگ الهی، قدرت گویایی و شنوایی است که سهم مهمی در ایجاد ارتباطهای انسانی دارد و برای داشتن روابطی سالم و سودمند، نیازمند آن هستیم که شیوه صحیح استفاده از «زبان» و «گوش» را مورد توجه قرار دهیم. بخش عمدهای از زمان ارتباطی انسانها به «گوش دادن» میگذرد. «گوش دادن» عملی ارادی است که نیاز به دقت و توجه دارد، به همین دلیل با «شنیدن» که عملی غیرارادی است و به دقت نیاز ندارد متفاوت است. در مباحث معاشرتی، نحوه استفاده از قدرت شنوایی و به تعبیر دیگر خوب شنیدن و درست گوش دادن، نقش مهمی دارد. بیاعتنایی به حرفهای گوینده، نشانه بیادبی است. بر عکس، حسن توجه و ابراز علاقه، علامت ادب و تربیت اجتماعی و بها دادن به موقعیت انسانی مخاطب و گوینده به شمار میآید .به همین دلایل باید گوش دادن و مهارتهای مربوط به آن را مهم تلقی کرده و آنها را بیاموزیم. اگر شما در یک تحقیق ساده از اطرافیان خود بپرسید که: «آیا خوب گوش میدهید؟» بیشتر قریب به اتفاق قاطعانه جواب میدهند: «بلی». اما متاسفانه پژوهشهای متعددی عکس این را نشان میدهد. این پژوهشها بر این واقعیت تلخ استوارند که بیشتر ما نه تنها گوشدهندگان خوبی نیستیم، بلکه اصلا گوش شنوایی نداریم. سوال این است: چرا گوش نمیدهیم؟ و برای گوش دادن موثر چه باید کرد؟ ● چرا گوش نمیدهیم؟ دلایل مختلفی وجود دارند که موجب میشوند ما خوب گوش ندهیم. عوامل مختلف فردی و محیطی میتواند بر این عمل که عملی فعال و هوشیارانه است تاثیر بگذارد. در مجموع تمام عواملی که هوشیاری ما را از شنیدنی فعال منصرف کنند سبب میشوند ما خوب گوش ندهیم. این عوامل عبارتند از: ۱) گرفتاری ذهنی: داشتن مشغله ذهنی، یکی از عوامل گوش ندادن به سخن شخص مقابل است. بارها برایمان پیش آمده که ذهن، درگیر یک مطلب علمی یا مشکلی است، در این زمان اگر ما مورد خطاب کسی واقع شویم، اغلب یا متوجه نمیشویم و یا اینکه درصد دقت و گوش کردن ما بسیار پایین میآید. ۲) تمایل نداشتن: بیرغبتی نیز موجب گوش نکردن میشود. البته این بیرغبتی نیز عوامل متفاوتی دارد از جمله: تنفر از ظاهر و قیافه شخص گوینده، تنفر از صدای فرد، دایمی بودن محرک (مانند: همسرانی که مرتب نق میزنند یا والدینی که مدام خرده میگیرند)، یکنواختی صدای سخنران و استفاده از کلمات و لغات نامانوس، بیعلاقگی به موضوع بحث یا گوینده آن. این عوامل موجب میشود انسان رغبتی به گوینده و سخنان او نداشته باشد و در نتیجه، فرآیند گوشدهی به پایینترین حد خود برسد. ۳)نداشتن تمرکز بر موضوع: از جمله دلایل گوش ندادن، توانایی نداشتن در ایجاد تمرکز است. یکی از امتیازات کلاسها و استادان موفق این است که درس را به گونهای ارایه دهند که تمام حواس پنجگانه انسان درگیر درس بشود. این روش امتیازات فراوانی دارد که از جمله آنها ایجاد تمرکز در شاگردان است و اگر شاگرد نتواند هنگام درس، حواس پنجگانه خود را متوجه کلاس کند و از تمام این عوامل برای یادگیری استفاده کند، تمرکز در کلاس به شدت پایین آمده و بالطبع میزان گوشدهی شاگردان هم افت پیدا میکند. ۴)توجه به اتفاقات آینده و نگرانی از آنها: گاهی اتفاق افتاده که شما پس از گوینده قرار است سخنرانی کنید یا نیمه پایانی کلاس، نوبت کنفرانس شماست و.... در تمام این مدت چون شما قرار است بحثتان را تا لحظاتی دیگر ارایه دهید، مدام به سخنان خود و نحوه مباحثتان میاندیشید و دیگر توجهی به سخنان دیگران ندارید. این توجه نداشتن موجب میشود فرآیند گوشدهی شما بسیار پایین آمده و یا حتی به صفر برسد. ۵) پیشداوریهای غلط: بعضی مواقع ما نسبت به اشخاص پیش داوریهایی داریم. این پیش داوریها، گاهی به توجه نداشتن به سخنان آنها منجر میشود. مثلا وقتی ما با سخنرانی شخصی مواجه میشویم، بهاین دلیل که او اغلب حرف سیاسی میزند یا سخنان او تکراری است و یا اینکه این حرفها از خودش نیست، به سخنان او گوش نمیدهیم، در حالی که تمام اینها پیشداوری است. شاید این شخص در این جلسه، سخن غیرسیاسی و جدید بزند. این پیش داوری علاوه بر اشخاص، ممکن است در موضوعات هم اتفاق بیفتد. ۶) ارزیابی همزمان فرد یا گفتههای او: گاهی اتفاق میافتد پیش از آنکه طرف مقابل حرفهایش را تمام کند، همزمان به بررسی و ارزیابی سخنان گوینده پرداخته و یا پاسخهایمان را طرحریزی و طرحهایمان را مرور میکنیم و سپس تصمیم میگیریم. این عمل، موجب وارد آمدن خلل در فرآیند گوشدهی میشود. ● اخلاق در گوش دادن از آداب اجتماعی مربوط به گوش دادن، رعایت اذن و اجازه است. اگر کسانی با هم صحبت میکنند و مایل نیستند دیگری سخنانشان را بشنود، نباید استراق سمع کرد، یا باید از محل سخن آنان بیرون رفت یا خود را به کاری دیگر مشغول ساخت که حرفهایشان بهگوش نرسد؛ حداقل آنکه فرد در چنین شرایطی باید بیتفاوت باشد، نه حساس برای گوش دادن و پی بردن به محتوای مکالمات آنان. فرقی نمیکند که صحبتهایشان حضوری باشد، یا تلفنی. در اینباره نهیهایی شده است. از جمله در این سخن امام صادق(ع) که: «کسی که به سخن گروهی گوش دهد، در حالی که آنان آن را خوش نداشته باشند (و تمایلی به شنیدن او نداشته باشند) روز قیامت در گوشهایش سرب گداخته ریخته میشود.» گوش نشستن و «استراق سمع»، از آداب ناپسند اجتماعی است که گاهی مفاسد و پیامدهای تلخ به دنبال دارد. پس میبینید که کار ساده و معمولی «شنیدن» و «گوش دادن»، این همه آداب و رسوم، تاثیر و تاثر، زمینهها و عواقب، حد و حدود و حق و حقوق دارد. ● تمرین گوش دادن فعال ▪ در برابر عوامل حواسپرتی مقاومت کنید. ▪ ببینید در سخنانی که دارید میشنوید چه چیز جالبی برای شما وجود دارد. ▪ محتوای سخن را بسنجید نه نحوه ارایه آن را. ▪ قبل از اینکه صحبت را به طور کامل بشنوید درباره آن بحث یا قضاوت نکنید. ▪ برای دست یافتن به نظریات و موضوعات مهم گوش کنید نه فقط برای کسب اطلاعات. ▪ تا حد ممکن خوب گوش کنید و نشان دهید که به موضوع علاقهمندید. ▪ فکر خود را باز نگه دارید و به سرعت و از روی احساسات جواب ندهید. ▪ سعی کنید در مواجهه با صحبتهای تند و خستهکننده حواستان پرت نشود. |
|
۵ اشتباه زنان که باعث تنها ماندن آنها میگردد |
آیا از دیدارهایی کـه مـنجر به بــرقـراری رابـطه نگردیده اند خـستـه شـده اید؟ آیـا از بـرخـورد با مـردانـی کـه آشـکـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــد گشته اید؟اگر در یافتن جفت خود منتهای کوشش خود را نموده ایـد و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید، ممکن است وقت آن رسیده باشد که درباره دیدگاهتان نسـبــت بجستجوی عشق حقیقی تجدید نظر کنید. در این بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازی عـشق آشنا میشوید. اگــر بـرخـی از ایـن دلایــل بــرایــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نکنید. فقط بدانید که لیاقتتان بیشتر بوده و عهد ببندید که برای بهتر بودن تغییر نمایید. ۱) اگر فکر کنید که عشق هرگز شما را پیدا نخواهد کرد، چنین نیز خواهد شد بسـیـاری از زنـان نـاامـیدیـهــای رومانتیکشان آنها را متقاعد نموده که برای ایـنـکه مـورد محبت و توجه دیگران قرار بگیرند، به صـورت ذاتــی چیزی درونشان وجود ندارد. آنها مثلا میگویند: "کی حاظر میشه با من ازدواج کنه؟ مطمئنم که تا آخر عمرم تنها میمونم." بطور واضح چنین زنانی همانند من و شما شایسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواریم!) اما آنها دارای مشخصه ای ترسناک می باشند که می تـوانـد بـرای سـالهای متمادی باعث تنها ماندنشان گردد: "پیشگویی کامبـخش." یعنی مسـئـلـه ای واقعـیـت می یابد چون مردم انتظار واقعـیتش را داشته و بگونه ای رفتار میکـنند کـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پیشگویی کامبخش مسری نیست اما سبب میگردد تا ارتـباطات بالقوه به سویی مخالف بحرکت درآیـنـد. آن یـک بیـماری مـوذی اسـت. بـطور فیــزیکی، بیمار را دست نـخورده باقی میگذارد. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید، "من هرگز عشقی نخواهم یافت،" احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش میابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق دیدگاه کسی روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتی هستم که حتما همدمی پیدا خواهم کرد" -- پیشگویی آینده رومانتیک او نیز روشنتر خواهد بود. اگر شما جزء کسانی هستید که افکارشان از دریغ و افسوس پر شده است،دست بکار شوید: مجله ای تاسیس کنید. هر روز چیزی دوست داشتنی درمورد خودتان بنویسید. این کار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتی می تـوانید با برخی از دوستان نزدیک یا اقوام خود هم فکری نمایید تا آنها بتوانند دلایلی که فکر می کـنند باعث خوشبختی یک مرد با داشتن شما میگردد را بیان نمایند. علت این تقاضای خـود را برای آنها بیان کنید، آنـها نـیـز احتمالا از کمک کردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـکـری مـنـفـی در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فکری مثبت جایگزین نمایید. ۲) ایده بد بودن همه مردان را لگد کوب کنید خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسیع یافت میشوند. نـکتـه ایـن اسـت کـه بـیـاموزیـد یـک مرد شایسته را هم تشخیص دهید و هم بخواهید. سحر یکی از دوستان من میگوید: "چنـدین سال جذب مردانی میشدم که ماموریتشان اذیـت کردن من بود. از زد و بندهایشان معلوم بود. وقتی میگفتند با من تماس میگیرنـد هیچگاه این کار را انجام نمیدادند، مرتب دروغهای احمقانه به هم میـبافتـند، می گفتند که مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان دیگر می رفتـنـد. حـتی یکی از آنهـا می خواست بهترین دوست من را از راه بدر کند." سحر مرتب سرزنش میکـرد کـه رابطه هایش مملو از تقلب و فریبکاری بوده است: هیچ مردی نمی تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اینکه او در مراسم عروسی دختر عمویش شرکت کرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترین مرد دنیاست او حـتما عسل را خوشبخت و برای خوشحال کردن او زندگی خواهد کرد. وقتی برق شیرین و دوست داشتنی چشمان سامان را دیدم، بــا خـودم عهد بستم که روزی با مردی آشنا شوم که همانند گنجینه به من نگاه کند." سحر وقفه ای در روابط خـود ایـجاد نموده و درباره وسـواس فـکریش نـسبت به مردان بد کمی به تفکر پرداخت. او میگوید: "پدرم آدمی خوشگذران و به عنـوان یـک شـوهر و یـک پدر سرد و بی مسؤلیت بود. وقتی ۱۰ سال داشتـم مـا را تـرک کـرد. بعد از آن گه گاهی که او را میدیدم، برای جلب توجه او چرخ و فلک مـیرفتم. وقتی برای داشتن دوست پسر بـه انـدازه کـافی بـزرگ شـدم، بصورت مجازی با افرادی ارتباط برقرار می کـردم کـه دارای اخلاقیات پدرم بودند. زمانیکه به خودم آمدم و فهمیدم که چه کاری دارم انجـام میدهـم، بـا مردانی روبرو شدم که آنچنان هم زرق و برقی و غیر قابل اطمینان نبودند." امروز سحر نامزد دارد -- شخصی هم تیپ سامان. او میگوید: " نمیتوانم باور کنم که آن هـمه وقـت را با مردانی تلف کردم که همانند یک شیء بی ارزش با من رفتار میـکـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فکر میـکنم در نهایت به من آموخت که قدر یک مرد خوب را بطور حقیقی بدانم." ۳) بعد از من تکرار کنید: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نیست وقتی سارا، یک گرافیست ۲۹ ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـویـی رویایی به حقیقت پیوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعید میبایست همه کارها را با هم انجام میدادند. سعـیـد ایــده متفاوتی داشت. سارا میگفت: " تصور میکردم وقتی به هم رسیدیم، سعید بازی بیلیارد دو بار در هفته و نیز بیرون رویهای بعد از کار خـود را با دوستانش کنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زیادی برایمان باقی نمی گـذاشت. نباید این وقت اندک را تلف دیگران میکردیم." اینکه از شریک زندگی خود بـخواهید ۲۴ سـاعـت روز و ۷ روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرایانه و منـصـفـانـه نـیـسـت، بـا ایـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسیـاری از زنان اگر مردشان نیازهایی داشته باشند (مثلا کارها و یا خلوت های مردانه) که نتوان بوسیله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شکستگی و ترک شدگی مینمایند. سستی و نیازمندی سارا منجر شد به اینکه سعید احساس کند گویی تحـت بازداشت خانگی قرار دارد. و فرقی ندارد که زندان چقدر با شکوه و مـجلل بـاشـد، زنـدانی بالاخره میخواهد خود را رهایی دهد. بین زوجین شکاف و جدایی ایجاد میشود. شاداب ترین زن و شوهرها برای رشـد یـافتـن به یکدیگر اجازه نفس کشیدن می دهند. هرقدر جدایی زندگی آنها پویاتر باشد (در زمینه های مشاغل، سرگرمی ها، دوستان)، وقتی بهم میرسند مجبور خواهند بود مقدار بیشتری را با یکدیگر تسهیم کنند. ۴) مرتکب عهدشکنی عاطفی نشوید این حیاتی است که شریک زندگیتان فردی باشد که شما در مورد او با نزاکت و مهربانی رفتار کنید. اگر تمامی جوکهای مورد عـلاقه و داستـانـهای "روزهــای بــد گذشته" خود را برای یکی از دوستان و یا همکاران مرد خود تعریف کنید، وقتی به خانه برمیگـردیـد بـرای شوهرتان چه چیزی باقی خواهد ماند؟ ممکن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژی هر فردی دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است و مـقـدار زیـاد آن در یـک رابـطه باعث تداوم می گردد -- و اگـر شما وقت و انرژی خود را با فرد دیگری صرف کنید بطور بالقوه به رابطه خانوادگی خود لطعمه خواهید زد. بـدتر آن اسـت کـه تـوسـط بـرقـراری رابطه با یک دوست و یا همکار مرد، اعـتـماد و اطـمیـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـدیـن ترتیب با بی وفایی او را آزار دهید. آذر یـک سرآشپز ۳۴ سـالـه میـگوید: "بعد از گذشت ۶ سال از ازدواجمان شوهرم حمید و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نمودیم. مشکل جدی نداشتیم، اما دیـگر او نـفـر اولی نبود که وقتی اتفاقی خوب یا بد می افتاد برایش تعریف میکرم. این افتخار نصیب رضا، همسایه مان، شده بود." آذر هیچگـاه بـا رضـا رابطه جنسی نداشت اما آنها رابطه ای صمیمی را آغاز کرده بودند، مثلا آذر به سعید گفته بود که شوهرش موی مصنوعی بر سرش میگـذارد و سـعـید این موضوع را به عنوان جوک در خانه همسایه دیگرش در کنار باریکیو مـطـرح نـمـود. حـمـیـد وقتی شنید بالای سر کباب و مشروب در خانه همسـایـه در مـورد مسـائـل خصوصی او مضحکه می شـود، شـوکـه شـد و احـسـاس کـرد بـه او خیانت شـده. او همسرش را به بی وفایی متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرین دعوای ممکن بین زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل کردند، اما به آذر به بهای گـزافـی یـادآوری شد که ازدواج باید رابطه شماره یک او در زندگیش قلمداد گردد. ۵) اگر فکر میکنید که همیشه حق با شماست، در اشتباه هستید وقتی شیرین، یک دختر ۲۹ ساله از شیراز، با نامزد خود علی آشنا شد، خوشحال بــود که با او وجوه مشترک بسیاری دارد. هر دو وکیل بودند، به ورزش شنا، اسکی و شطرنج عشق می ورزیدند. همچنین هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـیـریــن میگوید: "همه چیز علی خوب و کامل بود بجز یک عیب بسیار بزرگ. همیشه فکر میکرد حـق بـا اوسـت و میخواست حرفش را به کرسی بنشاند -- خواه این که کدام رستـوران همبرگر بهتری دارد و خـواه کـدامـیـک از مـا بـخاطر دعوای قبلی اول عذرخواهی کرده. آن چیزی که خیلی دیر متوجه شدم این بود که من هم بهمان بدی هستم. نمی توانستم قبول کنم که فراموش کرده ام پیغام مهم تلفنیش را بـه او بـدهـم و یـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را باید جدی می گـرفــتم. من دوست داشتم در شیراز بمانم و این کل موضوع بود. او یا باید من را ترجیح میداد یا تهران را." علی تهران را تـرجیح داد. اگـر شـمـا و یـا شوهرتان هرگز نـتوانید اشتباه خود را بپذیرید، ممکن است به کامیابیهای کوچکی دست پیدا کنید، اما هـرگز رضـایـت واقعی را بدست نخواهید آورد. معذرت خواهی نشانه ضعف نیست بلکه عشق یعنی گـهــگاهـی مجبور شوید بگویید که متاسفید. |
|
• روزگاری همین آقایان مدیر، به داشتن برنامه این چنینی (منظور برنامه جزر و مد با اجرای فرزاد حسنی) افتخار می کردند. • فرزاد حسنی هیچ تغییری نکرده. او همان فرزادی است که با خانم آرین گفتگو کرد و مردم، با اشتیاق فیلم آن را دست به دست چرخاندند. عجیب است که فراموش کرده اید؟ • شنیده ام حسن جوهرچی را کاندیدای اجرای این برنامه کرده اند. حسن را باهوش تر از آن می دانم که چنین اشتباه ویرانگری مرتکب شود. • هر کسی به صندلی ماه عسل تکیه بزند، خواهد باخت؛ مگر فرزاد! رضا رشیدپور، جزو مجریان شناخته شده تلویزیون است که به مجریان تاک شو معروف هستند. رشیدپور، سایتی دارد که در آن، نظرات خودش را درباره اتفاقات مختلف اطراف خودش می نویسد. این مجری شناخته شده که با صبح خیر ایران چهره اش برای مردم ملموس شد و با برنامه های شیشه ای شبانگاهی شبکه پنج، به اوج شهرت رسید، در تازه ترین پست خودش چنین حرف هایی را نوشت. البته این آخرین پست، مربوط به 21 مرداد ماه است؛ درست چند ساعت پیش از شروع رسمی برنامه ماه عسل شبکه سوم سیما، برنامه ای که معروف ترین مجموعه گفتگومحور ماه رمضان های اما اتفاقاتی که از نظر رشیدپور، نباید می افتاد، افتاد: حسن جوهرچی، حالا مجری ماه عسل است، فرزاد حسنی هم باید استراحت کند، مدیران هم که فراموشی را، بهترین راه حل همه چیز می دانند. این یادداشت رضا رشیدپور، با واکنش مخاطبان و رهگذران شبکه های مجازی روبه رو شد؛ طوری که نزدیک به 600 نفر، فقط به سایت او آمدند و به این یادداشت او، واکنش نشان دادند یکی از کامنت گذاران، به نام سامان، چنین نوشت، "باور کن تو این ۳ سال به فرزاد ظلم زیادی شد. حداقل ۵ تا برنامه اش رو نگذاشتند اجرا کنه، دم هم نمی زنه. هر چی هم که ازش تو این مواقع می پرسن سکوت می کنه. با اشتیاق برنامه ها رو شروع میکنه، دقیقه ۹۰ هم که میگن آقا نیا. یک حرف حق ۳ سال پیش زده هنوز داره تاوان اون رو می ده. یعنی این مدیرای شبکه ۳ اینقدر معصوم اند و فرزاد اینقدر گناهکار که حتی نمی تونن ببخشنش؟" و یکی دیگر از بازدیدکنندگان هم، چنین نظر داده بود که " خدا رحمت کنه منوچهر نوذری می گفت هیچ وقت جای کسی نرو حتی اگه ایمان داری از اون سری، این به جای کسی رفتن خردت می کنه، همیشه جای خودت باش و سعی کن نوآوری داشته باشی." مثل اینکه طرفداران دوآتشه فرزاد حسنی، تاب دیدن چنین تغییر و تحولی را در ماه عسل ندارند. البته در این میان، نظرات مخالفی هم دیده می شود که حضور این مجری را غیرقابل تحمل می دانند و دوست دارند که چهره های جدید وارد اجرا شوند؛ حتی اگر کمی ضعیف تر عمل کنند. باید نشست و این مناقشه را تماشا کرد: مناقشه ای که مدیران صدا و سیما باعث و بانی اش شدند. |
چگونه قدرت و كارآيي مغز را افزايش دهيم؟
پژوهشها نشان ميدهد: برخي از عادات نامطلوب در زندگي مانند سيگار يا پرهيز از خوردن صبحانه سبب افت كارآيي مغز ميشود.
مارسي پاراشيل متخصص تغذيه و مدير تغذيه باليني در نظام بهداشتي هندريك آمريكا ميگويد: سه عامل مهمي كه ميتواند قدرت مغز را افزايش دهد نوع غذا، آب و اكسيژن هستند و برخي از اين عادات اين سه فاكتور را به ميزان قابل توجهي تحت الشعاع قرار ميدهند. البته ورزش و غذاي مناسب، سلامت مغز را تضمين ميكند.
همچنين پژوهشگران دانشگاه ايالتي آريزونا به چند عادت رفتاري اشاره كردهاند كه توان و كارآيي مغز را پايين ميآورند. اين رفتارها شامل پرهيز از خوردن صبحانه، پرخوري، استعمال دخانيات، مصرف زياد مواد قندي، آلودگي هوا، كمبود خواب، كاهش تفكر مثبت و كار كشيدن از مغز به هنگام بيماري هستند.
اشخاصي كه صبحانه نميخورند قند خونشان به سطح پائينتري افت ميكند. اين امر باعث تامين نامناسب مواد غذايي براي مغز و در نتيجه افت فعاليت مغزي ميشود. از سوي ديگر، پرخوري هم سلامت مغز را به خطر مياندازد. پرخوري باعث تصلب شرائين (سختي ديواره رگهاي) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهني ميشود. دخانيات نيز باعث كوچك شدن قابل توجه مغز شده و حتي منجر به بروز آلزايمر ميشود. علاوه بر اينها استفاده زياد از مواد قندي و شيرين جذب پروتئين و مواد غذائي را متوقف و منجر به سوء تغذيه و احتمالا اختلال در رشد مغزي خواهد شد.
به گزارش ايسنا با توجه به اينكه گفته شد يكي از فاكتورهاي اصلي براي سلامت و قدرت مغزي اكسيژن است پس قطعا آلودگي هوا عامل مهمي است كه اين عضو را تهديد ميكند. مغز بزرگترين مصرف كننده اكسيژن در بدن ماست. دميدن هواي آلوده باعث كاهش اكسيژن تاميني مغز شده و منجر به كاهش كارآيي اين عضو مهم ميشود.
خواب كافي هم به مغز ما استراحت ميدهد. دوره طولاني كاهش خواب به تسريع مرگ سلولهاي مغزي منجر خواهد شد. همچنين كار كشيدن از مغز يا مطالعه در زمان بيماري ممكن است سبب كاهش كارآيي مغز و در نتيجه صدمه مغزي شود
و بالاخره محققان معتقدند؛ تفكر بهترين راه براي تمرين دادن به مغز است. كاهش افكار مثبت مغزي ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.
بر اساس اين گزارش، مغز انسان داراي انتقال دهنده عصبي است كه مهمترين آنها دوپامين، سرتونين و استيلكولين هستند. اين انتقال دهندهها در زرده تخم مرغ، نخودفرنگي، گوشت، ماهي، شير، پنير و سبزيجاتي چون كلم بروكلي و كلم پيچ موجود هستند. همچنين دوپامين در مغزها، گوشت ماهي، محصولات سويا و غذاهاي پروتئيني يافت ميشود. سرتونين نيز در غذاهاي كربوهيدرات مثل نان و پاستا و سيب زميني موجود است.
محققان انجمن قلب آمريكا نيز اخيرا بر اين باور هستند كه آنچه براي قلب مفيد است براي مغز نيز سودمند است.
به گفته محققان؛ اين اقدامات نه تنها توان و كارآيي مغز را بهبود ميبخشد بلكه ميتواند در پيشگيري از آلزايمر نيز موثر باشد
این زوج تصمیم داشتند که در چهارم فوریه با یکدیگر ازدواج کنند اما در 28 ژانویه یک هفته قبل از ازدواجشان ...
مرد 26 ساله چینی با نامزد 21 ساله خود که 8 روز قبل به قتل رسیده بود ازدواج کرد!!
این زوج تصمیم داشتند که در چهارم فوریه با یکدیگر ازدواج کنند اما در 28 ژانویه یک هفته قبل از ازدواجشان دختر بخت برگشته شود بوسیله دو سارق کشته میشود. با تمام رنج فقدان و عشق مرد هنوز تصمیم به ازدواج با نامزد خود را داشت.




به گزارش صراط نيوز ، وضعيت هتلهاي جزيره نيز كه به هيچ وجه بر آنها نظارتي صورت نميپذيرد، بسيار اسفناك است. اين مسئله به وضوح در بسياري از هتلهاي يك تا سه ستاره كه عموما از مركز جزيره نيز فاصله دارند و به دليل بارز نبودن، به هيچ وجه نظارتي بر آنها صورت نميپذيرد، مانند هتل (آ.ش)، هتل(را) و هتل (گ) قابل مشاهده است . علاوه بر اين در هتلهاي 4 و5 ستاره مانند هتل (الف) و (ش) اتفاقات مشابهي روي ميدهد .
بنا بر اين گزارش در بسياري از هتلهاي كيش شبكههاي ماهوارهاي mbcpercia,mbc action, mbc max, mbc2, luxe tv و... از طريق تلويزيون هتلها نمايش داده شده كه پخش بسياري از فيلمهاي نامناسب براي خانوادهها باعث تعجب برخي مسافرين شده است. متاسفانه چندي پيش از طريق شبكه mbc2 فيلمي غيراخلاقي كه بسياري از صحنههاي آن در سواحل آمريكا اتفاق ميافتد از تلويزيون هتل هاي مذكور به نمايش گذاشته شد.
همچنين گزارشها حكايت از آن دارد كه در هتل هاي با كيفيت پايينتر به دليل عدم وجود سيستم مناسب دوربينهاي مداربسته و ملزم نبودن مالكان آن به حفظ مسايل اخلاقي و تنها به صرف دريافت پول و جذب مشتري، خانمها و آقايان اتاقهاي اختصاصي را اجاره كرده و پس از اسكان مستقل به يكديگر ميپيوندند!
متاسفانه در رستورانهاي بسياري از هتلها بانوان مخصوصا در ساعات ابتدايي صبح با لباسهاي زننده و غيراخلاقي حضور مييابند و در فضاي هتل رفت و آمد ميكنند!
اين در حالي است كه در كيش علاوه بر نهادهاي اصلي سازمان منطقه آزاد كيش، نهاد صنفي به نام جامعه هتلداران كيش وجود دارد كه كه اعضاي هيات مديره آن نيز جز هتلداران كيش ميباشند! ولي متاسفانه آنها همچون سيستمهاي نظارتي بر روي عملكرد و رفتارهاي غيراخلاقي و غير شرعي موجود در هتلها چشمپوشي ميكند.
لازم به ذكر است امسال بسياري از بانوان حاضر در جزيره به دليل هواي شرجي و گرم اين حزيره در فصل تابستان، در كنار ساحل علاوه بر استفاده از پوشش نامناسب تيشرت و شلوار، با آزادي كامل و بدون حضور حتي يك نيروي امنيتي و نظامي، در محل كشف حجاب نموده و در كنار ساحل به وقت گذراني ميپردازند!
در پايان سوال باقي مانده اين است كه دستگاههاي مسئول و نظارتي به چه كار مهمتري مشغول هستند كه روابط آزادانه زنان و مردان، رقص در بازارها و اماكن عمومي و آزاديهاي شبانه كنار ساحل ، شرب خمر در ملاء عام و اين همه فساد اخلاقي در اين جزيره ي از هفت دولت آزاد را را نميبينند؟!




به نقل از منابع مطلع يكي از مقامات ارشد شركت « يوتل ست » فرانسه هشدار داده درصورت ادامه ارسال پارازيت از سوي شركت مخابرات ايران منتظر اجماع جهاني نخواهد شد و دسترسي جمهوري اسلامي ايران به تمامي ماهواره هاي مخابراتي راديو تلويزيوني و زمين شناسي متعلق به اين شركت را قطع خواهد كرد. يوتل ست در پي شكايت شبكه هاي « دويچه وله » آلمان و « بي بي سي » انگليس درخصوص ارسال پارازيت هاي شركت مخابرات ايران و قطع شدن اين شبكه ها در كشورمان اعلام كرد پيش از اين اعتراضات شكايت خود را به آژانس ملي كنترل فركانس فرانسه ارائه كرده است
خطرات استفاده از لوازم آرایش ، ریمل
لوازم آرایشى خصوصاً ریمل ها که امروزه با رنگ ها و مارک هاى گوناگون در دسترس زنان و دختران جوان است هرقدر هم که از لوازم استاندارد و معتبر باشند در بعضى ازمصرف کننده ها باعث واکنش هاى آلرژیک مى شود.
ریمل ها به خاطر داشتن مواد شیمیایى و نگهدارنده باعث حساسیت هایى همچون سوزش چشم، آبریزش و خارش مى شوند. اخیراً از سوى وزارت بهداشت نظارت هایى در زمینه لوازم آرایشى و بهداشتى خصوصاً ریمل هاى ایرانى شروع شده است و تولید کنندگان لوازم آرایشى موظف هستند تا در این تولیدات مواردى را رعایت کنند.
حتى در مورد ریمل هاى خارجى هم شرکت هاى وارد کننده به شرطى مى توانند جنس وارد نمایند که مجوزهاى لازم را داشته باشند و براى کسب اینگونه مجوزها این شرکت ها باید دقیقاً جزئیات اقلام وارد شده را از شرکت هاى سازنده براى وزارت بهداشت بگیرند یا این مواد آرایشى در آزمایشگاه هاى وزارت بهداشت تجزیه و آنالیز شوند و در صورتى که مواد مضرى در تولید آنها به کار نرفته باشد توزیع مى شوند. متأسفانه تمامى شرکت هاى لوازم آرایشى در کاتالوگ هاى مخصوص خود خواصى برخلاف آنچه که ریمل ها دارند ذکر مى کنند، براى مثال ریمل هاى چند کاره براى پرپشت کردن مژه ها و ویتامینه کردن آنها استفاده مى شود و یا فلان ریمل هرگز مژه ها را از بین نمى برد و باعث استحکام آنها مى شود ولى به طور کلى ریمل ها فقط مى توانند مژه ها را بلند کنند و باعث پرپشتى و حالت دار بودن آنها نمى شوند.
دکتر «مسعود داودى» متخصص پوست و مو در مورد ریمل و اثرات آن مى گوید: ریمل ها از نظر شکل ساختارى به دو نوع پودرى ومایع در بازار ایران عرضه مى شوند، پایه اصلى ریمل هاى مایع به صورت آب و روغن است، ریمل هایى که پایه اصلى آنها روغن است در برابر عرق کردن و ریزش اشک مقاوم هستند ولى متأسفانه خشک شدن آنها روى مژه ها به مدت طولانى صورت مى گیرد ولى ریمل هایى که پایه اصلى آنها آب است دقیقاً برخلاف ریمل هاى مزبور هستند وى معتقد است: متأسفانه ریمل هاى مایع به خصوص آنهایى که پایه اصلى آنها آبکى است محیط مناسبى براى رشد و نمو میکروب ها هستند و با تکثیر این میکروب ها و حضور مداوم آنها در نزدیک چشم مى تواند عفونت هاى چشمى ، التهاب، قرمزى ، ترشحات غلیظ ، خارش و حتى پوسته ریزى لبه پلک را ایجاد نمایند؛ همچنین در موارد شدیدتر این ریمل ها به قرنیه چشم آسیب مى رسانند و در نهایت لک قرنیه و اشکال در بینایى را به وجود مى آورند و این علائم با ادامه مصرف افزایش مى یابد بنابراین به دلیل حساس بودن ناحیه اطراف چشم، بهتر است از این ریمل ها کمتر استفاده شود.
وى مى گوید: وجود مواد رنگى، عطرى و نگهدارنده موجود در داخل ریمل ها نیز مى تواند حساسیت هاى پوستى را افزایش دهد، وجود این مواد به دلیل جلوگیرى از خراب شدن ترکیبات موجود است و حتى بعضى از اوقات براى مقابله با میکروب ها از آنتى بیوتیک هاى پیشگیرى کننده استفاده مى کنند تا حتى المقدور احتمال عفونت ها در هنگام مصرف کاهش یابد. این متخصص مى گوید: افرادى که با استفاده مکرر از ریمل ها دچار التهاب و حساسیت مى شوند، ریزش مژه ها در آنها به مراتب بیش از سایرین خواهد بود.
دکتر داودى مى گوید: متأسفانه ریمل هایى که پایه اصلى آنها از روغن تشکیل شده است به دلیل این که به سختى پاک مى شوند، موجب افزایش ریزش مژه ها و چسبندگى آنها مى شوند . وى معتقد است استفاده از ریمل ها و یا هرگونه لوازم آرایشى ممنوعیت خاصى ندارد حتى افرادى که به دلیل بیمارى هاى مختلف مژه هایشان کم پشت شده و یا در اثر تصادف مژه هاى خود را از دست داده اند، مى توانند با استفاده از ریمل ظاهر چهره خود را تا حدى به صورت طبیعى برگردانند ولى باید از مصرف زیاد و دائمى ریمل که شانس ابتلا به عفونت و حساسیت را افزایش مى دهد خوددارى کنند. وى معتقد است: براى پاک کردن انواع ریمل هاى پودرى و مایع مى توان از آب استفاده کرد اما براى پاک کردن ریمل هاى روغنى که اصطلاحاً «واترپروف» نامیده مى شوند باید از محلول آب و صابون استفاده کرد.
دکتر داودى مى گوید: مصرف لوازم آرایشى خصوصاً ریمل غیر استاندارد و تقلبى احتمال بروز عفونت هاى خطرناک چشمى و حساسیت هاى پوستى را دو برابر افزایش مى دهد؛ همچنین خرید این گونه لوازم آرایشى از دستفروش ها هم توصیه نمى شود.
دکتر مونا بهار متخصص پوست و مو نیز در ادامه مى گوید: ریمل هاى موجود در بازار فقط براى رنگ دادن به مژه ها به کار برده مى شود، بنابراین نباید از آنها انتظارات غیرواقعى داشت. وى معتقد است ، متأسفانه تمامى شرکت هاى لوازم آرایشى در کاتالوگ هاى مخصوص خود خواصى برخلاف آنچه که ریمل ها دارند ذکر مى کنند، براى مثال ریمل هاى چند کاره براى پرپشت کردن مژه ها و ویتامینه کردن آنها استفاده مى شود و یا فلان ریمل هرگز مژه ها را از بین نمى برد و باعث استحکام آنها مى شود ولى به طور کلى ریمل ها فقط مى توانند مژه ها را بلند کنند و باعث پرپشتى و حالت دار بودن آنها نمى شوند.
وى معتقد است ریمل هاى ضد آب (واترپروف) بیشتر به سلامت مژه ها آسیب رسانده و باعث ریزش آنها مى شود؛ همچنین به سختى پاک کردن اینگونه ریمل ها از دیگر مشکلات آنها است که به مژه ها آسیب مى رساند. دکتر بهار معتقد است براى پاک کردن چنین ریمل هایى نباید از آب استفاده کرد زیرا ریزش مژه ها را افزایش مى دهد و به دلیل اینکه مژه ها رشد کافى ندارند، در صورت ریخته شدن دیرتر ترمیم مى شوند.
وى مى گوید: ریمل ها به خاطر داشتن مواد شیمیایى و نگهدارنده باعث حساسیت هایى همچون سوزش چشم، آبریزش و خارش مى شوند وى پف بالا و زیر چشم را از دیگر عوارض استفاده مکرر از ریمل ها مى داند و مى گوید: به دلیل اینکه سلول هاى موجود در سطح پوست خصوصاً دور چشم بسیار نازک است و مواد شیمیایى در طول استراحت به راحتى وارد چشم شده و عفونت هاى چشمى را افزایش مى دهد. دکتر بهار معتقد است افراد حتماً باید بعد از استفاده از ریمل ها آنها را پاک کنند و حتى الامکان سعى کنند با ریمل نخوابند، زیرا تمام فولیکول هاى مژه که روى پلک قرار دارند مسدود شده و احتمال ریزش آنها هنگام شست و شو بیشتر مى شود.
وى استفاده از ریمل هاى دائم را خطرناک مى داند و معتقد است: استفاده از ریمل هاى دائم عوارضى همچون ایدز و هپاتیت را به راحتى انتشار مى دهد؛ همچنین این گونه ریمل ها باعث بسته شدن منافذ پوست شده و باعث تغییر رنگ در مژه ها مى شود و به مرور زمان بد شکلى هایى را به وجود مى آورند و بعد از مدتى مژه ها استحکام اولیه خود را از دست مى دهند. وى استفاده از فر مژه هایى را که باعث کشش در مژه ها مى شود مضر مى داند و مى گوید: با توجه به این که مژه ها پایه سستى دارند، کشش زیاد آنها مى تواند استحکام و حالت و زیبایى مژه ها را از بین ببرد.
دکتر بهار در پایان مى گوید: تمامى کسانى که مژه هاى کوتاه دارند به جاى استفاده دائم از ریمل ها مى توانند از محلول روغن بادام و زیتون در داخل لوله ریمل و یا از ماساژ این دو محلول استفاده کنند؛ زیرا این کار باعث مى شود تا مژه ها بلند شده و استحکام یابند و حتى بعد از مدتى مژه ها به حالت ابریشمى در مى آیند
سوالات زوجهای جوان از یکدیگر در زمینه عواطف و رویاها تا حالا شده دیوونه بشی و یا اینكه كنترلت رو از دست بدی؟-بزرگترین ترس تو در زندگی چیه؟ از این ترس، نگرانی؟ به خاطرش گریه هم می كردی؟
-تا به حال به صدای درونی خودت، چه مثبت یا منفی، گوش دادی؟ تحت چه شرایطی؟
-به من بگو تا حالا شده از شدّت عصبانیت آسیب پذیر بشی؟ فكر میكنی چرا چه چیزی عامل اینهمه عصابانیت بوده؟
-وقتی كه احساس می كردی عصبانی هستی ای ناش یاز برداشت شخصی تو بوده یا خیر؟ چه طور این احساس بروز كرده و چطور به این احساس غلبه كردی؟
-در كجا بیشتر احساس آرامش داری، در شهر یا روستا؟
-محیط اطرافت برای این كه به تو آرامش ببخشد،باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ به عنوان مثال در كنار دریا راحتتری یا در كوهستان؟
-كسی در زندگی تو بوده كه آنقدر به تو بدی كرده باشه كه نتوانی او را ببخشی؟ تحت چه شرایطی؟
-ناامید كننده ترین و دلسر كننده ترین تجربه زندگی تو چی بوده؟ چطور به اون غلبه كردی؟
-یكر از مواقعی كه به گریه افتادی رو برام تعریف كن. معمولاً چقدر گریه می كنی؟
-چی به تو احساس امنیّت و اطمینان می بخشه؟
-فكر می كنی خودت رو خوب می شناسی؟
-آیا تا به حال به عقیده خودت، میل بچه گانه ویا احمقانه ای داشته ای؟
-شده تا حالا به این میل و آرزو عمل هم بكنی؟ مشكلی در زندگی داشتی كه نتونی به طور احساسی و یا فیزیكی از پس اون بر بیایی؟
-چطور با عصبانیتت كنار می یایی؟ در شرایط مختلف فرق می كنه؟
-تا به حال فكر و یا احساسی داشتی كه اگر بهش عمل می كردی نتیجه خطرناكی داشت؟
-تا به حالا به خودكشی فكر كردی؟ چه احساسی داری؟ نظرت راجع به مردمی كه از این راه را انتخاب می كنند، چیه؟
-تا به حال پا روی احساسات گذاشتی؟ به نظرت كار درستی كردی؟ نتیجه اش چه بوده؟
-به راحتی و با آرامش می تونی در برابر جمعیت حرف بزنی؟ به نظرت كدوم بهتره صحبت كردن در جمع چند نفر دوست و یا گروه كثیری از آدمهای غریبه؟ تا حال تجربه ای هم در این زمینه داشتی؟
-وقتی خیلی دلشوره داشتی، دست به كاری هم زده ای؟ چی شده؟
-عقیده ات راجع به عشق در طول این سالها عوض شده؟ الآن چه تعریفی از عشق داری و قبلاً چه نظری راجع به عشق داشتی؟
-به نظرت، آیا همیشه باید با واكنش فیزیكی ابراز عصبانیت كرد؟ تحت چه شرایطی؟
-تا حالا شكست رو تجربه كردی؟ چطور به درد ناشی از این احساس غلبه كردی؟
-فكر می كنی در شرایط فوریتی چقدر اعتماد به نفس داری و مؤثر عمل كنی؟ تا به حال درگیر بحران شدی؟ چطور به اون غلبه كردی؟
-آیا تا به حال حیوانی را كه دوست داشتی، مرده؟ چه احساسی از مرگش بهت دست داده؟
-تا حالا افسرده شدی؟ چه حالی پیدا كردی؟چقدر افسردگی ات طول كشیده؟
-تا حالا به چند نفر گفتی عاشقتم ؟ آیا نظرت بعداً عوض شده؟ یا این كه همینطوری بهشون گفتی كه عاشقشونی؟
-در این برهه از زندگی آیا فكر میكنی توانایی و بلوغ عاتفی یك ازدواج موفق را داری؟ اگر اینطوره كی به این نتیجه رسیدی؟ و اگه این طور نیست، كی فكر می كنی به این احساس برسی؟
-نظرت راجع به مراجعه به دكتر چیه؟ آیا بیماری خاصی هست كه ازش بترسی؟
-از چه حیوونی می ترسی؟ از وقتی جون بودی تا حالا چقدر نظرت راجع به حیوونها عوض شده؟ وقتی بچه بودی از حیوونی می ترسیدی؟
-به نظرت آدم بهتره منطق داشته باشی یا احساس؟ چرا؟
-آیا شده تا حالا به آرزویی برسی و از اون پشیمون شده باشی؟
-آیا شده تا حالا با مشاهده تأثیر كاری، از انجام اون كار احساس پشیمونی كرده باشی؟
-خوابهای رنگی رو بیشتر دوست داری یا خوابهای سیاه و سفید را؟ چه رنگی در خوابهایت بیشتر تأثیر گذار هست؟
-آیا روزها را هم رؤیا می بینی؟ چه خواب و خیالی رو بیشتر دوست داری؟
-آیا خوابی هست كه مرتب ببینی؟ ای خوابها در طول زمان چه تأثیر ی روی تو داشته اند؟ آیا این خوابها را دوست داری یا اینكه آزار دهنده هستند؟
-تا حالا پیش اومده كه خوابهایت، درست از آب دربیان؟
-بدترین كابوسی كه تا حالا دیدی چی بوده؟ آیا فقط یك بار این كابوس را دیدی یا این كه تكرار شده؟
-ایا شده خوابهات درس مهمی راجه به زندگی و یا نتیجه ای به تو بدهند؟
بنا به این گزارش درفل طی تحقیقات قبلی متوجه شده بود طول عمر مردان مسنی که زنان جوان می گیرند بیشتر از کسانی است که با زنان هم سن خود ازدواج می کنند و خطر مرگ در مردانی که زنانشان بین هفت تا نه سال از آنها جوانترند یازده درصد از احتمال مرگ انهایی که با همسران خود اختلاف سنی زیادی ندارند کمتر می شود.
دانشمندان تصور می کردند این مساله در مورد هر دو زوج مصداق دارد اما نتایج تازه ترین تحقیقات این تصور را رد کرده است.
محققان المانی با تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به طول عمر دو میلیون زوج دانمارکی متوجه شدند طول عمرزنان براساس میزان اختلاف سن با شوهرانشان کاهش می یابد.
خطر مرگ در زنانی که شوهرانشان بین هفت تا هفده سال از انها بزرگتر هستند بیش از ده درصد از زنانی که همسران جوانتر دارند بیشتر است.
به گفته درفل این مساله بیش از هر چیز با اضطراب در ارتباط است
رویهمرفته وقتی زنی بدون درخواست مرد بخواهد به او كمك كند، نمی داند اقدامش چه تاثیر سویی بر روحیه مرد می گذارد. گرچه زن حسن نیت دارد، پیشنهادش را توهین قلمداد می كنند و اسباب رنجش می شود. در این زمان ممكن است واكنش مرد شدید باشد ، به ویژه اگر احساس كند كه از او چونان كودكی كم سال انتقاد شده است.
برای بسیاری از مردها مهم است كه ثابت كنند می توانند به هدفشان برسند، حتی اگر این هدف رانندگی به سمت یك رستوران یا مهمانی باشد.اتفاقاً مردها نسبت به امور جزیی حساسیت بیشتری نشان می دهند و توجیه آنها این است: ” اگر زنم نتواند در كار بی اهمیتی مانند پیدا كردن نشانی رستوران به من اطمینان كند، چگونه ممكن است در كارهای مهمتر روی من حساب كند؟ “
مردها در كارهایی مانند انجام كارهای مكانیكی، رسیدن به نشانی مورد نظر، یا حل مسایل خود را متخصص می دانند. در این زمان تنها خواسته مرد این است كه همسرش سكوت اختیار كند و به جای انتقاد یا راهنمایی تلاش او را بپذیرد.
آموختن گوش دادن
به همین شكل اگر مردی نداند كه زن چه تفاوتهایی با او دارد، وقتی قصد كمك به او را دارد بر دشواری شرایط می افزاید. مردها باید به خاطر داشته باشند كه زنها هنگام صحبت درباره مسایل موجود قصد نزدیك شدن دارند و لزوماً مترصد یافتن راه حل نیستند.
بنابراین چه بسیار اتفاق می افتد كه زنی صرفاً می خواهد احساسش را درباره روزی كه پشت سر گذاشته بیان كند و شوهرش به گمان اینكه او قصد كمك دارد سخنش را قطع می كند تا راه حلهایی برای مشكلات او ارائه دهد و چون زن ناراحت می شود در حیرت می ماند كه او را چه می شود.
اكنون اگر موافقید دو اشتباه بزرگ و در عین حال متداول در روابط زناشویی را جمع بندی كنیم:
1- 1- وقتی مرد در لباس آقای همه چیزدان ظاهر می شود، سعی دارد با ارائه راه حل احساس زن را تغییر دهد.
2- 2- زن نیز با تبدیل شدن به كمیته اصلاح خانواده و با انتقاد كردن و توجیه های ناخواسته سعی بر تغییر رفتار مرد دارد.
دفاع از آقای همه چیزدان و كمیته اصلاح خانواده
با اشاره به این دو اشتباه عمده منظورم این نیست كه آقای همه چیزدان صد در صد خطاكار است و یا كمیته اصلاح خانواده به كلی بی اعتبار و بی فایده است. معتقدم كه اینها از ویژگیهای بسیار مثبت زنان و مردان هستند و اشكال تنها بر زمان و روش كار است.
زن در صورتی از توصیه های مرد احساس رضایت می كند كه آن را در زمان ناراحتی اش نشنود. مردها باید در نظر داشته باشند كه وقتی زنها ناراحت به نظر می رسند و درباره مسایل و مشكلاتشان حرف می زنند، زمان مناسبی برای راهنمایی كردن آنها نیست. زن در این شرایط بیش از هر چیز می خواهد شوهرش به سخنان او گوش بدهد. اینگونه به تدریج حال زن بهتر می شود . زن در شرایط ناراحتی نیازی به توصیه و راهنمایی ندارد.
از سوی دیگر مرد هم از كمیته اصلاح مشكلات خانوادگی لذت می برد به شرط آنكه خود متقاضی آن شود. زنها باید به خاطر داشته باشند كه انتقاد از مردها و یا دادن توصیه های ناخواسته به آنها، آنان را در شرایط احساسی بدی قرار می دهد. مرد احساس می كند كه موجودی دوست نداشتنی است و تحت كنترل قرار گرفته است. اگر قرار باشد مرد از اشتباهاتش پند بگیرد، به پذیرش زن بیش از توصیه های او احتیاج دارد. وقتی مرد احساس كند كه زن نمی خواهد او را اصلاح كند به احتمال زیاد متقاضی توصیه و راهنمایی او خواهد بود.با درك این تفاوتها بهتر می توانیم به حساسیتهای همسرمان احترام بگذاریم و حمایتگر باشیم. افزوده بر این به این نتیجه می رسیم كه وقتی همسرمان در برابر ما مقاومت می كند، احتمالاً دلیلش این است كه در انتخاب زمان و روش خود اشتباه كرده ایم.
وقتی زن در برابر راه حلهای مرد مقاومت می كند
وقتی زن در برابر راه حلهای زن مقاومت می كند، مرد احساس می كند كه صلاحیت او مورد تردید قرار گرفته است. در نتیجه احساس می كند كه مورد اعتماد نیست و كسی از او قدردانی نمی كند. در این شرایط تمایل گوش دادن او به مقدار زیاد تخفیف پیدا می كند.
وقتی مردی با پیشنهادهای همسرش مخالفت می كند، زن احساس می كند كه شوهرش نسبت به او بی توجه شده و بهای لازم را به او نمی دهد. احساس می كند كه به نیازهایش اعتنا نمی شود. در نتیجه احساس می كند كه مورد حمایت نیست و دیگر به شوهرش اعتماد نمی كند.
در این مواقع اگر زن توجه داشته باشد، می تواند به درستی مقاومت شوهرش را درك كند. ممكن است به این نتیجه برسد كه او توصیه یا انتقادی ناخواسته كرده، به جای توجه به نیازهای او اطلاعات ارائه می دهد و درخواست می كند.
مردان به غار خود فرو می روند و زنان حرف می زنند
یكی از تفاوتهای عمده زن و مرد طرز كنار آمدن آنان با استرس است. مردان بیش از پیش در خود فرو می روند و زنان به طور فزاینده ای درگیری احساسی پیدا می كنند. در این مواقع زن و مرد برای رسیدن به احساس بهتر نیازی پیدا می كند و حال آنكه زن در صورتی حالش بهتر می شود كه درباره مساله موجود حرف بزند. درك نكردن این تفاوتها اصطحكاكی غیرضروری در روابط زناشویی ایجاد می كند.
كنار آمدن با استرس
وقتی یك مرد ناراحت می شود هرگز درباره موضوعی كه او را ناراحت كرده حرف نمی زند. و هرگز ناراحتی خود را با یك مرد دیگر در میان نمی گذارد مگر اینكه كمك دوست او برای حل مساله ضروری باشد. به جای آن سكوت اختیار می كند و به غار خود پناه می برد تا به مساله خود بیندیشد و آنقدر تلاش می كند تا راه حلی بیابد. وقتی این راه حل را یافت احساس بهتری پیدا می كند و از غار خود بیرون می آید.
اگر راه حلی نیابد، اقدامی صورت می دهد كه مسایلش را فراموش كند. مثلاً اخبار روزنامه ها را می خواند و یا ورزش می كند. مرد با آزاد كردن ذهن خود از مسایل روز به تدریج احساس ارامش می كند. اگر استرس او با راستی شدید باشد به اقداماتی از قبیل شركت در مسابقه رانندگی، شركت در یك مسابقه ورزشی یا كوهنوردی روی می آورد.
وقتی یك زن ناراحت می شود یا تحت تاثیر كارهای روزانه زیر فشار قرار می گیرد. برای رسیدن به احساس بهتر مترصد یافتن كسی می شود كه به او اعتماد كند و بعد به تفصیل درباره فعالیتهای آن روزش با او حرف می زند. وقتی زنها مسایل خود را با دیگران در میان می گذارند ناگهان احساس بهتری پیدا می كنند. این روش یك زن برای كنار آمدن با استرس است.
در میان زنان ، در میان گذاشتن مسایل با دیگران نشانه عشق و مهر و محبت و اعتماد و اطمینان است و هرگز اقدامی تحمیلی به حساب نمی آید. زنان از داشتن مساله ناراحت می شوند. حالت روانی آنها با داشتن شایستگی بی رابطه است و بیشتر به داشتن روابط عاشقانه می اندیشند. آنها آشكارا احساسات ناراحت كننده خود را از جمله آشفتگی، فرسوده شدن و درماندگی خود را با دیگران در میان می گذارند.
یك زن زمانی احساس خوبی دارد كه دوستانی علاقمند و پرمحبت داشته باشد تا بتواند با آنها احساسات و مسایل خود را در میان بگذارد. اما یك مرد زمانی احساس خوبی دارد كه بتواند مسایلش را به تنهایی حل و فصل كند. این رمز و راز داشتن احساس خوب در روزگار ما هم به همان قوت دیرین خود باقی است.
این آخوندهای درباری
سید مرتضی ابطحی : یکی از تندترین تعابیر علنی امام خمینی درباره «آخوندهای درباری» را می توان در کتاب ولایت فقیه ایشان که مجموعه دروس ولایت فقیه در نجف اشرف است خواند: «اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند! اینها فقها نیستند؛ شناخته شده اند؛ مردم اینها را می شناسند. این ها دین شما را از بین می برند. این ها را باید رسوا کرد تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند؛ ساقط شوند. اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، اما زمان را ساقط می کنند؛ اسلام را ساقط می کنند. باید جوان های ما عمامه ی این ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، اینطور مفسده در جامعه ی مسلمین ایجاد می کنند باید برداشته شود. من نمی دانم جوان های ما در ایران مرده اند؟ کجا هستند؟ ما که بودیم اینطور نبود؟ چرا عمامه های اینها را برنمی دارند؟ من نمی گویم بکشند، اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند، جوانهای غیور ما در ایران موظف هستند که نگذارند این نوع آخوندها(جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بین مردم بیایند. لازم نیست آنها را خیلی کتک بزنند، لیکن عمامه هاشان را بردارند. نگذارند معمم ظاهر شوند؛ این لباس شریف است. نباید بر تن هر کسی باشد. عرض کردم که علمای اسلام از این مطالب منزه اند و در این دستگاه ها نبوده و نیستند. و آنهایی که به این دستگاه وابسته اند، مفتخورهایی هستند که خود را به مذهب و علما بسته اند، و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند.»(۱)
سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه و امام جمعه تهران
آخوندهای درباری که امام در نظر داشته اند به یکی و دو مورد محدود نمی شود اما می توان یکی از مصادیق بارز آن را در خاندان «امام جمعه» دید. خاندانی که نسل اندر نسل امام جمعه تهران بودند و با حاکمان وقت روابط حسنه برقرار کرده و در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور پشت قدرت حاکم را خالی نکردند. امام جمعه های تهران از نسل آیت الله «میرمحمدصالح خاتون آبادی» اصفهانی بودند. منصب امامت جمعه از زمان صفویه در اصفهان به این خاندان سپرده شد و از آن پس این خاندان به خاندان «امام جمعه» شهرت یافت. سید زین العابدین امام جمعه داماد ناصرالدین شاه قاجار و امام جمعه تهران، از نوادگان میر محمد مهدی خاتون آبادی بود. وی در سال ۱۲۸۳ پس از بازگشت از زیارت خانه خدا در سن ۶۳ سالگی از دنیا رفت.(۲) سید زین العابدین ارتباط خوبی با علمای عراق داشت. نامه نگاری وی در جریان تحریم تنباکو از جانب میرزای شیرازی از سندهای تاریخی به شمار می رود. میرزا وی را با عنوان «جناب مستطاب ملاذالانام ظهیر الاسلام آقای امام جمعه سلّمه الله» مورد خطاب می دهد.(۳) ارتباط خوب امام جمعه و مرجعیت دینی زمان، باعث تثبیت حاکمیت در نگاه میرزای شیرازی بود:«همین قدر عرض می کنم و لازم دانستم که جسارت کنم که قلب مبارک شاهنشاه اسلام پناه راضی به این قبیل امورات که عرض شده و می شود نبوده و نیست و هرگز به این که کفر به اسلام غلبه پیدا نماید نبوده و نیست و نخواهد بود. و همچنین جناب احل زیر اعظم دام علاه که در این جوانی معرّی و مبری از کافه معاصیست و مطیع شرع و شریعت، و اخلاصی نسبت به سادات خاصّة دارد.»(۴)
سید ابوالقاسم امام جمعه داماد مظفرالدین شاه و امام جمعه تهران
با فوت سید زین العابدین منصب امامت جمعه به فرزند ارشد وی سید ابوالقاسم که داماد مظفرالدین شاه نیز بود محول شد. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه بحث برانگیز بود. ازدواج وی با دختر مظفرالدین شاه پس از مهاجرت اول علما به حرم عبدالعظیم حسنی (ع) صورت گرفت. «در همان روزها بود که اما جمعه داماد شاه گردید. موقرالسلطنه که به آزادی خواهان پیوسته و به بدخواهی با شاه شناخته شده بود، در زمان سفر بازپیسن شاه به اروپا که محمد علیمیرزا «نایب السلطنه» گردید، با دستور او موقر را گرفتند و نگه داشتند وبا زور زنش را رها گردانیدند. ملایان این رهایی را زورکی دانسته و چنین می گفتند او را به شوهر دیگری نتوان داد و از حاجی شیخ فضل الله که رهایی در نزد او انجام گرفته بد بد می گفتند. این زمان او را به امام جمعه دادند و عقد را هم حاجی شیخ فضل الله خواند.»(۵) وی تحصیل کرده نجف بود(۶) و از سال ۱۳۱۹ تا ۱۲۸۸ عهده دار منصب امامت جمعه تهران شد(۷) آنگونه که ناظم الاسلام کرمانی روایت می کند وی بدون داشتن صلاحیت علمی لازم اقدام به انتشار رساله عملیه نمود.(۸)
سید ابوالقاسم امام جمعه و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام
مسجدشاه در تهران محل برگزاری نماز جمعه بود. «مسجد شاه … بهترین مساجد طهران واقع گردید و این مسجد محل بست و مأمن مظلومین بود.»(۹) مشروطه خواهان در چند مورد به بست نشینی در این مسجد اقدام نمودند و در مواردی این مسجد محل اجتماعات مردمی در حرکات اعتراضی بود. مدیریت اصلی مسجد شاه با شخص امام جمعه بود و اگر کسی توجه کافی به امام جمعه نمی کرد مورد عتاب وی قرار می گرفت. رد پای سید ابوالقاسم در مخالفت با مشروطه خواهان به روشنی در تاریخ ضبط شده است. حمایت چشمگیر وی از پادشاهی مظفرالدین شاه و محمد علی شاه به یک یا دو مورد محدود نیست. تصمیم علما برای بست نشینی در زاویه مقدسه عبدالعظیم حسنی (ع) پاسخی بود به واقعه ای که با طرح ریزی وی در مسجدشاه اتفاق افتاد. در این مجلس سید جمال واعظ سخنرانی تندی علیه علاء الدوله نمود به طوری که امام جمعه به شدت با وی برخورد کرد و بین هواداران امام جمعه و مشروطه خواهان درگیری به وجود آمد.(۱۰) سید ابوالقاسم ۲۷ تیر ۱۲۸۸ توسط مجلس عالی مشروطه خواهان از منصب امامت جمعه تهران عزل شد.(۱۱) وی پس از نشستی که در باغشاه در ۲۲ آبان ۱۲۸۷ برگزار شده بود به همراه شیخ فضل الله نوری و برادرش سید جواد ظهیر الاسلام در عریضه ای از محمدعلی شاه خواسته بودند از مشروطه صرف نظر کند.(۱۲)
سید جواد ظهیر الاسلام فرزند سید زین العابدین امام جمعه در اواخر عمر
حاج سید جواد فرزند دیگر مرحوم امام سید ابوالفضل امام جمعه و خواهر زاده مظفرالدین شاه بود که پس از فوت پدر، لقب ظهیر الاسلام گرفت. (۱۳) ظهیرالاسلام نیز همچون برادر بزگترش سید ابوالقاسم، مخالف مشروطه بود و پس از خلع محمدعلی شاه در ۴ مرداد ۱۲۹۰ به همراه عده ای دیگر از مخالفان مشروطه چون امین الدوله و مجد الدوله دستگیر شد.(۱۴) وی برای دوره ای نیابت تولیت آستان مقدسه رضوی را به عهده داشت اما به دستور احمدشاه در ۲۰ خرداد ۱۳۰۰ از این منصب خلع شد.(۱۵) چند ماه بعد وی به همراه گروهی دیگر به جرم طرح سوء قصد علیه سردار سپه و قوام السلطنه به زندان افتاد.(۱۶) اما با تمام این احوال وجاهت شخصی و خانوادگی ظهیرالاسلام به حذف وی از صحنه سیاست کشور نیانجامید. وی در ۱۳۱۱ در افتتاحیه مجلس نهم حاضر بود(۱۷) ظهیرالاسلام عضو هیئتی بود که ۱۸ آذرماه ۱۳۰۶ به قم رفتند تا درباره قانون نظام وظیفه عمومی و پاره ای از مسائل با علما مذاکره کنند. عبدالحسین تیمورتاش و سید محمد امامی امام جمعه وقت تهران نیز در این هیأت بودند. (۱۸)
سید حسن امامی امام جمعه تهران و محمد رضا شاه
دیگر امام جمعه معروف، سید محمد امام زاده فرزند سید زین العابدین امام جمعه تهران بود. وی به جای برادرش سید ابوالقاسم امام جمعه تهران شد و سی و شش سال امام جمعه تهران بود و در سال ۱۳۲۴ درگذشت.»(۱۹) سید محمد علیرغم برادر بزرگش، مشروطه خواهی سرشناس بود. وی در هیأت ۲۸ نفره ای قرار داشت که پس از سقوط محمدعلی شاه در تیرماه ۱۲۸۸ اداره کشور را به عهده گرفتند.(۲۰) وی در عین حال عضو هیئتی بود که برای محاکمه مخالفان مشروطه تشکیل شد و حکم به اعدام شیخ فضل الله نوری صادر نمود. با فوت سید محمد، منصب امامت جمعه به فرزند سید ابوالقاسم یعنی سید حسن امامی رسید. سید حسن امامی علاوه بر اخذ درجه اجتهاد در نجف، علم حقوق را در سوییس آموخته بود و به ایران آمد و عهده دار منصب امامت جمعه گشت. یک روز پس از نطق آتشین دکتر مصدق(شوهر عمه اش) در اعتراض به دخالت در انتخابات پانزدهم مجلس شورای ملی توسط قوام، وی در دی ماه ۱۳۲۵ به همراه عده زیادی از معاریف همچون محمد مصدق، دکتر احمد متین دفتری، سید مهدی فرخ و آیت زاده شیرازی با تحصن در دربار به وضعیت انتخابات اعتراض کرد که البته این تحصن نتیجه ای نداد.(۲۱)
سید حسن امامی امام جمعه تهران در حال ادای احترام به محمدرضا شاه
چهار سال بعد یعنی در ۳۰ مرداد ۱۳۲۹ وی با ضربات دشنه مورد سوء قصد قرار گرفت و پس از آن سر و صورت وی فلج شد.(۲۲) سید حسن در مجلس هفدهم در انتخابات مجلس پیروز شد ولی در ۱۸ اردی بهشت ۱۳۳۱ تصویب اعتبارنامه وی در مجلس تشنج آفرین شد.(۲۳) اعتبار نامه امامی با تمام بحث ها تصویب شد و وی در ۱۰ تیرماه همان سال با ۳۹ رأی از ۷۶ رأی به ریاست مجلس برگزیده شد.(۲۴) اما ریاست وی یک ماه هم نپایید و ۳۱ تیرماه پس از قضایای ۳۰ تیر از سمت خود کناره گیری کرد.(۲۵) وی در ۱۵ مرداد همان سال تهران را به مقصد اروپا ترک کرد. (۲۶)
سید حسن امامی امام جمعه تهران
سید حسن امامی پس از آن دیگر حضور فعالی در صحنه سیاست نداشت. تمرکز اصلی وی بر روی تدریس و تألیف در علم حقوق بود. گاه در بین حقوقدانان ایران از وی به پدر علم یاد می شود و کتب وی در زمینه علم حقوق به عنوان منبع اصلی به شمار می رفته است. آن گونه که حسین شاه حسینی از معمّرین تهران و فعالین نهضت مقاومت ملی می گوید: «سید حسن امامی در اعیاد به طور جدا از گروه روحانیون به مراسم «سلام» می رفت و عید را به شاه تبریک می گفت. وی سال های آخر عمرش را در خانه شخصی اش در سوییس به سر برد و در سال ۱۳۵۸ در همان جا نیز از دنیا رفت. اموال وی در ایران پس از انقلاب مصادره گشت.»

رابطه جنسی دهانی و بیماری های مقاربتی
آیا بیماری های مقاربتی از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند؟
چون اکثر افرادی که رابطه جنسی دهانی برقرار می کنند انواع رابطه جنسی دیگر را هم انجام می دهند، برای محققین خیلی سخت است که دریابند بیماری های مقاربتی تا چه میزان فقط از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل می شوند. در عین حال، همه ما می دانیم که بسیاری از بیماری های مقاربتی متداول از طریق رابطه جنسی دهانی هم منتقل می شوند. اینها عبارتند از:
· کلامیدیا
· سوزاک
· زونا
· HIV
· ویروس انسانی ورم پوستی (HPV)
· التهاب غیرسوزاکی (NGU)
· سفلیس
· عفونت مخمر
کلامیدیا و رابطه جنسی دهانی
رابطه جنسی دهانی نمی تواند دلیل اصلی بروز کلامیدیا تلقی شود اما احتمال آن وجود دارد. اگر واژن، گردنه رحم، مفعد، آلت تناسلی یا دهان با ترشحات یا مایعات عفونی تماس پیدا کند، احتمال انتقال وجود دارد.
سوزاک و رابطه جنسی دهانی
سوزاک می تواند حین رابطه جنسی دهانی منتقل شود. برای انتقال سوزاک لازم نیست حتماً انزال صورت گیرد. سوزاک خیلی خوب در گلو باقی می ماند و عفونت های سوازکی گلو یکی از متداولترین عوارض رابطه جنسی دهانی است.
زونا و رابطه جنسی دهانی
زونا می تواند با تماس پوست با پوست منتقل شود درنتیجه احتمال انتقال آن در رابطه جنسی دهانی کاملاً آشکار است. شایان ذکر است که حتی اگر هیچ زخم مشخصی روی پوست وجود نداشته باشد هم انتقال ممکن است چون ممکن است شما یا شریک جنسیتان مبتلا به زونا باشید و خود ندانید. خیلی ها نمی دانند که تاولهای تبخالی نوعی زونا هستند.
HIV و رابطه جنسی دهانی
بااینکه احتمال انتقال کم است اما نمونه هایی از انتقال این ویروس با رابطه جنسی دهانی از طریق مایع منی، ترشحات واژن یا خون وجود دارد. HIV از طریق بزاق منتقل نمی شود و بوسیدن های عمیق یک رفتار جنسی قابل قبول در این مورد است.
HPV و رابطه جنسی دهانی
رابطه جنسی دهانی یک علت نادر برای انتقال HPV تلقی می شود اما نمونه هایی از آن دیده شده است. ویروس HPV از سطح زگیل ها افتاده و هرگونه تماس مستقیم می تواند موجب انتقال شود.
NGU و رابطه جنسی دهانی
اکثر میکروب هایی که موجب NGU می شوند می توانند از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل شوند حتی اگر آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مفعد نشود و مایعات بدن جابه جا نشود. یک تحقیق استرالیایی رابطه جنسی دهانی را عامل مهمی در انتقال NGU معرفی کرده است.
سفلیس و رابطه جنسی دهانی
رابطه جنسی دهانی راه خوبی برای انتقال سفلیس به شمار می رود. درتحقیق مشخص شد که بیش از 13 درصد از موارد سفلیس از طریق رابطه جنسی دهانی منتقل شده اند. انتقال معمولاً با تماس زخم های سفلیسی با پوست یا غشای مخاطی صورت می گیرد.
عفونت مخمر و رابطه جنسی دهانی
شواهد نشان می دهد که زنانی که بطور مداوم به عفونت مخمر مبتلا می شوند ممکن است آنرا از طریق رابطه جنسی دهانی دریافت کرده باشند. در یک تحقیق مشخص شد که رابطه جنسی دهانی با بالا رفتن احتمال عفونت مخمر در ارتباط است. رابطه جنسی دهانی با کسی که مبتلا به عفونت مخم است موجب برفک شده که نوعی عفونت مخمر در گلو می باشد. تماس دهانی با مخمر موجب بروز عفونت مخمر در واژن نمی شود چون مخمر در دستگاه گوارش از بین می رود.
نکات مهم برای رابطه جنسی دهانی ایمن
استفاده از روش های مانعی مثل کاندوم بهترین راه برای ایمن کردن رابطه جنسی دهانی است. افراد بسیاری که از ترشحات بدن خوششان نمی آید رابطه جنسی دهانی با کاندوم های طعم دار را بهتر می بینند.
وقتی مردی طی رابطه جنسی دهانی انزال می کند، اگر مایع خارح شده در کناره های دهان یا چشم های طرف مقابل بریزد، درصورتیکه مبتلا به بیماری های مقاربتی باشد، احتمال انتقال آن را شدیداً افزایش می دهد.
در بسیاری از موارد، بیماری های مقاربتی می توانند حتی باوجود اینکه آلت تناسلی یا زبان کاملاً وارد واژن، دهان یا مقعد نشده است نیز انتقال یابند.
برخی محققان پیشنهاد می کنند که از مسواک زدن قبل از رابطه جنسی دهانی خودداری کنید چن باعث می شود زخم ها و خراش های کوچک احتمال انتقال بیماری های مقاربتی را افزایش ده
آدمی در قرن حاضر به تواناییهای متعددی نیاز دارد که هر کدام میتواند به نوعی در روند زندگی و کار او تاثیرگذار باشد. از این میان، توانایی برقراری ارتباط و ایجاد مناسبات اجتماعی از جمله مهمترین مهارتهاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلی، مطمئناً با افراد زیادی روبهرو هستیم که شاید نیمی از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترین پل ارتباطی میان ما از طریق «گوش دادن» صورت میگیرد.
گوشها را باید شست
آیا از دیدارهایی کـه مـنجر به بــرقـراری رابـطه نگردیده اند خـستـه شـده اید؟ آیـا از بـرخـورد با مـردانـی کـه آشـکـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــد گشته اید؟
































































