عادل فردوسى پور در برنامه ۹۰ پنجشنبه شب عملکرد متفاوتى در مواجهه با مدیران استقلال و پرسپولیس داشت. فردوسى پور آنجایى که مسائل مربوط به حسین هدایتى و عباس انصارى فرد و آشتى کنان تصنعى آنها را گفت و اعلام کرد که اعضاى هیأت مدیره و مدیرعامل پرسپولیس حاضر نشده اند تلفنى هم مصاحبه کنند، برنده بود اما مجرى برنامه ۹۰ مقابل مدیرعامل استقلال بازنده بود
  •  واعظى آشتیانى جزو چند نفرى است که براى ظاهر شدن در برنامه ۹۰ و یا برقرارى ارتباط تلفنى با این برنامه تحت تأثیر قرار نمى گیرد. مدیرعامل استقلال از روز اول هم چنین مسأله اى را ثابت کرد و نشان داد که مثل على دایى و محمد مایلى کهن است و تحت تأثیر قرار نمى گیرد مثل على کفاشیان نیست که عادل فردوسى پور بتواند نظرش را به او تحمیل کند. فردوسى پور در این برنامه قصد داشت از یک بحث تکرارى استفاده کند. آنجایى که گفت هیچ جاى دنیا مدیرعامل منچستر یونایتد را نمى شناسند. عادل درست مى گفت اما واعظى آشتیانى بدرستى بحث اصلى را مطرح کرد که اعلام کرد در همه جاى دنیا مدیرعامل اثرگذار است. مثلاً در چلسى این مورینیو نبود که تصمیم مى گرفت شوچنکو بماند یا نه و این آبراموویچ بود که اعمال نظر مى کرد یا در منچستر یونایتد الکس فرگوسن با ۲۱ سال حضور نمى تواند در مورد ماندن یا رفتن کریستیانو رونالدو نظر بدهد.اتفاقاً سعید آذرى مدیرعامل باشگاه ذوب آهن هم مثل واعظى آشتیانى در گفتار باج نمى دهد اما فردوسى پور مقابل مدیرعامل استقلال واکنشى که به آذرى نشان داده بود را نشان نداد. وقتى آذرى در ارتباط با فردوسى پور صراحت لهجه نشان داد، مجرى برنامه ۹۰ به راحتى به او گفت که به برنامه او نیاید و حتى تلفن او را هم جواب ندهد اما وقتى واعظى آشتیانى گفت: ببخشید، در هیچ جاى دنیا هم اینقدر مزاحم مدیرعامل نمى شوند، عادل فردوسى پور برخلاف واکنشى که به آذرى نشان داد، به مدیرعامل آبى پوشان تهرانى نگفت حالا که مزاحم هستیم اصلاً به تلفن ما جواب نده و به برنامه ما نیا، چرا؟ چون عادل شخصى مثل واعظى آشتیانى را لازم دارد تا در جریان آخرین اخبار باشگاه استقلال قرار بگیرد.به هر حال سعید آذرى به لحاظ آمارى بهترین مدیرعامل این فصل فوتبال ایران بوده است. تیم او در لیگ برتر نایب قهرمان شد و در جام حذفى هم نایب قهرمانى ذوب آهن مسجل شده و حتى ممکن است قهرمان هم بشوند. پس انصاف نیست که عادل فردوسى پور با او اینگونه رفتار کند چون مدیرعامل یک تیم شهرستانى است اما در تقابل با واعظى آشتیانى که مدیرعامل باشگاه استقلال است رویه دیگرى داشته باشد. گر چه در ابتداى مطلب ثابت کردیم واعظى آشتیانى برترى کلامى خود را بر فردوسى پور دیکته کرد

ساختار حکومت فعلی ایران حکومت فعلی ایران جمهوری اسلامی است که در سال ۱۳۵۸ شمسی به رفراندوم گذاشته و به تایید مردم رسید. رهبر جمهوری اسلامی ایران و رییس جمهور اسلامی ایران باید از دین و مذهب اکثریت مردم ایران باشند ولی نژاد و قومیت در انتخاب آنان تأثیری ندارد . در زیر ابتدا ارکان جمهوری اسلامی و مسئولان کنونی پست‌های آن معرفی شده‌اند. در بخش بعدی به احزاب سیاسی،چگونگی فعالیت آن‌ها و گرایشات مختلف درون آن‌ها اشاره شده‌است. نامزدهای تمام انتخاباتی که در جمهوری اسلامی برگزار می‌شود ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. در قسمت احزاب سیاسی ایران در مورد این‌که چه احزابی اجازهٔ فعالیت علنی دارد توضیح داده شده‌است. رهبر جمهوری اسلامی ایران بالاترین مقام این نظام است و از نظر دوفاکتو کنترل کاملی بر تمام امور دارد. او توسط مجلس خبرگان رهبری و مادام‌العمر انتخاب می‌شود. (گرچه خود مجلس خبرگان حق عزل رهبری را نیز دارد).رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران، پس از فوت آیت‌الله روح الله خمینی(بنیانگذار جمهوری اسلامی) آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است. مجلس خبرگان رهبری از روحانیون متخصص در دین اسلام تشکیل می‌شود و کاندیداهای آن ابتدا باید به تایید شورای نگهبان برسند. رئیس مجلس خبرگان، آیت‌الله شیخ علی اکبر اردبیلی مشکینی بود. با فوت ایشان، تا تععین تکلیف این منصب، نواب رئیس به اداره ی مجلس خواهند پرداخت. نایب رئیس اول مجلس خبرگان آیت الله هاشمی رفسنجانی و نایب رئیس دوم آن آیت‌الله ابراهیم امینی است. شورای نگهبان قانون اساسی از دوازده نفر تشکیل شده‌است. ۶ فقیه که توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و ۶ حقوقدان که توسط قوه قضاییه پیشنهاد و تایید مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌شوند. دبیر کنونی شورای نگهبان، آیت‌الله علی جنتی است و سایر اعضای کنونی آن عبارت‌اند از: آیت‌الله محمد مومن، آیت‌الله غلامرضا رضوانی، حجت‌الاسلام صادق اردشیر لاریجانی، حجت‌الاسلام مدرسی یزدی، آیت‌الله محمد یزدی، حجت‌الاسلام عباس کعبی، دکتر غلامحسین الهام، دکتر عباسعلی کدخدایی، ابراهیم عزیزی، دکتر محسن اسماعیلی و محمدرضا علیزاده. قوه مقننه ، مجلس شورای اسلامی است که نمایندگان آن برای یک دورهٔ چهارساله و با رای مردم انتخاب می‌شوند. نامزدهای این مجلس ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. علاوه بر مناطق مختلف بعضی ادیان (مسیحی کلدانی و آشوری، زرتشتی و کلیمی) نیز نمایندگانی در مجلس دارند. مصوبات این مجلس باید با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سازگار باشند و از همین رو شورای نگهبان قانون اساسی باید مصوبات این مجلس را پیش از اجرا به تصویب برساند. در صورت اختلاف بین قوه مقننه و شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش حل این اختلاف را دارد.رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی علی لاریجانی است . مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجمعی است که وظیفه حل اختلافات بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی و دولت پاره‌ای وظایف دیگر را به عهده دارد. اعضای این مجمع توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و رئیس کنونی آن هاشمی رفسنجانی است. قوه مجریه در دست رئیس جمهوری اسلامی ایران است که با رای مردم و تایید رهبر انتخاب می‌شود. نامزدهای ریاست جمهوری برای شرکت در انتخابات و پیش از آن باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. قانون، شرایط شرکت در انتخابات را «رجال سیاسی» بودن می‌داند. بعضی معتقدند که «رجال سیاسی» لزوما به مذکر بودن اشاره ندارد اما در تاریخ جمهوری اسلامی تا بحال هیچ زنی برای کاندیدایی ریاست جمهوری تایید نشده‌است. رئیس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد است. رئیس قوه قضاییه توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شود. شوراهای شهر و روستا نیز در مناطق مختلف وجود دارند که شهردار شهرها را انتخاب می‌کنند. شورای شهر اکثر مناطق ایران و بخصوص پایتخت، تهران، و شهرهای بزرگ در حال حاضر در اختیار طیف محافظه‌کاران است. [ویرایش] احزاب و جریانات سیاسی در صحنهٔ سیاست ایران، عملا دو نوع تشکل و حزب موجود است. یکی احزابی که مجاز هستند و می‌توانند در مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری شرکت کنند (به شرطی که کاندیداهای آن‌ها توسط شورای نگهبان قانون اساسی تایید شوند) و دیگری طیفی از احزابی که معمولاً طرفدار براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اعمال اصلاحات شدیدی همچون برکناری رهبری و ولایت فقیه هستند. طیف دومی شدیدا غیرقانونی است و اعضایش معمولاً نمی‌توانند در انتخابات رسمی نامزد شوند. رهبران احزاب دستهٔ دوم معمولاً خارج از ایران هستند. هرگونه همکاری با این احزاب اپوزیسیون می‌تواند پیامدهای خطرناکی حتی تا مرحلهٔ اعدام را به همراه داشته باشد. «محاربه» یا «اقدام علیه امنیت ملی» جرم‌هایی است که معمولاً به کسانی که احتمال هرگونه همکاری آنان با اپوزیسیون برود, نسبت داده می‌شود. در ایران ضمن ارتداد به معنای تعویض دین از اسلام و الحاد به معنای عدم اعتقاد به وجود خدا, توهین به پیامبر اسلام نیز جرم جنایی شناخته می‌شود. در زیر به معرفی این احزاب و جریانات می‌پردازیم. [ویرایش] احزاب رسمی و قانونی در صحنهٔ رسمی سیاست و مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری، دو طیف کلی از احزاب و تشکل‌ها حضور بیشتری دارند. این دو طیف کلی را معمولاً با نام‌های «جناح راست» و «جناح چپ» و یا محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان می‌شناسد. البته هر دوی این طیف‌ها به اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه معتقد هستند اما جناح راست ادعای نزدیکی بیشتر به اسلام، راه آیت‌الله روح الله خمینی و رهبری آیت‌الله سید علی خامنه ای را دارد. در ضمن بعضی شخصیت‌های کلیدی همچون علی اکبر هاشمی رفسنجانی را می‌توان فراجناحی خواند. در زیر به معرفی احزاب و تشکل‌ها و شخصیت‌های هر دو جناح پرداخته شده‌است. [ویرایش] احزاب محافظه‌کار (جناح راست)(اصول‌گرا) جناح راست ، شامل احزاب و تشکل‌های محافظه‌کار است که در دوره‌های اخیر خود را اصولگرا نامیده‌اند. این جناح که البته مسلما در درون خود نیز جناح‌های دیگری نیز دارد, بیشتر با اعتقاد بسیار به اسلام و آموزه‌های امام خمینی و وفاداری به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای شناخته می‌شوند. تاریخا این جناح شامل تندروهای اسلامی بوده‌است و اختلاف کمی در آن وجود داشته‌است اما در حال حاضر و بر سر مسائلی مثل انتخابات پیش روی مجلس خبرگان رهبری جناح‌های مختلفی درون این جناح ظهور کرده‌اند. آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به طور غیررسمی از این جناح شناخته می‌شود. تشکلهای معروف این جناح در حال حاضر عبارت‌اند از جامعه روحانیت مبارز ، حزب مؤتلفه اسلامی ، و آبادگران .تندروترین و راست‌ترین طیف این جناح را می‌توان شخصیت‌هایی چون آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی دانست. • ایت الله مصباح یزدی وشاگردانش در حال قدر گرفتن در ایران هستند.[۶]این افراد برای رسیدن به این مقصود علاوه بر اتحاد وهمکاری با سپاه پاسداران سعی در تضعیف قدرت هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش دارند.[مهمترین این جدال ها در انتخابات مجلس خبرگان رهبری بروز کرد[۸]به طوری که شاگردان مصباح با ارائه فهرست انتخاباتی به نام (منهایون)که اسامی همه افراد فهرست مشترک جامعه روحانیت مبارز تهران وجامعه مدرسین حوزه علمیه قم وجود داشت به جز چند نفر، در تهران هاشم رفسنجانی و حسن روحانی ،در مشهد ایت الله واعظ طبسی وایت الله هاشمی شاهرودی ،که در نهایت این انتخابات منجر به پیروزی هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش شد.[۹] [احزاب جناح چپ(اصلاح‌طلب)(۲ خردادی) تاریخا این جناح با با تفاوت اندکی از جناح راست تشکیل شد. انشعاب در مجمع روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارز (که با تایید آیت‌الله روح الله خمینی انجام شد) را می‌توان سر آغاز این جریان دانست

سلام

خانم "شکیلا"در 13اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد.وی کوچکترین فرزند خانواده بود.از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود.در نه سالگی قطعه ای برای تلوزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن وسال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.


شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سالها (1356و1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بود که سبب شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند.شکیلا در سال 1368اولین آلبوم خود را با همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و با عرضه این آلبوم به طورحرفه ای وارد دنیای موسیقی به خصوص خوانندگی شد.
غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان میگردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.
علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.

شکیلا تا امروز یازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند.
تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه " اپراتیکا- شاین" افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.
ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.

 
شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند ودر شوق آن روزگار می گذراند.یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است.علاوه بر زندگی هنری افتخار امیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است دربین همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم نبوده است او توانسته است با حفظ اصالت و نجابت ایرانی سالهاهنرمندی کند و به طور همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد . در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد . وب سایت رسمی شکیلا او را " vioce of an angel"نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است!

رسما اعلام شد مایلی کهن از تیم ملی استعفا داد( نجات تیم ملی)
   


متن كامل استعفای مایلی كهن

 

wh120-2630.jpg

محمد مایلی كهن از سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران استعفا كرد.

به گزارش ایسنا،‌ محمد مایلی كهن پس از نشست روز گذشته در فدراسیون فوتبال كه در آن از استعفا سخن گفته بود، امروز رسما از سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران استعفا كرد.

در استعفا نامه‌ی مایلی كهن آمده است:

مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است

نمی‌دانم چه بگویم، چه بنویسم. به قول مجری محترم برنامه نود، این روزها بلوایی در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زیر سوال برده كه همه آن ناشی از بیانیه احمقی به نام مایلی كهن است. بله؛ محمد مایلی كهن. این مزدور به مردم و میهن، كه به یكباره تمام قداست و زیبایی فوتبال ما را شكسته و تنها نیمه خالی لیوان را دیده و همواره فریاد سر می‌دهد ای مردك (مایلی كهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، كوتوله و ... تقدس شعاری حماسی مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بین ببری. شعار پرمحتوا و زیبایی كه در عین سادگی در مقاطع مختلف كاربرد اساسی داشته؛ نه تنها در روابط با مایلی كهن بلكه دیگران نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند.(داور، بازیكن، مربی و ...).

ای خائن (مایلی كهن) آدم بی‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه تیم سایپا با استقلال تهران، هنگامی كه شعار می‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مایلی كهن و... توی نادان در صندلیت نشستی و دم برنیاوردی. ای مردك چرا با دیگران هم آواز نشدی و آن شعار را تو نیز سر ندادی، تازه گناه بزرگتر اینكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود كه در ورزشگاه حاضر می‌شد) را نكشیدی و به او نگفتی كه پسرم تو هم این شعار زیبا و بی‌مانند را هم صدا با تماشاچیان فهیم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...

پسرم آنها به دلیل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بیش از همیشه مورد لطف و تشویق خود قرار می‌دهند.

پسرم هیچ می‌دانی كه پدرت در تمامی دوران قهرمانی‌اش این گونه مورد لطف و حمایت قرار نگرفته بود. به راستی ای مزدور، خائن، گلادیاتور، با كدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی كه بازیكنانت بدون غل و زنجیر در مسابقات حاضر شوند.

ای مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتی این همه اتحاد و همدلی بین تماشاگران را نادیده گرفته و درصدد آن هستی تا در بین آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری. چگونه است كه چشمانت را بستی و بهترین تماشاگران دنیا را نمی‌بینی.

ای بدبخت فلك زده، ای مردك عقب افتاده، بیشتر این عقب‌افتادگی‌ات به خاطر این است كه نمی‌خواهیم تماشاگرنماهای واقعی را از كانال تلویزیونی همسایه ببینیم، هر چند چند بار دعوت شدی و دیدی كه تماشاگرنماها چگونه بازیكنانشان را وقتی گل می‌زنند می‌روند و در بغل آنها قرار می‌گیرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه می‌بایستی تكه بزرگ بازیكن، گوش او می‌شد. بیچاره در به در از آن جا مانده، از این جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهای تماشاگران با زمین مسابقه از بین نمی‌رفت و می بایستی بین آنها خندقی كنده می‌شد.

بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازی برای هر دو تیم دست می‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غیرت و مردانگی ندارند. مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌شان بازی را واگذار كند و او برای تیم خود و رقیبش دست بزند.مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌اش در پایان مسابقه بازی را واگذار كند و رگ گردنش بیرون نزند. مگر نمی‌دیدی كه این مسابقه آخرین مسابقه تیم مورد علاقه او و تو می‌باشد. پس باید بر اساس اصول حرفه‌ای گری از هر طریق ممكن و با هر ترفند در این مسابقه پیروز از زمین خارج شود.

اینها را كه دیدم و شنیدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم كوتوله این اراجیف چه بود كه در بیانیه اول نوشتی. این همه غوغا و بلوا در فوتبال نجیب و پاك ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بكش و به خاطر این همه پاكی، دوستی، صمیمیت، اتحاد، مردانگی، تماشاگر خوب، بازیكن خوب، داور خوب، مربی خوب، مدیر خوب، ورزشگاه خوب، فدراسیون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلویزیون خوب، رادیوی خوب و خیلی خوب‌های دیگر و به خاطر اینكه قداست این همه خوبی‌ها‌ را شكستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صدای بلند بگو من لایق و شایسته مربیگری تیم ملی كشورم نیستم و از اول هم ما اشتباه بودیم.

عجیب است كه روده‌درازی می‌كنم اما این پسر؛ علیرضا (نوه‌ام) این شعر را می‌خواند: یك توپ دارم قلقلی، سرخ و سفید و آبی، می‌زنم زمین هوا می‌ره، نمی‌دونی تا كجا می‌ره. من این توپو نداشتم، ‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عیدی داد یك توپ قلقلی داد.

بابا ، علیرضای بهتر از جانم تو هم وقت گیر آوردی اما به خودم می‌آیم و می‌گویم این پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بیشتر است. صدایش می‌كنم و می‌گویم، عزیزم عجب توپی، عجب صفایی، عجب معرفتی، عجب مروتی، عجب مردانگی، عجب دوستی، بابا علیرضای بهتر از جانم می شه به من هم یكی از اون توپ ها را بدی و با همان پاكی و صداقت صمیمیت و معصومیت تو.

محمد مایلی كهن از همه جا رانده و مانده اما یارب نظر تو برنگردد.

انتهای پیام